۸ پاسخ

بزارهرچی میخادبگه توجه نکن ادمای قدیمی حرفای مفت زیادمیزنن

من مادر بزرگ شوهرم خیلی حساس بود من چون شاغل بودم از اول شیر خشک دادم اون خیلی ناراحت شد مامانم بهش گفت اگه میخواستین نوه تون شیر مادر بخوره زن شاغل نمیگرفتین مثل خودتون خانه دار میگرفتین که دست و پاشو جمع کرد

فداسرت مادر شوهرا حرف اضافه میزنن

هیچکس بی پناه تر از زنی نیست که تازه زایمان کرده اون همه فروپاشی روانی فکر و ذکر بچه بدن خود آدم نابود شده باز یه عده از خدا بی خبر میان خون به دل آدم میکنن

من مادرشوهرم خودش پیشنهاد داد ک کمکی هم بهش بدیم ک کامل سیر بشه

من شیرم زیاده ها اما قوت نداره آبکی بچم سینه راستمو نمیگیره فقط چپ ومیگیره سیر نمیشه مادرشوهرم میگفت بچم گرسنس سیر نمیشه شیر خشک بده الان هم سینه خودمو میدم هم چهار بار صبح ناهار عصر وشب ها شیر خشک میدم دماغش گنده شده چرا شیرخشک میدی پول وحیف میکنی

عزیزم حرفش برات مهم نباشه منم بچهام شیرخشکی هستن همه گفتن شیر خودت بده ولی بهشون گفتم هرچی خودم صلاح میدونم کارتون نباشه

واقعا خودمون روزای سختی داریم اونا با حرفاشون تیر اخر میزنن
اگ بهش شیشه ندی گرسنه بشه بازم سینت نمیگیره؟
چه شیری میدی عزیزم
به حرفاشون بی تفادت باش
من هردو میدم تو مهمونیا شیرخشک زن عموی شوهرم گفت طفلک بچه گناه داره عروسم شیر خودش میده منم گفتم تو مهمونی چکار کنم خو شیشه میدم برات مهم نباشه

سوال های مرتبط