۱۱ پاسخ

دومی بیاد متوجه میشی اولی چقدر راحت بوده سخت می‌گرفتی راحت می‌شده زندگی کنی.سومی بیاد میفهمیم بچه داری ی جور دیگست با دوتا می‌شده بگذرونیم و همینجوری می‌ره بالا.دلش شاید مهمونی و تفریح میخواد حوصلش سررفته یا دندون اسیاباش اذیته.تا هوا بد نشده برید بیرون حال کنید باهم باهاشم بنظرم مدام صحبت کن کدبا جیغ و گریه درست نمیشه و درست بگه چیشده تا زود انجام بشه و...

پسر من لجبازه بشدت

پسر منم همینه اصلا بیخودی جیغ میزنه چند ماهی هست دیگه منم رد دادم نمیدونم چی کنم

تنها نیستی خاهر دختر منم همش گریه به شدت لجباز شده اگه لباسش کج باشه درست کنم قیامت میکنه میگه چرا درست کردی من که دیگه رد دادم😫

کااااملا درکت میکنم ، بچه منم همینه😐
بعضی وقتا انقدر گریه می‌کنه و خودشو به در و دیوار میزنه ، یه علتش بنظرم اینه که هنوز نمیتونن حرف بزنن و خواستشون رو بیان کنن بخاطر همین گریه میکنن ، به حرف بیوفتن یکم بهتر میشن ، البته دو تا ۳ سالگی سن لجبازی بچه ها هست و طبیعیه.

تنها نیستی عزیزم
خسته نباشی
اقتضای سنشونه ازدوتا سن معمولا همینطوری میشن
من ازبس دوقلوهام توهین حالت کوچولوی شما بودن وکناراون بازباهمم وحشتناک دعوا میکردن ویک لحظه آرامش نداشتن دیگه مجبور شدم یکیشونو بفرستم خونه مامانم

تازه میخواد بدتر بشه ۳ تا ۴ سالگی

این دوران میگذره و کم کم بزرگ میشن و متوجه راه درست میشن .البته باید صبر و تحمل بالایی داشته باشیم

توی هر سنی یهو عوض میشن، دختر من آروم بود اصلا تا یکسالگی نفهمیدم چطور گذشت، از یکسال تا یکسال ونیمی عوض شد نق نقو شد، عصبی‌میشد،‌باز خداروشکر از یکسال ونیمی تا دوسالگی شد مثل قبل آرومتر شد، کلا فهمیدم هر سنی به تغییراتی‌میکنن، الان هرچی بخاد با گریه بدست میاره ، وابسته تر شده بهم، میچسبه بهم، همش میگه بغل، ترسو تر شده، کلا بچه ها یهو یه جوری میشن انگار

والا پسر منم خیلی بهونه میگیره و هر چه بخواد باید بگیم چشم و الا خودش و محکم پرت میکنه روی زمین و گریه میکنه
چند بار تا الان سرش ضربه خورده
و خیلی هم لجباز شده
هر مار بگم نکن بدتر میکنه

پسر منم دقیقا همینه پرخاشگر و لجباز شده جدیدا واسه هر چیزی جیغ میزنه و گریه میکنه منم کلافه ام 😭😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان قندعسل مامان قندعسل ۳ سالگی
دختر من تازه ۲ سالش شده و چند وقتیه خیلی خیلی لچباز و یک دنده و بهونه گیر شده من قبلا خونده بودم ک سن ۲ تا ۳ سالگی سن همین چیزاس و سعی میکنم همه چیو بزاشتوضیح بدم و تا جایی که میشه سخت نگیرم
اما نمیخوامم سبک تربیتیش طوری باشه ک هرچی دلش خواست رو بتونه با گریه به دست بیاره
الان ک دارم برات اینارو مینویسم یک ساعت پیش ساعت خوابش بود ( از ۷ صبح پاشده بود) میدونستم سیذه بازیشو کامل کرده و مشکلی ندازه اما اصرار داشت از اتاق خواب بیایم بیرون و بریم تو اتاق بازی
منم مقاومت کردم که شروع کرد به گریع کردن اهمیت ندادم ( چون نمیخواستم حس کنه من با گریه تسلیم میشم ) ولی انقددددر گریه کرد ب هق هق افتاده بود و یه کم دیگه نزذیک بود استفراغ کنه بغلش کردم اومدم بیرون از اتاق تو بغلم خوابید 🫤🫤🫤😔😔😢😢😢
بماند ک یک ساعت خودم اشک ریختم ک چقد سنگ دلم مگه از من چی میخواست بماند ازعذاب وجدانی ک ولم نمیکنه اما سوالم اینه پس کی باید جلوی اینحور رفتاراشون وایسیم ؟ من هر وقت بخوام ایستادگی کنم دخترم دقیقا تا مرز استفراغ از شدت گریه پیش میره