۸ پاسخ

انشالله بحق خانوم فاطمه زهرا خدا هرچه زودتر هرکی آرزو داره آرزوش برآورده بشه وهمه ی مادران وشما عزیزای دل والسا جانم دامنتون سبز بشه

برای من ازنوشتن گذشته هرچی گریه میکنم اروم نمیشم باتمام وجومیسوزم وآب میشم دوتادخترداشتم ۴ساله ویکسال ودوماهه ،جفتشون فوت کردند جگرسوخته

از من هفته های پایین بود ک سقط شد
ولی بهش وابسته شده بودم
هنوز بهش فک میکنم

وای. من خوابشومیبینم کلاروزخوشحالم.. حالاشماکه داشتین باهاش حرف زدین.. بعد...... واقعامادربودن خیلی سخته..

یاد سقط خودم افتادم 😭😭

😔😔😔😔😔

خدا به دلت صبر بده😭😭
منم خیلی مینویسم که آروم شم ولی من باهیچی آروم نمیشم نمی‌دونم چرا هیچی حالمو خوب نمیکنه خستم

تنم مور مور شد منم سه قلو هامو تو بیست هفته از دست دادم شبی ک برگشتم خونه خاکشون کردن برف اومد تو دلم میگفتم سردشون نشه بچه هام

سوال های مرتبط

نرگس بانو💕 نرگس بانو💕 قصد بارداری
معجزه‌هایی که همین نزدیکی‌اند…

سلام به همه‌ی مادران و منتظران عزیز،

می‌خواستم حسی که از بودن در کنار شما و دیدنِ خبرهایِ خوبتون دارم رو باهاتون در میون بگذارم.

اوایل که با «گهواره» آشنا شدم، وقتی بی‌بی‌چک‌های مثبت یا خبرهای بارداریِ شما رو می‌دیدم، ناخودآگاه بغض می‌کردم و از ته دلم می‌پرسیدم: «خدایا! پس نوبت من کی می‌شه؟ چرا من با وجود چند ماه تلاش، هنوز این هدیه رو دریافت نکردم؟»

اما کنجکاو شدم و رفتم تاپیک‌های قدیمیِ کسانی که خبر بارداری‌شون رو گذاشته بودن، خوندم. نه فقط یکی، خیلی‌هاشون رو…

دیدم خیلی از اون‌ها هم دقیقاً روزهایی مثل امروزِ من رو گذروندن، روزهایی که ناامید شده بودن و فکر می‌کردن شاید خدا فراموششون کرده. اما در همون لحظاتِ بی‌پناهی، خدا براشون معجزه کرده بود. خیلی‌هاشون حتی نمی‌دونستن باردارن و در اوجِ ناامیدی، دعا می‌کردن، در حالی که خدا خیلی قبل‌تر دعاشون رو مستجاب کرده بود.

این داستان‌ها به من یاد داد که خدا نه فقط صدایِ کلماتِ ما، که صدایِ تپش‌های قلبِ خسته‌ی ما رو هم می‌شنوه. یاد گرفتم که حتی اگر خواسته، همون لحظه که دلمون می‌خواد برآورده نشد، باز هم نباید ناامید بشیم؛ چون ناامیدی از درگاهِ مهربانش، خودش یه جور دوریه.

هر اتفاقی که بیفته خیره، فقط باید صبور باشیم و به حکمتش اعتماد کنیم.

از ته دلم برای همه‌ی اون‌هایی که منتظر این هدیه‌ی آسمونی‌ان دعا می‌کنم؛ ان‌شاءالله دامن همه‌تون سبز بشه و طعم شیرینِ مادر شدن رو بچشید.

التماس دعا، ببخشید طولانی شد🌼
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍