مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 ۱۲ ماهگی
مامان 🩷پناه🩷 مامان 🩷پناه🩷 ۱۲ ماهگی
ما کلا دوتا خواهریم یه برادر خواهرم از من شش سال بزرگترع دوتام پسر دارع همیشه حسرت زندگیشو میخورم یه شوهر داره خیر خداست انقد ک این خوبه ی جوریه ک اگ ابجیم بهش بگه یه لنگ پا تا خود صب وایسا وایمیسه
کلی برا ابجیم خرج میکنه من ندیدم ابجیم یه لباسی رو دوبلر بپوشه یسره خدا بازار به خرید کردنه یا آرایشگاه ب خودش میرسع ...
شوهر منم وضع مالی عالیی داره ولی...برا لباس پول نمیده برا لوازم ارایش ک اصلا نمیده قبلنا مسافرت میبرد از وقتی بچه اومده فقط خودش میره
همیشه اولویت در همه چیز خودشه مثلا ابجیم و شوهرش رفتن مسافرت خارجی منم بهش گفتم ماهم بریم گفت ن اول من برم ببینم چجوریه بعد باهم میریم با دوستاش ی چند باری رفت بعد گندش در اومد ک میرن اونجاها کثافط کاری..😔
ابجیم رفت دماغشو عمل کرد موهاشو کراتین کرد ژل زد کلی ب خودش رسید
بعد شوهر من بم میگه چیه شبیه پیر زنا شدی گفتم پول بده تا منم برم بکوب بسازم خوشگل بشم گفت خونه بابات میکردی
بخدا انقد عن اخلاقه هیچکس بهمون اعتنا نمیکنه کسی جایی دعوتمون نمیکنه باهمون رفت وآمد ندارن فامیلا
بعد شوهر ابجیم از بس برا خیر وشر همه رفته همه جلوش دولا راست میشن کلی تحویلش میگیرن
مال من از یه خانواده بی ادبع بی تربیت بار اومده ک برا هیچکس جز خودش ارزش احترام قائل نیس