مامانای خوشگل من دو روز دیگه زایمان می‌کنم
به تمام خانومایی که هنوز باردار نشدن یا اوایل بارداری هستن
دوست داشتم بهتون بگم که تمام خانوما تو بارداری اذیت نمیشن همه چیز برمیگرده به حس درونی خودتون
من قبل بارداریم شنیده بودم آدم زشت میشه شکمش ترک میخوره نمیتونه کارهای عادیش رو انجام بده شب‌ها نمی‌تونه راحت بخوابه اسید معده اذیت می‌کنه و …
توی بارداریم خدا را شکر نه شکمم ترک خورد نه شب بیداری کشیدم نه اسید معده اذیتم کردم نه نیازی بود بقیه برام غذا درست کنن و نه حرفای ترسناکی که بقیه میزدن
اوایلش کمی ویار داشتم که یک ماه و نیم بیشتر طول نکشید و با بو کردن لیمو یا نفس عمیق یا خوردن قرص ویتامین ب ۶ وقتی شدت میگرفت آروم میشدم
حتی اواخر بارداری دو دور بند ناف دور نی‌نی پیچید اما چون مثبت فکر کردم نی‌نی تونست خودش بند رو باز کنه
خواستم بهتون بگم خیلی دوران شیرینیه و شما موجودی رو تو وجودتون دارید که قلب داره که تو شکمتون گاهی میتونید حتی باهاش بازی کنید
سعی کنید از این دوران تا میتونید لذت ببرید بخصوص که همه حواسشون بهتون هست و خیلی بیشتر از قبل دوستتون دارن
تمام حرفای ترسناک و منفی رو بزارید کنار 🤍🌱👶🏻

تصویر
۱۵ پاسخ

عزیزم شرایط شمااینجور بوده همه مثل هم نیستن...من از۱۵هفتگی بخاطرسرویکس کوتاه خوابیدم تو جا دسشوییم نمیرفتم لگن برام میزاشتن...ماه پنجمم ۱ماه حمام نکردم...بعدش هفته ای۱بار خوابیده مامانم منو میشست...تاالان هم حدود ۲۰۰تاآمپول هپارین تزریق کردم پروژسترون زدم هرهفته...از اول شیاف استفاده کردم درد وانقباض کشیدم ۳بار بستری شدم...سرم سولفات وآمپول ریه زدم...درد پساری رو کشیدم همه اینارو تحمل کردم الانم باکمک خدا وتوکل بهش و کمک مادرم ودکترم رسیدم ب اینجا...من تنها خوبیه بارداریم این بود ک حالت تهوع نداشتم😅همه مثل هم نیستن

عزیزم واقعا خداروشکر و ایشالا سلامت بچتونو بغل کنین😍😍😍
و خیلی خوبه که به همه وایب مثبت بدیم
اما واقعا شرایط برای همه یکسان نیست…
من تا همین امروز حالت تهوع دارم، دیسک کمر و سیاتیک دارم اما ذره‌ای برام اهمیت نداره چون الویتم بچمه
شغلمو رها کردم اما برام مهم نیست
ترک شکم که اصلا هیچوقت نمیتونه ناراحتم بکنه
اما سونو بهم یه چیزی گفته که با استرس منتظر بچمم و باعث میشه این دوران واسم سخت بگذره
واقعا برای هرکسی متفاوته شرایط♥️
ایشالا زایمانت هم مثل بارداریت راحت بگذره😍😍

اره خب شانسیه یکی داغون میشه مثل من🤕 یکی هم بارداری خوب و ارومی داره مثل تو🥰😁

خداروشکر که بارداری خوبی داشتی و برات خوب گذشته انشالله که به سلامتی زایمان کنی اونم برات به خوبی بگذره❤️،موافقم که نباید دیگرانو از روند بارداری ترسوند بدن با بدن فرق میکنه بارداری برا همه یه داستان تکراری نیست همونطور که برا همه سخت نمیگذره برا همه راحتم نمیگذره...خیلیا احساس زشت بودن میکنن ورم می‌کنن و ترک میخورن اون انرژی منفی ک دارن اصلا دست خودشون نیست خیلیا کل ۹ ماهو ویار دارن و بالا میارن چطور میتونن مثبت نگاه کنن اصلا وقت نمیکنن مثبت نگاه کنن همش تو سرویس بهداشتین😬من خودم ویارم ۳ ماه اول بود اینطوری بودم که خدایا غلط کردم بچه برا چی میخواستم ؟روزی هفت بار بالا میاوردم دیگه خدا رو بنده نبودم و واقعا نمیتونستم با اون شرایط خوشحال باشم و از بارداری لذت ببرم 😂اوج لذتم دیگه سه ماه دوم بود🥴

چند هفته ای عزیزم برا زایمان

عه شما مگه سندروم پای بی قرار نداشتی ک توی خواب مور مور میشدد😶😶

واقعا به شانسه
من اول که تا چهارماه فقط برمیگردوندم و هفت کیلو لاغر شدم
بعدش میگرن وحشتناک و درد فک… در حدی که به خودکشی فکر میکردم…
فقط یک ماه خوب گذشت
که اینم از امروز درد فک و سردردم برگشته
خدا میدونه چقد شدیده
انگار همه دندونامو دارن میکشن

از هر صد نفر فقط یکی شاید مثل شما حالش خوب باشه .شانسی .وگرنه خیلی ها خیلی بدتر از ایناش کشیدن .بدن ها متفاوت

مرسی برای انرژی مثبتت عزیزم انشالله با سلامتی و دلخوشی نی نی بغل کنی ❤️😍🙏🏻

خب شما خوش شانس بودی
منم ترک‌نخوردم‌ورم‌نکردم زشت نشدم
شکمم‌بزرگ نیس
ولیییی تا دلت بخواد درد داشتم

دقیقا درست میگید که هرچی انرژی مثبت بدید به خودمون برمیگرده و قطعا تو شرایطمون تاثیر میزاره خداروشکر منم بارداری خیلی راحتی داشتم جوری که اصلا متوجه نشدم چطور۳۷هفته گذشت درسته یه سختیای کوچیکی داشت ولی اونجوری نبود واقعا که خیلی اذیت بشم و کلافه
خداروشکر نه ویار داشتم نه حالت تهوع نه ورم نه شکمم ترک خورد نه سوزش معده و کلی علاعمی دیگه که خانمای باردار میگن واقعا از بندگان برگزیده خدا بودم انگار🤣فقط این ماه اخر درد لگن و واژن دارم تو کل بارداری به جرات میکم تنها دردیه ک دارم تحملش میکنم
ولی اینم باید در نظر گرفت شرایط همه مثل هم نیس هر بدنی با بدنی دیگ فرق میکنه خیلیا بارداری پرخطر و اذیت کننده ایی دارن و واقعا دوران بدی رو از همه لحاظ طی میکنن
بنظرم بیشتر به شانس ادم و بدن هر فرد بستگی داره

سلام عزیزمم منم همینطوری خودم کارهایی شخصیمو انجام میدم غذا درست میکنم احساس زشت بودنم ندارم حالا تو دید بقیه نمیدونم 🤣
ولی شکمم ترک خورده اونایی قبلا خورده تمیز کم رنگ شده فقط از نزدیک دید میشه این جدیدا هنو صورتی ولی حالا بدن من ترک میخوره از بین میره جاش نمیدونم بقیم همینطوری هستن
معدمم گاهی وقتا اذیت میکنم فقط یه شب بود نذاشت بخوابم ولی اینا همه بازم بستگی ب بدن هر شخص داره و روحیه و ارامش تو خونس ایشالا همون راحت زایمان کنیمو بچمون بغل بگیریم اونایی ک بچه ندارن ایشالا خدا بهش بده

چه تاپیک پر انرژی و مثبتی😍😍😍😍

آفرین😍😎

چقدر شما زیبایی عزیزم قدم نو گلت مبارک
منم منتظر دختر خوشگلمم و دوران بارداری خوبی داشتم تا الان

دقیقا منم همچین بارداری راحتی دارم میکذرونم،گاهی کمر درد ‌‌یبوست و اینجور چیزا هست،اذیت میشم،ولی اصلا اینجوری نیس ک سخت بگیرم،

سوال های مرتبط

مامان رزا👼🏻 مامان رزا👼🏻 ۱ ماهگی
چند روز پیش اولین ترک روی شکمم رو دیدم 😁ذوق کردم از اینکه بچه داره بزرگ میشه و هم یکم ناراحت هم شدم چون فک میکردم ترک نمیخورم با اینکه روی پاهام ترک دارم ولی شکمم تا اینجا ترک نخورده بود منم اوایل که داشت شکمم بزرگ میشد روغن زیتون میزدم گاهی تا جلوی خارش رو بگیره ولی اینجوری نبود که بگم هر کاری کردم که ترک نخوره
اتفاقی تو آینه دیدم پایین شکمم یدونه قشنگ ترک خورده باز شده جوری که انگار زخم چاقوعه 😁 همه‌ی اینا معجزه ی خداس یه کوچولو داره درونم رشد میکنه نفس میکشه وقتی بهش فکر میکنم باورم نمیشه
تو بارداری خیلی حس و حال متضادی داشتم اینکه مادر خوبی میشم یا نه اینکه که تصمیم عاقلانه ای بود که زود خواستم باردار شم یا سنم کم بود و هنوز زود بود برام و آموزش های لازم رو ندیده بودم ولی با هر بار کمر درد و حالت تهوع کوچولو بهم میگفت که من اینجام و دارم روز به روز بزرگ میشم نمیدونم برا همه اینجوریه یا نه ولی احساساتی که تو این نه ماه تجربه کردم واقعا برام شیرین و عجیب بود مادر شدن واقعا عجیبه

بمونه یادگاری

#بارداری#زایمان
مامان امیرعلی 🧸❤ مامان امیرعلی 🧸❤ ۲ ماهگی
🔷️ تجربه من از دوران بارداری🔷️ (۱)

حالا که خداروشکر دوران بارداریم تموم شده ، میخوام از تجربیاتم برای مامانای باردار و اونایی که هفته های پایین تر هستن بگم:

برای من، بارداری تا سه ماهه دوم یعنی ۶ ماهگی خیلی خوب بود. اصلا انگار نه انگار که حامله ام. (البته من تهوع و ویار کلا نداشتم). سه ماهه سوم برام سخت بود و تازه از ماه ۷ کم کم فهمیدم بارداری چیه ... سخترین ماه برام ماه آخر بود که واقعا سخته چون سنگینی و هر روز یه درد عجیب و غریب میاد سراغت. بیشترین مشکلی که تو بارداری داشتم ، معده درد و اسید بالای معده‌ام بود که با هیچ قرصی بهتر نشد. هفته های آخر انقدر وضعیت معده ام بد شده بود که هرچی میخوردم احساس میکردم اصلا هضم نشده و همونجا مونده و خیلی خیلی بد بود. تنها چیزی که برام کمی فایده داشت و معده ام بهتر میشد این بود که وعده های غذاییم رو تقسیم کردم و مثلا ناهار رو تو ۲_ ۳ وعده با حجم کمتر میخورم اینجوری برام بهتر بود و اسید کمتری ترشح میشد. چای هم به حداقل رسوندم و خیلی کمرنگ میخوردم. عرق نعنا یا دمنوش نعنا هم کمی بهتر میشد.

من کلا در بارداریم ۱۶ کیلو وزن اضافه کردم (از ۶۴ کیلو رسیدم به ۸۰). ماهی ۱ الی ۲ کیلو اضافه کردم اما ماه هفتم یهو ۵ کیلو بهم اضافه شد. ماه ۸ و ۹ هم یک کیلو اضافه کردم. اضافه وزن بیشتر به ژنتیک و تغذیه مربوطه ... ما خانوادگی خیلی وزن اضافه میکنیم و من تو بارداری اشتهام بیشتر شده بود.

از اول تا آخر بارداری یبوست همراه من بود. اما هفته های آخر خیلی بهتر شدم و دیگه یبوست نداشتم. اخرای بارداری بود که فهمیدم برای من کره و روغن زیتون، یبوستم رو بهتر میکنه ...
مامان دل‌ربا👧🏻 مامان دل‌ربا👧🏻 ۳ ماهگی
پارت نهم تجربه زایمان
ببین شاید الان با خودت بگی هیچوقت یک دکتر برای ۵ میلیون پول سونو های بارداری این کار رو نمیکنه
ولی این دکتر دستگاهش و تشخیصش توی شهر حرف اول رو میزنه و این حرکت و تشخیص فقط و فقط بخاطر انتقام بوده
تا حالا شنیدید که میگن
اگر تمام دنیا دوستت باشن خدا نخواد نمیشه و
اگر تمام دنیا دشمنت باشن اما خدا یه چیزی رو برات بخواد میشه
من با تمام وجود این رو درک کردم…
هر دو تا دکتر من بر اساس حرف این آقای … به ظاهر دکتر خوب و قوی تشخیص دادن مشکل برطرف شده
و دکتر سزارین من آگاه نبوده و بدون آمادگی قبلی با همچین مسئله‌ای روبه رو شده
فردای عمل پرستار اومد پیشم بهم گفت میدونی خدا دو بار این بچه رو بهت داده
دیروز دکتر شکمت رو که باز کرد اول جفت اومد بیرون دکتر سر بچه رو نمیتونست پیدا کنه و بند ناف دور گردن بچه و …
خدا خواست فقط خدا خواست سالم بغلش بگیرم
این دلگرمی رو بهتون بدم که خدا از همه قدرتمندتر
خدا باید بخواد
اگر چیزی رو به دست آوردید بگید خدا داد و اگر به دست نیاوردید یا از دست دادید بدونید خدا نخواسته و خیریت داشته
من اون عمل سخت رو پشت سر گذروندم و بچم رو سالم بغل گرفتم چون خدا خواست
پس دلتون قرص باشه به همون کسی که حواسش به همه چیزی هست
ببخشید اگر دیر شد ارسال پارت ها و یا استرسی که بهتون دادم
خواستم بهتون بگم که بدونید خدا چقدر بزرگه و تا لحظه‌ی در آغوش گرفتن فرزندتون کنارتونه حتی اگر تمام دنیا نخوان 🌱🤍
سعی می‌کنم تجاربم توی دوران مادرانه هم باهاتون به اشتراک بذارم بخصوص مادران سزارینی
مامان دل‌ربا👧🏻 مامان دل‌ربا👧🏻 ۳ ماهگی
پارت هشتم تجربه زایمان
شاید فکر کنید که یک دکتر هیچوقت هیچوقت همچین کاری با بیمارش نمیکنه
بخصوص بیماری که می‌خواد یک نعمت الهی رو به دنیا بیاره اما این اتفاق رو من دیدم با دو چشم خودم دیدم
توی شهر ما بهترین سونوگراف یک آقا هستن که خیلی بداخلاق و جدی هستن و خواهرم که پیششون رفته بود میگفت احساس می‌کنم استاندارد نیست و …
به همین خاطر من تمام سونوگرافی‌ها از صفر که همون تشکیل قلب بود تا آخرین سونو که ۳۶ هفته سونو رشد بود رفتم پیش یک سونوگراف خانم که کارشون خوب بود
توی سونوی ۳۶ هفته همونطور که تو تاپیک های چند هفته قبل گفتم دکتر به من گفت نحوه قرارگیری جنین عرضی هست و دو دور بند ناف دور گردن جنین و سر جنین هم چهار هفته جلوتر از سنش هست
وقتی که دو تا دکترم که یکی توی شهر خودمون بود و یکی شیراز این جریان رو فهمیدن گفتن امکانش هست که سونوگراف اشتباه کرده باشه پس ده روز دیگه میری پیش یک سونوگراف خیلی خوب و مجدد تکرار می‌کنی
من بخاطر اصرارهای مامانم با کلی نارضایتی رفتم سونوگرافی همون آقا
این آقای دکتر که خدا رو نمیشناخت و فکر نمی‌کرد خدا چقدر بزرگه وقتی فهمید که من سونوهای اصلی و همه سونوها رو پیش خانم … رفتم به من گفت خانم بچت سفالیک شده بند ناف دورگردنش نمیبینم و همه چیز اکی هست وزنش هم ۳۲۵۰
خلاصه طوری نشون داد که بچه من مشکلی نداره
من با تعجب گفتم یعنی چی دکتر یعنی میگید دو تا بند ناف باز شده گفت اره طبیعیه باز شده باشه …