۶ پاسخ

ای جان دل چه نازهم خوابیده
خب اونم شاید میگه بخوام بغلت بخوام هوس شیر میکنه بخاطر اون ازت جدا میخوابه
چه بهتر که از الان جدا بخواب فردا بچه بیاد سختت میشه
اما ناز و نوازش هاش یادت نره هنوز بچه ست

من هنوز نشده من شهریور گرفتم اخرای شهریور

خانمی چطور گرفتی؟ یه توضیح میدی که چقدر وقتشه و چطوری گرفتی که اذیت نشه؟ من استرس شدید دارم شده کابوس برام

من به بچم 4سال شیر دادم الآنم شیش سالشه دلم نیومد ندم

مال من دقیق بخام بگم بعد یکی دوهفته کم شد و تا یکی دوماه هروقت فشار میدادم شیر میومد،بعضا تا یکسال هم شیر دارن بعضیا
وای راحت بخاب حالشو ببر،نیلای ک تا خودشو نچسبونه بهم نمیخابه،اینقدم من خابم سبکه و اذیت میشم ک حد نداره

پسر من تا یه مدت تو بغلم نمیخوابید
انگار قهر کرده باشه
الان میاد پیشم سرش میزاره روی بازوم
منم قصه میگم براش وسط قصه هم برمیگرده بوسم میکنه لپش میزار جلو لبم که بوسش کنم

سوال های مرتبط

نگین ضیایی نگین ضیایی قصد بارداری
بلاخره منم این جوجه رو از شیر گرفتم واقعا واسم یک غول شده بود خصوصا که مسیحا برای خوابیدن باید حتما سینم میخورد و شب چندبار بیدار می‌شد و شیر میخواست و نمی‌دادم نمی‌خوابید و جیغ میزد
چند روز فقط یک بار قبل خواب ظهر یک بار بعد بیدار شدن و یک بار قبل خواب شب شیر میدادم بع علاوه در طول شب هر چند بار بیدار می‌شد سینه میدادم بهش
سه چهار روز فقط وعده های قبل خوب و طول شب رو دادم فقط تا پریشب که در طول شب بیدار شد اصلا شیر ندارم حدود چهل دقیقه فقط جیغ زد و منو زد ولی آخرش خسته شد و خوابید بیدار شد به شدت گرسنه بود و حسابی صبحانه خورد ناهار و میان وعده و شام هم حسابی خورد و چون سینه ندادم اصلا ظهر نخوابید
شب یکم بازی کرد و هی اومد سمتم منم سینه رو نشونش دادم بدش اومد نخورد (با چسب نواری از این شرشره ها ک ریشه ریشه چسبوندم و نوک سینم رژ قرمز زدم گفتم زخم شده )خلاصه دید از شیر خبری نیست یکم با گوشیم بازی کرد و ساعت یک شب بود خودش سرشو گذاشت رو بالشت و خوابید تا ساعت ۹ صبح ی کله خوبید و بیدار شد و حسابی صبحانه خورد
من از حمام اومدم دید سینم سالمه گفت می می گفتم مامان خراب شده اشغال شده قیافش کج کرد و رفت چوب شور خورد 🤣امیدوارم دیگه شب ها همینقدر راحت بخوابه و اذیت نکنه
چند روش با متد جدید و روانشناسی و همه چی امتحان کردم فایده نداشت تا همین که از سینم بدش اومد با چسبوندن چیزی اینم چالش منو پسری خوشحالم این کارو کردم باعث شد غذا بخوره ولی دلم واسه شیر خوردنش و چسبیدنش به تنم ی ذره شده گریم میگیره همش کاش آخرین باری که شیر خورد بیشتر نگاهش میکردم و بوسش میکردم 😭😭😭😭