یه خواهر دارم پسرش یسال از پسرم کوچکتره بعد پسر من کوچیک بود بعضی وقتا اسباب بازیشو از دست پسرش میگرفت یا یه هل میداد یا این میزد اینم یه کوچولو میزدش پسر اونو گریه و قیامت بپا میکردهمیشه کار پسر خودش به چشم نمیومد و پیش برادر و خواهرهای دیگم میگفت وای پسر این فش میده وای میزنه یا همچین چیزایی اونام یاد داده بود افتاده بود رو زبون ومن به این خاطر کمتر باهاشون در ارتباط بودم یعنی تا بودم قیامت میشد بخاطر یه چیز کوچیک و ابجیم هم قیامت میکرد ولی حالا پسر من خوب شده پسر خودش یا فش بد میده یا خیلی بچه ها رو میرنه و میگه نباید شماها بزنیدش ولی واسه پسر خودش چیزی نمیگه و میخنده و میگه قربونت برم با خنده یا همچین چیزی و بدترش اینه بقیم بهش چیزی نمیگن وقتی اینجور میبینم دلم میشکنه که چرا تا پسر من کاری میکرد بزرگ و کوچیک طردش میکردن یا میگفتن نکن اه و ... ولی واسه این اینجورن وفشاشم دویدارن😭😭 دیشب خیلی گریه کردم

۳ پاسخ

خودت ازین به بعد دیدی پسرتو زد ازش اعصبانی شو و واکنش نشون بده بهش بفهون

چون از اول هیچی نگفتی اگه جنجال داشتی همه میگفتن الانم شروع کنی کم کم حساب کارمیاد دستشون

شمام تو جمع بگو واااا پسرت چه حرفای بدی میزنه؟یا دیدی پسرتو زد بلندش کن بگو بار آخرت باشه پسرمو میزنی ک مادرش بشنوه کی شروع کرده بزار جمعتون متوجه شن پسرت بیگناهه بعدش دیگه نرو ببین چطور التماست میکنن ک چرا نمیاید؟کم پیدایید؟

سوال های مرتبط