۷ پاسخ

یه روزی یه سر آشپز ماهر میشه 😍
بعد یه رستوران باز میکنه که غذای معروفش دیزی باشه

ماشالله خدا حفظش کنه واسش وسایل آشپزخونه اسباب بازی بگیر فقط حواست باشه کار خطرناک نکنه ، محدودش کنی بیشتر ترغیب میشه بذار حسابی بازی کنه ، میتونی مثلا وقتی کوکو یا کیک درست میکنی تو قاطی کردن مواد بگی کمکت کنه

آخی عزیزم 😂😂😂
خدا حفظش کنه

چه جالب پسر منم عاشق اشپزیه همش فیلمای اشپزی میبینه یا کمک من میکنه علاقه داره

پسر من تو بازیاش یا بروسلیه یا سوباسا😁😁

دختر منم همین بود
هنوزم همینه همش داره یه چیزی هم میزنه و میپزه
براشم فرق نداره قابلمه باشه یا نه
یوقتایی هیچی نیست کلاه برمیداره برعکس میکنه دستمال کاغذی ریز میکنه توش و هم میزنه و آشپزی میکنه🤣

عزیز دلم بزار تا می‌تونه بچگی کنه توی ذوقش نزن انشاالله عاقبت بخیر بشه

سوال های مرتبط

مامان دوتا گل پسر❤️❤️ مامان دوتا گل پسر❤️❤️ ۵ سالگی
مامانا تو رو خدا بیایید خواهرانه و منطقی منو
راهنمایی کنید.
شاید از نظر خیلی ها موضوع  پیش پا افتاده باشه ولی تحملش برای من سخته
ما ۴ ماهه اومدیم توی خونه جدید اینجا بچه ها از صبح میان توی حیاط ساختمان بازی تا شب دنبال بچه منم میان که بره باهاشون بازی گاهی اوقات حتی واسه ناهار یت شامم به زور میاد توی خونه.
از طرفی بچه ها با دست فوش های بد میدن که متاسفانه پسرم منم میاد خونه میگه فلانی این کارو کرد.
چند روز پیش هم یکی از بچه ها جای خصوصی شو نشون داده بود.
امروز پسرمو صدا کردن که بره بازی من دیدم صدای بچه ها نمیاد بلافاصله پشت سرش رفتم پایین دیدم بچه ها دارن آروم صحبت میکنن پسرمو آوردم بالا و در رو قفل کردم الان که از پسرم پرسیدم چیکار میکردن گفت جای خصوصی شونو نشون میدادن.
من زیاد نمیزارم پسرم بره بیرون.
عصر همه خانما پایین بودن بهم گفتن نمیزاری پسرت بیاد بیرون منم گفتم بچه ها بی ادبن  خوشم نمیاد یاد بگیره یکیشون گفت منم بچه اولمو خوب تربیت کردم ولی سر دومی بیخیال هرکار میخواد بکنه آخرش یاد میگیره (این خانم مدیر مدرسه هم هست) یکیشون گفت بچه اوله حساسی واسه دومی خوب میشی.
ولی من ده تا بچه هم داشته باشم نمیتونم نسبت به تربیتش بی تفاوت باشم.
این مدت هم پسرمو چندتا کلاس ثبت نام کردم. عصرها هم شوهرم بره بیرون  ماهم باهاش میریم  که پسرم نخواد بره توی حیاط.
وقتایی هم که میره یا دنبالش میرم یا از بالا نگاهش میکنم.
ولی کم آوردم نمیتونیم جابه جا بشیم چون سر همین خونه کلی بدهی داریم.
دیگه نمیتونم زیاد برم از خونه بیرون با بچه کوچیک سخته برام.
خسته شدم
مامان ايمى مامان ايمى ۴ سالگی
سلام دوستان
بچه های شما در مقابل قلدری بقیه بچه ها چه می کنند؟
دختر من اگه طرش دختر باشه با داد و بیداد مقابله می کنه ولی اگه پسر باشه قاعدتا رورش نمیرسه و گریه میکنه و اکثرا به من کیگه.
مثلا چند وقت پیش سه نا پسر ۸ ساله دوچرخه دخترم رو برمیداشتن یا از قصد دوچرخه رو زمین میکوبیدن و دخنرم جیغ و گریه کنم رفتم به بچه ها به صورت جدی تذکر دارم که نبینم دیگه مزاحم دخترم بشید.
دیروز هم دو تا پسر تقریبا هم سنش یا کمی از خودش بزرگتر بادکنکش رو برداشتن و فرار کردن منم دویدم دنبالشون‌و بادکنک دخترم رو پی گرفتم و باز گفتم مبینم کارتون رو تکرار کنید..
به دخترم کفتم هر کی اذیتت کرد بیا به من بگو ولی دوستم که بچش از همون پسر بچه های کرمو هست بهم میگه بهش بگو از خودش دفاع کنه!
به نظر شما چطوری میشه اموزش دفاع داد؟
البته من به دخترم گفتم اگه کسی تو رو زد بهش با صدای باند بگو حق نداری منو بزنی و دساش رو بگیر تا حدودی هم انجام میده ولی همیشه کارساز نیست!
هیچ وقت بهش مگفتم اگه کسی تو رو زد تو هم بزن ولی متاسفانه دارم به چشم میبینم چه دوران بدی شده و چقدر بعضی بچه ها بی تربیتن.
شما این جور موارد چی کار می کنید؟
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
خیلی دلم گرفته
انقدر میشینم با خودم فکر میکنم سردرد میگیرم
اصلا نمیدونم چیکار‌کنم واقعا تو دو راهی سختی گیر کردم
شاید مسخرم کنید بگید تو این شرایط به فکر چی هستی ولی واقعا دلم به حال حسین میسوزه
همش گریه میکنه میگه تنهام یکسره دعا میکنه بارون میاد از پنجره بیرون رو نگاه میکنه میگه خدایا بهم داداش بده یه جوری مظلوم از تنهاییاش میگه دلم به حالش کبابه گریه میکنه میگه من آدم تنهایی هستم همه داداش و آبجی دارن من ندارم 😔😔
از طرفی خودمم هیچ وقت نظرم روی تک فرزندی نبوده و آرزومه یکی دیگه هم بیارم ولی تو این شرایط واقعاااااا میترسم از لحاظ مالی میتونیم ساپورت کنیم ولی از لحاظ شرایط مملکت که رو هواس میگم
از طرفی سنم داره میره بالا ۳۴ سالمه و تنبلی تخمدان شدید دارم که احتمال داره اصلا ماه ها طول بکشه تا باردار بشم،
همسرم میگه بسپر به خدا اقدام کنیم بچه داره بزرگ میشه گناه داره ولی من‌ نمیدونم کدوم کار درسته😭😔
هر جا میریم حسین التماس بچه ها میکنه باهاش بازی کنن ولی اونا چون چند تا بچه هستن تو خونه خودشون بازی میکنن دیگه به حسین میرسن تحویلش نمیگیرن میگن باهات قهرم اینم میشینه یه گوشه گریه میکنه😔😔😔