۵ پاسخ

وای من از وقتی دخترم به دنیا آمده کلا خودمو فراموش کردم دیگه وقتی برا خودم نیست

قیمتش چنده
کجا بخرم ازش

میشه از قهوه فوری به جای قهوه خالی برای ماکس دور چشم استفاده کرد؟؟

چه خاصیاتی های داره؟؟؟؟

👍👍👍👍👍

سوال های مرتبط

مامان نیلا🐣💕🍒 مامان نیلا🐣💕🍒 ۱۲ ماهگی
من ساعت نه بیدار میشم
صبحونه میخورم و غذای دخترمو اماده میکنم
خونه رو دستمال میکشم تا ساعت 10بعد نیلا بیدار میشه بهش شیر میدم پوشکشو عوض میکنم میارمش تو پذیرایی تا باهم بازی کنیم تا دوازده باهاش بازی میکنم و این وسط ورزش هم میکنم اگه همکاری کنه این وسط ها جارو برقی هم میکشم خیلی وقتا اغوشی میبندم و جارو میزنم یا سرویس هارو میشورم از 12تا12:30سعی میکنم بخوابونمش بعد میرم سراغ ناهار تا 1:30تموم میشه ما بیشتر وقت ها ظهر ها برنجی میخورم به خاطر همین اون ساعت دم میندازم بعد نیلا بیدار میشه باهاش سرگرم میشم تا 2میرم به خودم میرسم همسرم ساعت2:45میادنیلارو میگیره ناهار میخوریم تا نیلارو بخوابونه من ظرف هارو میشورم بعد استراحت میکنیم بعد بلند میشم شام میزارم همسرم و نیلا بیدار میشن چایی میخوریم صحبت میکنیم تا شب بچه دست همسرمه شام میخوریم دوباره ظرف ها و میخوابونیمش من میرم ماسک میزارم یا هرکاری که برای پوستم بخوام انجام بدم بعد یه چند صفحه کتاب و میخوابم
این روتین بیشتر وقت ها انجام میشه یه سری روز هاهم نمیشه
کارهای خونه تو روز های هفته تقسیم میشه
حالا به نظرتون یه گروه تو یه اپلیکشن بزنیم باهم چک کنیم؟یا همین گهواره انجمن بزنیم باهم پیش بریم؟دوست دارم همو بشناسیم دغدغه هامونو بگیم و یه روتین ثابت که به شرایط هممون بخوره بچینیم
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۶ ماهگی
«قربون اون دست‌های کوچولوت برم که وقتی شیر می‌خوری، با کلی کنجکاوی می‌آی ماسکِ مامان رو می‌کشی پایین تا ببینی پشت این سدِ پارچه‌ای، باز هم همون لبخند همیشگی هست یا نه.

نمی‌دونی چقدر دلم می‌خواد این ماسک لعنتی رو پرت کنم اون‌طرف، صورتت رو بچسبونم به صورتم و محکم بغلت کنم؛ جوری که انگار نه انگار یه هفته‌ست خستگی مهمون‌داری تا مغز استخونم نفوذ کرده و سرماخوردگی هم از رو نرفته.

عزیزِ دلِ مادر، من این روزها برای اینکه تو رو «سلامت» نگه دارم، دارم با خودم می‌جنگم. منِ خسته، منِ سرماخورده، حاضرم صد تا ماسک دیگه هم بزنم تا فقط تو حتی یه عطسه هم نکنی. می‌دونم دلت می‌خواد صورتم رو بدون مانع ببینی، می‌دونم دلت آغوشِ بی‌دغدغه می‌خواد… ولی بدون که پشت همین ماسک، چشم‌های من با عشق دارن تو رو می‌بینن و قلبم داره برات می‌تپه.

زودتر خوب می‌شم… قول می‌دم. قول می‌دم این فاصله رو با کلی بوسه و بغلِ بدون ماسک جبران کنم. تو فعلاً فقط شیرت رو بخور و با همون نگاهِ فرشته‌گونه‌ت، بهم قدرت بده که زودتر سر پا بشم
این روزهای سخت هم می‌گذره و ما دوباره می‌مونیم و آغوش‌های گرم و بی‌دغدغه‌مون.»