۱۲ پاسخ

انگار درد همه جهانی هست
جایی میرن از خود بی خود میشن فک میکردم پسر من فقط اینجوریه
فک کنم با خودش میخونه
آزاد شدم خوشحال ننه🤣🤣🤣

عزیزم اون هنوز بچه هست شاید میرید جایی از خوشحالی اونجا سرگرم میشه بخاطر همین تحویل نمیگیره
اونایی هم که میگن از مادرش محبت نمیبینه ببخشیدا گوه میخورن
همه بچه ها همینن پسر منم میریم جایی دیگه منو نمیشناسه از بس که سرش گرم میشه

پسرمنم همینطوره
و بیشتر به عمش این واکنش رو داره
جایی باشیم ک عمش باشه منو اصلا حساب نمیکنه
دست عمه رو بگیرم😐
عمه غذا بده😐
با عمه برم دستشویی😐
با عمه بازی کنم😐
با عمه برم بیرون😐 و ....
و اصلا اصلا حرف منو نمیشنوه و محلم نمیده
جوری که حس میکنم چیز خورش میکنن😐

جالبیش اینجاست تو خونه خودمون میگه عمه رو دوست ندارم. مدام بوسم میکنه بغلم میکنه مدام میگه چقدر خوشحالم تورو دارم.
ولی تو جمع ادمو ضایع میکنه
من مهم نیست واسم دیگه

پسرمنم بریم خونه مامانجوناش یاعمه ها خاله هام ببینه ب اونا میگع اب میخام یا دستشویشا ب مامانجونا میگه
اصلا طوری نیس چون مامانا هرثانیه پیششونن اینجورین
حساس نشوووو
الوینم توخونه مدام بوسم میکنه بغلم میکنه
میگه مامان خیلی دوستت دارممم ولی توجمع اصلا🤣

هرچه سریعتر رابطتتو با جاریت قطع کن

دقیقا پسر منم همینه
خونه یسره داره بغلمون میکنه وعشق درمیکنه ولی یجا بریم اصلا دیگه مهم به حرفامون ننیذاره وپیشمون نمیاد موقع رفتنم گریه و یا اگه عصبی شه میزنتمون حتما باید با زور واردشیم

پسرای منم همینطور هستن

دخترمنم همینه ..شما واکنشتون چیه وقتی گازمیگیره من روانی میشم

دختر منم تو خونه همش کنار منو باباشه ولی تو جمع که میریم اصلا کاری با ما نداره تحویل نمیگیره مارو اصلا
از جایی هم بخوایم برگردیم یا مهمون از خونمون میخواد بره کلی گریه میکنه
ما از این هفته تصمیم گرفتیم تو خونه بیشتر براش وقت بزاریم باهاش بازی کنیم....
هفته پیش رفته بودیم مسافرت مامانم اینا و خالم اینا و خواهرم اینا بودن بعد به باباش میگفت اصلا نگام نکن تو برو بخواب اینجا نباش باباش نگاهش میکرد یا صداش میکرد پشتشو بهش میکرد جوابم نمیداد
باباش خیلی ناراحت شده بود😄میگفت باید برم پیش تراپیست ببینم این چرا با من اینطوری میکرد
حالا برعکس این چند روز که خونه هستیم هر روز صبح بیدار میشه یک ربع برای باباش گریه میکنه که چرا رفته سرکار دلم براش تنگ شده😐😂

وای پسر منم همینه

همه بچه ها تو این سن همینن پسر منم اصلا سمت من نمیاد اصلا .هرکس این غلطارو کرد جوابشو بده

ولش من اهمیت نده .جوگیرن

سوال های مرتبط

مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن
مامان جانان خانوم👧🏻 مامان جانان خانوم👧🏻 ۳ سالگی
خانوما من دخترم جدیدا لجباز و سکمم دست و بزن پیدا کرده یکی دو تا کلمه بد هم میگه ک خودمون اصلا نگفتیم ولی کسایی ک میان خونه مادرشوهرم و بچه ها یاد گرفته ک ازتون کمک میخام ک بتونم این حرفا رو از سرش بندازم
ی مورد دیگ ک خیلی اذیتم میکنه دختر برادرشوهرم کلاس۳دبستان ودخترم خیلی دوسش داره ولی اون متاسفانه خیلی حسود و یسری کارا میکنه ک خودم با چشمای خودم دیدم اذیتش میکنه (لپاش رو میکشه یا موهاش رو میکشه)ولی دخترم اونموقه نمیگه ک حنانه باهام این کارو کرد ولی ب محض اینک دخترم میزندش دختره با کمال پرویی ب مامانش میگه و باتوجه ب اینک مامانش از دخترش حسودتره همون موقه میگ دخترت اصلا ادب ندارع و ب دختر من زد و اینا منم چندبار سکوت کردم و دیگ کم اوردم و بهش گفتم حنانه ک بچه نیست بعدم حتما ی کرمی ریخته ک جانان اذیتش کرده منم پری شب ی چنین موضوعی پیش اومد خونه مادر شوهرم و فرداش ب مادرشوهرم گفتم دیگ اژ این ب بعد وقتی اینا میان من بچما پایین نمیارم چون نمیخام بچم بی ادبیای بچه های اونا رو یاد بگیره و بی احترامی به خودم یا بچم بشه
بنظرتون چیکار کنم
میشه اگ نجربه ای. دارید بگید؟؟