۹ پاسخ

چي شد عزيزم ؟ ايشالا چيزي ني

عزیزم بیدارش کن ببرش بیمارستان لطفا از حالش مارو خبردار کن.ایشالله که چیزی نیست.

سلام عزیزم إن شاءالله چیزی نیست
فقط از حالش بهمون خبر بده

سریع ببرید اورژانس

اگه حال عمومیش خوبه ک جای نگرانی نیس عزیزم فق سریع ببرش دکتر خیالت راحت بشه

ببربیمارستان عزیزم زودباش خدای ناکرده خطرناک نباشه

یا جد سادات
توروخدا زنگ بزن اورژانس یا سریع برو بیمارستان

وای تورا خدا ببرش بیمارستان خبر از حالش بده

ببرش بیمارستان سریع اصلا معطل نکن
منتظر جواب هیشکی نباش ببر فقط

سوال های مرتبط

مامان گندم 🩷 مامان گندم 🩷 ۱۴ ماهگی
بیایین از لحظه ای ک متوجه شدین باردارین بگید 😍🥹
ما دو ماه بود داشتیم اقدام میکردیم و من تنبلی تخمدان داشتم توقع داشتم نه ماه زمان ببره تا باردار بشم بعد خونه تکونی داشتم یعنی کل خونه رو سابیدم دختر خاله همسرم گفت ی موقع حامله نباشی گفتم نه بابا یعنی کل خونه برق میزد بعد خونه تکونی تموم‌شد ب شوهرم گفتم منو ببر خونه مادرم اینا ی هفته استراحت کنم داغون شدم گفت باشه شبش منو برد فرداش من حالت تهوع داشتم همش معدم ترش میکرد رژیمم بودم حالم بد میشد گذشت یکی دو روز بعدش یهویی دیدم مامانم کدو حلوایی داره درست می‌کنه گفت برو زیرشو خاموش کن درشو بردار ی نگاه بنداز نسوخته باشه تا درشو باز کردم چنان اوق زدم رفتم سرویس خواهر بنده خدا چهار بار رفت بی بی چک خرید باورم نمیشد ظهر بود همش مثبت میشد با خط کمرنگ رفتم آزمایش دادم گفت عصر جوابش میاد دل تو دلم نبود عصر شد زنگ زدم گفت مثبت گریم گرفت چه حسی بود خدا الهی نصیب همه چشم انتظارا بشه بعدش دیگ هیچی زنگ زدم همسرم توقع نداشت بهش بی مقدمه گفتم انقدر هول بودم ☺️ ذوقمون با بغض قاطی شد 🥹😍🤭
این شد ک ما پدر مادر ی دختر ناز شدیم 🧿🌸
شماام بگید 😍

پوشک شیرخشک بارداری بی بی چک زایمان دختر پسر
مامان سهیل مامان سهیل ۱۱ ماهگی
خیلی دلم گرفته پسرم تا صبح دیشب نزاشت بخوابم دیروز ظهز هم دریغ از ی ساعت خواب از دیشب ب شوهرم گفتم فردا بچه میدم خودم چند ساعت بخوابم خستم بی‌خوابی شدید دارم طرف رفت سرکار تا ۱۱ برگشت ی چیزی خورد خوابید تا ۴/۵لا ب لاش هرچه بیدار کردم بچه بگیر. بخوابم خودش زد ب مرگ .منم بچه بغل کارام میکردم ی سره نق میزد مرتب بالا می آورد هرساعت ی بار لباس ی با پوشک عوض میکردم میشستم ۴/۵بیدار شد ی چیزی خورد رفت اتاق گفت برم بخونم وقت ندارم وقت شام هم گقت گزسنم نیست برای پسرم گرم کردم نخورد باز بالا نی آورد تا ساعت ۹خورده ک باباش رفت بیروت گفتم زودتر بیا خیلی خستم بچه همش بغلم بود مرتب لباس شستم بدن درد دارم گفت باشه رفت تا اومد ی ربع به یازده بچه ده دیقه با گوشی مشغول. کرد بعد گفت این‌نمی‌خوابه ییا بگرش گفتم باهاش یکم بازی کن ی چیزی بخورم بازی نکرد آخرش بچه برادر شوهرم اومد بالا ۳ سالش جیغ جو پسرم سر عروسکش دستش کشید اون جیغ زد وپسرم ب لگد. گرفت شوهرم صداش ردر اومد تو سرش چند بار زد انگار ما بهش فشار آوردیم بنده خدا بچه ها ترسیدن لباس پوشیدم بردم پایین بچه هی تعریف می‌کرد من میپیچوندم آخر پسرم آوردم بالا ی چیر دادم خورد بازی کرد پی پی کرد شستم شیر دادم الان بزور خوابید فرش پهن کردم زمین دوست ندارم با آدم بی مسولیت بخوابم ولی خوابم نمیاد با توجه ب اینگه خیلی خستم
همش دارم فکر بکنم خونه بابام چی کم داشتم ک تلف شدم رابطه جنسی هم درست حسابی نداریم از اول ازدواج کار میکردم تا الان صبح ام بابد بدم سرکارتصمبم گرفتم تا چند. رور. بهش فرصت بدم خودش درست کته نکرد از کار میزنم بیرون خر ک نیستم روری ۱۹ ساعت کار کنم