امروز اعصابم واقعا بهم‌ریخت از تربیت یکسری از مادرای امروزی...پسرم‌بردم پارک دوید سمت تاب خالی که سوار شده یعو‌همون لحظه یک دختر ۴ ساله حدودا اومد با مامانش جای تاب...دختر پسرم هول می داد برو اونور که سوار شم ...مامان بی شخصیتشم فقط اروم کنارش وایستاده بود می‌گفت:نکن مامان نی نی کوچولو....حالا می دید که دخترش داره پسر من هول میده تازه اول پسر من رسیده بود به تاب نوبت بچه من بود...آخر هم دختر بی تربیتی زد تو صورت پسر من😭 مامان بی شعورشم همون‌طور فقط اروم می‌گفت نکن عزیزم ....😡😡😡😡 منم عصبانی شدم به مامانش گفتم بچت نظارت کن تربیت یادش ندادی گفت دارم نظارت میکنم دیگه ...گفتم نظارت یعنی اینکه بزاری بچت هرکار دلش خواست بکنی تو فقط اروم بگی نکنند مامانی....


یعنی مرده شور این تربیت نسل جدید ببرن و از بیشتر مادرایی که دارن بچه هاشون اینطوری بی شخصیت و وحشی به اسم روانشناسی مدرن بار میارن...حالم یعنی امروز بهم خورد....


من خودم خیلی حواسم هست تا بچه هام هیچوقت به بچه های دیگ ب خصوص کوچکترشون آسیب نرسانند بعد یک عده مادر بی سواد نشستن پای اینستا تربیت یاد گرفتن بچه هاشون فرستادن تو جامعه😡😡😡😡😡

۲ پاسخ

درکت می‌کنم، واقعاً ناراحت‌کننده‌ست.
ولی بچه‌ها تو این سن هنوز خیلی چیزا رو بلد نیستن. شاید اون دختر نیت بدی نداشت.
بهتره به جای برچسب زدن، با احترام رفتار درست رو بهشون یاد بدیم. ما مادرها می‌تونیم با صبر، الگوی خوبی برای بچه‌هامون باشیم.

والا چی بگم، ولی من جای شما بودم، سریع میرفتم بچم رو بغل و بوسش میکردم، بعد یا از تاب دورش میکردم و میگفتم مامانی بهتره ما بریم یه بازی دیگه، چون نباید پیش بچه های بی ادب باشیم، یا اینکه، اگه نمیخوای حق بچت پایمال بشه، میزاشتمش توی تاب و به اون دختره میگفتم بچه من زودتر رسیده، اول بازی کنه بعد نوبت شماست.

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱ سالگی
خانوما لطفاااا وقتی بچه هاتونو می‌برید پارک مواظب باشید توروخداااا
امشب داشتیم میرفتیم بیرون و شوهرم گف بیا بچه هارو سر راه ببرم پارک یکم حال و هاشون عوض بشه
منم هی گفتم نه و... ولی اون لج کزد و برد
ببخشید ک اینو میگم
ولی ی سدی مامان بی مسولیت هستن ک ی سری بچه وحشی و دزدیده تربیت میکنن و تنها میفرستن پارک و باعث میشه ب بچه های مردم آسیب بزنن اونم کوچیکتر از خودشون
ی دختر حدودا ۱۰ یا ۹ ساله تنها تو پارک بود بچه بزرگم رف سمت سرسره و کوچه هم چون پارک خلوت بود رف سمت تاب
ببخشید ک اینو میگم اون دختره وحشی و دزدیده چنان تاب بازی می‌کردم یهو تاب رو ول کرد وخرید رف و یهو ناغافل بچم خودشو ول داد رف سمت اون تاب ک مثلا بشینه ولی تاب هی جلو وعقب میرفت و میرفت ک خورد تو تاب وو بمیرم برای بچم زبون پاره شد و لبش پاره شد وحشتناک تمام صورتش زخم شد بچه کوچیکم دختره هم فرار کرد و رف بیرون پارک حیف حیف ک گیرش نیاوردم وگرنه میدونستم چیکار کنم
حالا تنها من نبودم شوهرمم بود اون تا دوید سمت بچه ک بگیردش خورده بود ب تاب
بنظرتون تقصیر ماست یا دختره از سر شب انقدر خودمو فحش دادم و دعوا کردم و شوهرمم همینطور و چرا بچم این شکلی شده