۸ پاسخ

معاینه چجوری بود بادست بود؟

کپسول گل مغربی هرشب استفاده کن رابطه هم زیاد داشته باش بدون جلوگیری وهرروز یک ساعت پیاده روی من داشتم اینا رو زایمان قبلی دوساعت طول کشید

نمی‌دونم چون زایمان سختی داشتم درد معاینه به چشمم نمیاد یا کلا به نظرم درد نداشت 😃

ان شاالله بسلامتی عزیزم برای ما هم دعا کن

ن معاینه سخت نیس ک

چند سانت باز بودی گلم

انشاللع ک زایمان راحتی داشتع باشی وبسلامتی زایمان کنی ونی نی توبغل بگیری زودتر

ایشالا بسلامتی زایمان کنی و زایمانت راحت باشه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۳ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....
مامان بچه مامان بچه ۱۵ ماهگی
سوال:تجربه زایمان
من ۲۸ اردیبهشت ساعت ۸ صبح با درد خفیف کمر بیدار شدم هی میومد ول میکرد و تا شب موقع شام یهو درد کمرم +شکمم شد اما شدید تر از قبل
من دیگه فهمیده بود از صبح زایمانم نزدیکه کل روز ورزش میکردم حموم رفتم
شب هم ساعت ۱۰ با اینکه دردام بیشتر شده بود ولی قابل تحمل رفتم پیاده روی بعدش هی دردام میومدن میرفتن و تا صبح درد داشتم جوری که نمیتونستم بخوابم تا صبح بیدار بودم از درد نماز خوندم سوره انشقاق زیارت عاشورا دیگه ۳ و۴ خیلی شدید شدن ولی نفس عمیق بکشید تا جای ممکن نقس عمیق چون فهمیدم باعث باز شدن زودتر دهانه رحم میشه بعدش تا ۶ صبح نفس عمیق و پیاده روی تو خونه دیگه نتونستم بیشتر تحمل کنم۶ .۷ رفتیم بیمارستان معاینه کردن ۴.۵ سانت بودم تا کارای بستریم انجام دادن و زنگ زدم ماما همراهم بیاد رفتم اتاق زایمان دراز کشیدم رو تخت ۸ سانت شدم و میگفت موقع درد زور بده من فقط موقع زور شدن اذیت شدم انرژی نداشتم چون روز قبلش هیچی نخورده بودم غذای مقوی بخورید بتونید راحت زور بزنید
بلاخره ۸و۲۵ دخترم بدنیا آمد
نکته:هی بخودتون بگید ک شما میتونید از پسش برییاد گریه نکن نفس عمیق بکشید واز نظر روحی خودتون همینطور ک بدنت با ورزش و پیاده روی اماده میکنی آماده باش درد داره ولی قابل تحمل و من خودم استانه دردم خیلی کمه ولی میگم دردش ترسناک نیس من زایمانم دوست داشتم و اذیت نشدم خدا رو شکر
#زایمان
مامان بچه مامان بچه ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۲۸ اردیبهشت ساعت ۸ صبح با درد خفیف کمر بیدار شدم هی میومد ول میکرد و تا شب موقع شام یهو درد کمرم +شکمم شد اما شدید تر از قبل
من دیگه فهمیده بود از صبح زایمانم نزدیکه کل روز ورزش میکردم حموم رفتم
شب هم ساعت ۱۰ با اینکه دردام بیشتر شده بود ولی قابل تحمل رفتم پیاده روی بعدش هی دردام میومدن میرفتن و تا صبح درد داشتم جوری که نمیتونستم بخوابم تا صبح بیدار بودم از درد نماز خوندم سوره انشقاق زیارت عاشورا دیگه ۳ و۴ خیلی شدید شدن ولی نفس عمیق بکشید تا جای ممکن نقس عمیق چون فهمیدم باعث باز شدن زودتر دهانه رحم میشه بعدش تا ۶ صبح نفس عمیق و پیاده روی تو خونه دیگه نتونستم بیشتر تحمل کنم۶ .۷ رفتیم بیمارستان معاینه کردن ۴.۵ سانت بودم تا کارای بستریم انجام دادن و زنگ زدم ماما همراهم بیاد رفتم اتاق زایمان دراز کشیدم رو تخت ۸ سانت شدم و میگفت موقع درد زور بده من فقط موقع زور شدن اذیت شدم انرژی نداشتم چون روز قبلش هیچی نخورده بودم غذای مقوی بخورید بتونید راحت زور بزنید
بلاخره ۸و۲۵ دخترم بدنیا آمد
نکته:هی بخودتون بگید ک شما میتونید از پسش برییاد گریه نکن نفس عمیق بکشید واز نظر روحی خودتون همینطور ک بدنت با ورزش و پیاده روی اماده میکنی آماده باش درد داره ولی قابل تحمل و من خودم استانه دردم خیلی کمه ولی میگم دردش ترسناک نیس من زایمانم دوست داشتم و اذیت نشدم خدا رو شکر