۱۳ پاسخ

عزیزم خیلی ناراحت شدم امیدوارم هرچه زودتر همسرت به آغوش خونواده برگرده و دوتایی بزرگ شدن بچتونو ببینین
درسته سخته خیلی سخته ما نمیتونیم درک کنیم چی بهت میگذره ولی یادت نره تو خدا رو داری معجزه براش کاری نداره امیدتو از دست نده

ینی تو بیمارستان موقع زایمان پیشت نبود؟؟؟؟؟؟؟😔😔😔

عزیزم امیدوارم گره از مشکلتون باز بشه
ببخشید میگم از پیام هات متوجه شدم ولی باید از جانب شاکی هم نگاه کنید پول زیادی مدت زیادی پیش شما بوده الان خواهر و برادر هم به هم ۱۰۰ میلیون نمی‌دن چه برسه به دو میلیارد ، کار ایشون قانونی هست ، اگه اول سال با این پول طلا یا دلار می‌خرید آخر سال دو برابر میشد ، پس اون را ناله و نفرین نکنید و به فکر جبران و چاره باشید . ان شالله پولی هم که از دست دادید دوباره برگرده .

یعنی هیشکی از خانواده نبود پول بزنه به حسابتون که حداقل همسرت پیشتون بمونه و نره🥲🥲🥲

چندسال زندان داره؟

خدابزرگه این روزاهم میگذره 🙁

خب هر چقد ک زمان میگذره اون همه رو سودش میاد لامصب این مملکت قانون نداره؟؟

مبلغ چک خیلی زیاده؟
فامیلا برای رضای خدا نمیتونن هرکدوم پولی بذارن و مبلغش رو تامین کنن؟

عزیزم خیلی قوی هستی روزایه خوبم میرسه ❤️

عزیزم خدا بهت توان بده تا اخر این راه کنار شوهرت باشی اتفاقا هو خودت هم خانوادت خیلی صبورید نجیب

🥲😑ای بابا چرا گرفتن البته ببخشیدا

الان پیش کی زندگی میکنین ‍؟

چرا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۱۴ ماهگی
دوتا مهمونی تو صف داشتم ک امشب دیگه تموم شد هم خستم هم خوشحال دوست دارم هرجا میریم حتما جبران کنم ولی خب ما تا اومدیم سر زندگی به خواست خودمون بچه دار شدیم
چندماه ک باردار بودم بعدم ک‌زایمان و بچه داری نشد ک دعوتی بگیرم خلاصه ک این دوتا مهمونی خیلی واجب بود پوره شدم ولی ارزشش رو داشت
دیگه الحمدلله مهمونی ندارم آش دندونی هم درست کردیم تموم شد باید کم کم آماده شم برا ماه رمضون
رادمان شیرخشک میخوره فقط نمی‌دونم با این حجم از خستگی روزانه بتونم با روزه دووم بیارم یان 😵‍💫😢😂
اخرسالی هم دوست داشتم خونه تکونی کنم ولی خب واقعا حس کار نمیاد خیلی هم کثیف نیس ولی خب نمیدونم دم عید چ حسیه هی یکی بهت میگه بشور بهم بریز
خلاصه ک‌من خونه تکونی رو میپیچونم شماها چی خونه تکونی دارین یا انجام دادین با مثل من حسش و ندارین
من ک ب لباسا سرو سامون دادم ی پاکسازی انجام دادم کمدا خلوت شد تا بعد ببینم چیکار کنم
امشبم ک همش این به ذهنم میاد تکرار میشه که
حواست باشه چیزایی که الان داری یروز آرزوت بوده یوقت وسط روزمرگی ها خستگی ها برات عادی نشه !,
خداروشکر بخاطر امروز که زنده بودم تجربه کردم
به وقت ۲۵بهمن ۴۰۴
مامان یُسرا مامان یُسرا ۷ ماهگی
سلام مامانا خوبین
من دخترم از4ماهگی شیرخودم رو نخورد چون از یکماهگی بهش کمکی شیرخشک شروع کردم از3ماهگی پریودهام شروع شد ماه پیش چند روز تأخیر داشتم باید اوایل تیر پریود میشدم 14تیر پریود شدم این ماه بازم تأخیر داشتم باید14مرداد پریود میشدم23ام پریود شدم بعدش اینکه من سه روز اول شدید میشم این ماه برعکس فقط روز اول شدید بودم از روز دوم یهو کم شد از روز پنجم تا هفتم دیکه لک بینی بودم الانم بااینکه یک هفته است پریودیم تموم شده هنوز درد سینه ام تموم نشده اینم بگم شیرم الان داره خشک میشه وقتی نوک سینه ام رو فشار میدم قطره ای میاد بیرون درحالی که قبلأ فشارمیدادم میپاشید شیرم رابطه مشکوک هم نداشتم توی این دوماه که بگم باردارم سر بارداری دخترم هم پریودیم اینجوری بود و بعد پریودیم هم دردسینه ام تموم نشد تااینکه ماه بعدش دیگه پریود نشدم فهمیدم باردارم
الان بنظرتون این همه تغییر در پریودی و این درد سینه ام برای چی میتونه باشه؟ممکنه بخاطر خشک شدن شیرم باشه؟