۸ پاسخ

عزیزم زنگ بزن از خونه بیمارستان بپرس
بیمارستانش جوابتونو میده

تخت کناریم اتباع بود گفت میشه ۷۰ تومن واسم
حالا اون چون اتباع بود گرون بچپ

طبیعی

من دکتر م فریده انصاری هستش میخوام برم پاستور یک هفته دیگه زایمان دارم میخواستم ببینم چقدر میشه

آها آزاد نمیدونید چقدر هستش

سلام پاستور چقدر شد هزینه زایمان

سلام‌مامان‌محمد مهدی.
امپول اپیدورال فقط تو بیمارستان خصوصی میزنن؟یا دولتی هم درخاست بدی هست؟هزینش چقدره؟من شکم اولم هست ۳۷هفته هستم برای طبیعی میترسم ممنون میشم جواب سوالمو بدی

آمپول که زدی بازم درد داشتی یانه

سوال های مرتبط

مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی با اپیدورال ( پارت ۲ )
دیگه رفتم خونه و سه روزی که تا زایمانم مونده بود رو شروع کردم به ورزش و پیاده روی روزی یک ساعت و نیم پیاده روی میرفتم و یک ساعت هم ورزش کردم
روز زایمانم بدون درد رفتم بیمارستان معاینه کردن هنوز ۲ سانت بودم بهم گفتن از کی آبریزش داری گفتم آبربزش ندارم گفتن چرا کیسه آبت سوراخ شده😐 فکر کنم شب قبلش سوراخ شده بود که متوجه نشده بودم
ساعت ۶ و نیم صبح بستری شدم یه قرص دادن گذاشتم زیر زبونم و کیسه ابمو هم پاره کردن دردام کم کم شروع شد ولی شدید نبود یه کیسه آب گرم هم دادن گذاشتم رو کمرم دردام کم کم شدید میشد ولی بازم قابل تحمل بود مثل درد پریودی یکم شدید تر بدنمم شدید میلرزید که گفتن بخاطر سرمه چون سرده وارد بدنم میشه حالت تهوع شدید هم داشتم مدام استفراغ میکردم بعد یک ساعت یعنی ساعت ۷ و نیم باز معاینه کردن ۴ سانت شده بودم گفتن اگه ماما همراه یا اپیدورال میخوام بگم که گفتم هر دو رو میخوام اپیدورال بهم تزریق کردن ۵ دیقه بعدش همه دردام خوابید ماما همراهمم همون موقع رسید اولش چون یکم پاهام بی حس بود نمیتونستم پاشم ورزش کنم ماما همراه با روغن بچه پاهامو ماساژ داد بهترین قسمت زایمانم اونجا بود انگار همه خستگی بارداریم با اون ماساژه داشت خارج میشد😂 انقدرم ماما همراهم خوش اخلاق بود قربون صدقم میرفت خوراکی میزاشت دهنم اینا کلا خیلی خوب و مهربون بود بعد یک ساعت که بی حسی پاهام رفت از تخت اومدم پایینو ماما همراه بهم ورزش داد تا ساعت ۹ و نیم که تو واژنم احساس فشار کردم
مامان حسین مامان حسین ۳ ماهگی
سلام . اومدم تجربه زایمانمو بگم براتون خیلی خلاصه وار . من طبیعی زایمان کردم 38هفته و 1 روز دکترم ختم بارداری داد 1 اردیبهشت صبح زود رفتم بیمارستان . تا ساعت 10ونیم کارای بستری رو انجام دادیم و بستری شدم . همون لحظه نوار قلب و معاینه و کلی سرم آوردن وصل کردن ولی آمپول فشار نزدن . معاینه شدم گفتن 1 سانتی . هر یک ساعت معاینه تا دردم خیلی کم شروع شد تا ساعت 3 تحمل کردم و بعد ماما همراهم اومد توی همون یک سانت شروع کردیم به ورزش های و اسکات زدن تا ساعت 8 که تایم ماما تموم شد من 5 سانت شدم اون لحظه سرم فشار و وصل کردن آما خیلی خیلی کم چون من درد داشتم ولی با تکنیک تنفسی و ورزش کنترلش میکردم و زایاد سخت نبود. ماما که رفت .و ماما های کشیک اومدن .بهم گفتن نشین بلند شو ورزش دردام تند شده بود ولی بازم تحمل کردم و ورزش میکردم معاینه شدم 6 سانت .لحظه شروع درد من اسکات میزدم و نفس عمیق میکشیدم بعد رفتم رو تخت و سه تا سجده زدم یهو از 6 سانت توی یک ساعت فول شدم و زایمان کردم . خلاصه که کسایی که زایمان طبیعی دارید اصلا استرس نگیرید و حتما ماما همراه بگیرید و اصلا نخوابید فقط ورزش کنید تا روند زایمانتون انشاالله زودتر اتفاق بیوفته. و در آخر آرزوی سلامتی برای همه مامانا و نی نی های تو راهیتون. شماهم دعا کنید نینی منم زودتر ترخیص بشه بچم بخش مراقبت های ویژست🤍❤️
مامان هلنا مامان هلنا ۸ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی
ساعت ۱ شدت درد هام زیاد بود و داد میزدم که توروخدا منو سزارین کنید تحمل ندارم بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۵ سانت شدی و اصلا سزارین نمی‌کنیم. ساعت نزدیک ۲ بود که دیگه تحمل درد نداشتم و همش میخواستم از بیمارستان و آمپول فشار فرار کنم. نمیذاشتن از تخت حتی بیام پایین ورزش کنم. من ماما همراه نگرفتم و مادرم پیشم بود ‌
اصلا هم پشیمون نیستم که ماما همراه نداشتم. ساعت ۲ اومدن معاینه کردن گفتن ۶ سانت شدی و گفتم گاز انتونکس رو میخوام گفتن باشه ولی زیاد استفاده نکنی. موقع درد فقط ازش استفاده می‌کردم. برای من تاثیر خوبی داشت.
ساعت ۳ بود که مادرم رو بیرون کردن و گفتن نزدیک زایمان هست.
درد اصلی اون موقع شروع شد و همش داد میزدم و درجه آمپول فشار رو برام زیاد کردن ولی بچه چون درشت بود به دنیا نمیومد. تا ساعت ۴ من زور کردم و گریه کردم و داد زدم
دیدن بچه به دنیا نمیاد یه ماما صدا زدن اومد روی تختم و گفت من میشمارم بعد زور بزن و همزمان شکمم رو فشار می‌داد.
یک ربع طول کشید و ساعت ۴ و ربع دقیق هلنا رو دادن بغلم .
مامان نفس🐣🩷 مامان نفس🐣🩷 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (پارت۳)
❌❌❌❌❌❌
دردم از بین رفته بود تقریبا که برام توپ اوردن که بشینم روش و حرکات اسکات و نرمش انجام بدم برای کامل باز شدن دهانه رحمم ،ساعت نزدیک ۶بعدظهر شد که دردم دوباره شروع شد ولی اینسری بخاطر این بود که بچه داشت میومد تو لگن برای زایمان
خیلی خیلی درد داشتم و دوباره حرکات سجده ای ماما گفت بزنم که خیلی درد داشت ،دردام اینقدر زیاد بود که دوباره اپیدورال یه دوز تزریق کردن ولی اونقدر تاثیری نداشت ،ماما خودش گفت اپیدورال بزنیم درد باز شدن دهانه رحم رو متوجه نمیشی ولی درد اینکه بچه میاد تو لگن رو متوجه میشی
هر وقت ماما معاینه میکرد اصلا درد رو بخاطر اپیدورال متوجه نمیشدم
میزدم ولی تاثیری نداشت که ماما گفت جوری باید زور بزنم که مدفوع بیاد،منم همون حین واقعا احساس مدفوع داشتم ،که اینقدر زور زدم و واقعا گلاب به روتون مدفوع اومد که سریع بلند شدم رفتم سرویس و وفتی اومدم بیرون دکترم رسید اومد وضعیتمو دید و گفت امادس بریم برای زایمان
مامان محمد پارسا مامان محمد پارسا ۳ ماهگی
پارت ۲ زایمان طبیعی
من آماده شدم رفتم مطب ماما همراهم
معاینه شدم خیلی درد داشتم ماما گفت ۳ سانتی و اینکه دهانه ی رحمت خیلی نرم شده برو زایشگاه منم میام
من اومدم خونه دوش گرفتم رفتم زایشگاه . تقریبا دوساعت طول
کشید تا ۱۰ سانت بشم رفتم خوابید رو تخت من واقعا از ماما همراهم راضی بودم ایشون اومدن ماساژ دادن کمرم رو معاینه میکردن رو توپ نشستم سجده کردم
بعد خیلی احساس فشار داشتم همینطور درد ها شدید میشد از کمرم میگرف بعد ماما همراه گفت فول شدی رفتیم رو تخت زایمان
بهم گفتن زور بزن وقتی درد داشتی منم زور میزدم احساس مدفوع داشتم خیلی شدید
بعد وقتی بدنیا اومد کل درد ها یادم رفت اصلا دیگه درد نداشتم و اینکه اگه باز به عقب برگردم انتخابم زایمان طبیعی هستش
هزینه ی ماما همراه ۳ میلیون ۷۰۰ هزار تومن شد که واقعا. عالی بود
من از هفته ی ۳۶ رفتم پیش ماما کلی ورزش یادم داد
ورزش اسکات زیر دوش گرم واقعا عالی و تاثیر گذار هست
پیاده روی روزی دو ساعت داشتم
شیاف گل مغربی استفاده کردم هر ۴ ساعت یدونه
هر روز هم دوش آب گرم میگرفتم
انشالا هرکس که بچه میخاد به زودی دامنش سبز بشه
و مامان های باردار به سلامتی فارغ بشن
وزن نینی ۳ کیلو ۳۰۰ بود
و بخیه هم خوردم


زایمان زایمان
مامان هلن مامان هلن ۶ ماهگی
زایمان طبیعی من
قسمت دوم
ببخشین دیر شد حال مساعدی ندارم.

خلاصه ساعت ۲ هم همون یکونیم سانت بودم.درررد داشتمو میگفتم بهم یه قرص زیرزبونی که نوعی داروی فشار هست بدین اما میگفتن نه نیاز نیست.تاااا ساعت ۸ شب دردام بیشتر شد.انقباضامم شدیدتر.از تخت اومده بودم پایین و فقط خمیده راه میرفتم.حدود ۸ شب معاینم کردن و گفتن شدی حدود ۴ سانت.و چون درخواست اپیدورال داشتم الان دیگه وقت تزریقش بود.چون باید به ۴ سانت برسی تا تزریق کنن.دکتر مخصوص اپیدورال اومدو گفت رو تخت بشین پاها آویز باشه شانه ها شل و افتاده باشه.دوتا آمپول به کمرم تزریق کردنو گفتن سریع دراز بکش تا تاثیر کنه.دردش قابل تحمل بود.منم دراز کشیدمو حدودا بیست دقیقه بعد ماما همراهی که درخواست داده بودم اومد پیشم تا کنارم باشه و ورزش کنمو اینا.دردام رفته بود اما انقباضا که همون سفت شدن کلللل شکمم بود همچنان بود.حرکت سجده رو خیییلی رفتم.بعد رو توپ نشستمو با باسنم رو توپ بالا پایین شدم.اما حرکت سجده خییلی بیشتر جواب میداد.ده دوازده حرکت که میرفتم حسابی منقبض میشدم....