۵ پاسخ

بسلامتی عزیزم.منم سه ماه از سقطم میگذره و این ماه شروع میکنم برای اقدام .منم بخاطر تیروئید سقط شد بچم چون دیر فهمیدم که کم کاری گرفتم الان کنترل شده خداروشکر قرص میخورم.ولی ذخیرم کمه و دکترم فعلا قرص داده خدا کنه خیلی طول نکشه تا بارداری مجدد واقعا خسته شدم

ولی ب ماهم بگو چیا خوردین

خداروشکر ب سلامتی انشاالله بغل بگیری دلبندتو

من هم سابقه تیروئید کم کار داشتم، هم تنبلی تخمدان هم کیست درموئید عمل کرده بودم، اصلا امیدی به باردار شدن نداشتم، ولی بارداریم توی اولین اقدام بود، تازه موقع سزارین دکتر گفت بازم کیست داری، همون موقع یه کیست درموئید دیگه ازم برداشت، تنبلی تخمدان هم همچنان دارم، ولی پریودیام همیشه منظمه

الهی عزیزم بسلامتی بدنیا بیاد دختر نازت

سوال های مرتبط

مامان سوین🥿🎀 مامان سوین🥿🎀 ۲ ماهگی
فقط اونایی ک خیلی وقته اقدامی هستن که باردار شن بیان تایپیکم
.
.
.
.من اقدام بودم ک باردار شم ولی نمیشد ک نمیشد🥲دو سال گذشت فک میکردم یه مشکلی‌دارم با این حال هرماه تا یه روز از وقت پریودیم میگذشت بی بی چک میخریدم و هربار که منفی میشد یه بچه خیالی رو از دست میدادم و گریه میکردم سال سوم تصمیم گرفتیم بریم دکتر ببینیم مشکل از چیه
سونوم کرد گفت تنبلی تخمدان نداری برا همسرم ازمایش اسپرم نوشت اونم مشکلی نداشت بهم گفت برو این ماه که پریود شدی بیا سونو کنمت من اومدم و پریود نشدم بی بی چکم خود ب خود مثبت شد😍باورم نمیشد ذوق زده شده بودم رفتیم سونو و....بچمم پسر بود اسمشم انتخاب کردیم تو ماه پنجم بارداریم بودم ک شکمم شروع ب درد کرد نگو دردای زایمان بود رفتیم بیمارستان گفتن رحمت باز شده داری زایمان میکنی بچم زایمان زودرس شد و برام نموند💔حالا بگذریم چقد اذیت شدم و....خلاصه گفتن ۶ ماه صبر کن بعدش دوباره اقدام کنن
منم بشدت میخاستم دوباره باردار شم ک کمتر احساس دلتنکی کنم میدونستمم باز اقدام کنم خیلی طول میکشه برا همون آی یو ای کردم و باردار شدم
(بقیش تو تاپیک بعدی میزارم)
مامان عزیزگولو🩷🪷 مامان عزیزگولو🩷🪷 هفته سی‌وهشتم بارداری
وای بچها.. یه دکتری بود من چند ساله پیشش میرفتم خانومای لنگرودی اسمشو حتماً شنیدن .. دکتر دلبر توکلی.. آخرین بار پارسال بهمن یا اسفند بود که پیشش رفتم بخاطر مشکلات پریودیم کلی آزمایش و اینا میدادم و چندین بار برو بیا داشتم بهش گفته بودم برای تنبلی تخمدانم بهم دارو بده گفته بود نمیخواد و زودتر برای بچه دار شدن اقدام کنم و تا سال بعد اگه نشد شوهرم آزمایش بده و فلان... منم گفته بودم اوکی.. بعد از اون باز من نه خیلی پیوسته ولی اقدام داشتم و بالخره امسال آذر ماه آزمایشم مثبت شد دو هفته منتظر موندم مطب دکتر توکلی باز بشه اما کاغذ زده بود امروز بسته است. از نگهبانی پرسیدیم گفت نمیدونم چرا نمیاد. حالش خوب نیس بهتر بشه میاد.. امروز مامانم زنگ زدم گفت زنداییم آگهی ترحیم دکتر توکلی رو دیده💔 قلبم ریخت یعنی خیلییی ناراحت شدم براش. سرطان داشته و فوت کرده وای اصلا نمیدونم چجوری بگم چرا انقدر ناراحت شدم خودمم نمیدونم ولی باورم نمیشه... من همش عذاب وجدان داشتم چرا دکترمو عوض کردم هی میخواستم دوباره به مطبش سر بزنم اگه باز بود دوباره پیش خودش برم...💔

بارداری
زایمان
بارداری
سزارین
شیرخشک
فرزند پروری
مامان پسری و دو قلوها✨🦋 مامان پسری و دو قلوها✨🦋 هفته سی‌ام بارداری
بالاخره من و جوجه هام دو رقمی شدیم♥️خداروشکر

میخوام یه چیزی بگم برا اونایی که گاهی نا امید میشن از حکمت خدا

من سال ۱۴۰۲اولین بچم به دنیا اومد شش ماه داشتم اقدام میکردم ولی نمیشد دگ رفتم دکتر متوجه شدیم مشکل خاصی نیست ولی بازم بچه دار نمیشدم خودم وقتی نگاه به سبک زندگیم انداختم دیدم سر شار از استرس هستم و ساعت خوابم کلا بهم ریخته تغذیه داغون همش فست فود سرخ کردنی هرروز قلیون ….خلاصه اومدم سبک زندگیم و عوض کردم و در کمال ناباوری بعد دوماه خدا پسرم و بهم داد ♥️🥹

بعد سزارین دردهای خیلی بدی داشتم طوری ک فکر میکردم چیزی تو شکمم جا مونده هر چی سونو میرفتم متوجه نمیشدن تا اینکه بعد تقریبا یکسال متوجه شدم اندومتریوز دارم دکتر گفت اگه قصد داری بچه دگ داشته باشی اقدام کن چون چسبندگیت زیاد بشه باردار نمیشی دگ
خیلی ترسیده بودم چون هم دوست نداشتم بچم تک بمونه هم آمادگی بچه دوم نداشتم چون طرحم شروع شده بود سر کار میرفتم
دگ یکم که گذشت و دیدم دردام داره شدید تر میشه اقدام کردم
خرداد اقدام کردم دی ماه باردار شدم وقتی برا تشکیل ساک بارداری رفتم دیدم دوتاس😅😅😅😅
خدا خواست سه تا پسر بهم بده امیدوارم از این برکت ها بتونم خوب مراقبت کنم 🥹🥹

خلاصه خواستم بگم من سه تا بچمم با تاخیر خدا بهم داد و قبلش فکر میکردم دگ نمیشه ولی شد
خداروشکر کارم بهivf نرسید(از این لحاظ میگم که شوهرم اصلا اهل اینکارا نبود و همرام نبود)
مامان ویان مامان ویان ۳ ماهگی
امروز میخوام براتون جریان باردار شدن خودم رو بگم
پارت اول
فقط میخوام اینو بگم بهتون اول کار که هیچ چیزی واسه خدا غیر ممکن نیست
من سه ساله عروسی کردم ، دو سال و نیمشو که دانشجو بودم واقعا شرایط باردار شدن و بچه داری نداشتم بعد اینکه دانشگاه تموم کردم میخواستم اول یه کاری واسه خودم دست و پا کنم بعد باردار بشم ، در کل هم چون سن خودمم کم بود و بنظرم هنوز واسه بچه داری وقت زیاد بود و دوست داشتم بچه داری رو واسه وقتی بزارم که واقعا دیگه به یه بچه تو زندگیم احتیاج داشته باشم
اینم بگم من در کل اهل دارو و قرص خوردن نبودم واسه همین از روز اول جلوگیریم طبیعی بود
البته همسرم بشدت بچه دوست داشت و بعد دانشگاهم همون دی ماه فوری بچه میخواست اما خب من هر دفعه یه بهونه میاوردم
واسه استخدامی آموزش و پروش شرکت کردم همسرمم از طرفی واقعا بچه میخواست گفت حداقل بیا بریم دکتر قرص و اینا بگیر شروع کن و آزمایش قبل بارداری و اینا بده تا سه چهار ماه دیگه هم آزمونتو دادی هم نتایج اومده
با اینکه راضی نبودم ولی خب گفتم حالا برمم دکتر خالی از لطف نیست اینم بگم همیشه تو ذهنم اینطوری بود که من نازایی دارم و راحت بچه دار نمیشم نمیدونم چرا ولی خب توی تصوراتم اینطور بود با اینکه پریود هامم هنیشه منظم بود و مشکل خاصی نداشتم ولی خب مثلا جاهای سرد مینشستم توی حموم مینشیتم توی پریود حموم میرفتم و همه میگفتن فردا کار دست خودت میدی بچه دار نمیشی