سلام خانما خیلی دلم گرفته خیلی دلتنگم بخاطر اینکه خیلی وقته خونه مامانم نرفتم نه دور باشم یه خیابون کوتاه بینمونه وقتی میره همه حرفای خواهرام میاد جلو چشمم منصرف میشم از اینکه میگن پسرت خیلی شیطونه بلد نیستی عرضه نداری تربیتش کنی همش شوهرت عادتهای بد و نشونش میده خیلی غصه میخورم جوابی براشون ندارم هرچی میگم برم به اوناچه خونه مادرمه مهم اونه که دوسمون داره ولی بازم وقتی حرف میزنن به زور میتونم چندساعت دووم بیارم اره پسرم شیطونه بازیگوشه ولی حتی درک ندارن بگن بابا میاد اینجا دو ساعت استراحت کنه هی کمکش کنیم فقط سرکوفت میزنن حالا باز رحمت به مادرشوهرم میگه بچه اس اشکال نداره خودتو اذیت نکن بزار هرکاری دوس داره بکنه خسته میشه ولی خواهرام خیلی دلمومیشکنن نمیدونم چیکار کنم تا دوسالگی خیلی دوسش داشتن خیلی وابستشون بود ولی بعد اون دیگه نه حتی خونمونم نمیان باوجود اینکه من بچه دومم به دنیا اومد و اونامخالف بود ناخواسته بود نمیتونستم که بندازم الان اونم دو سالشه و خداروشکر بچه آرومیه احساس تنهایی میکنم

۵ پاسخ

قشنگ جوابشونو بده بگه خونه بابام میام هروقت خونه شماها اومدم غر بزنید

سلام منم خاهر کوچیکم خیلی روی مخمه دوس دارم اصلا خونه نباشه اینقدر با نفرت به بچم نگاه میکنه دوس دارم پاشم خفش کنم ازش متنفرم ولی بخاطر مامان بابام میرم

بگو شمام بچه دار میشین اون روز رو میبینم چه می‌کنید اصلا به خودت نگیر و محل نده
البته واسه پسرت بازی و سرگرمی ببر که به وسایل خواهرهایم آسیب نزنه اونام گناه دارند تا یه حدی خودت بزار جاشون ولی اصلا به خودت نگیر وقتی غر میزنند

یه چی بگم خودت رو میدی که همچین میگن حالشونو بگیر

مگه شوهرت مشکلی داره سرکوفت بزنن طوری جوابشو بده مثل چی خفه بشن والا بگو از همین شوهر پیدا کنید پیش کش

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۳ سالگی
سلام یه چیزی مثه خوره فکرمو میخوره که نمیتونم بخوابم چند مدتیه اذیتم. اول اینکه رایان یکم بچه تند و تیز و شیطونه اما پسر خاله هاش سوسول و دست نکنن، دو تا تیپ شخصیتی متفاوت هردوتا تیپ با ادبن ولی خب به هم نمیخورن... از یه طرف شوهر خواهر و خواهرم طوری تو خانواده رفتار میکنن که هیچکس به بچه هاشون نمیتونه بگه بالا چششون ابروعه اما تو جمع به بچه من با القاب مختلف صدا میزنن که این قضیه هم داره منو اذیت میکنه و خبر اومده طوری دارن پشت بچم صحبت میکنن که پسرم وحشیه و پسرای اینا خیلی با ادبن... سه تا چیز اذیتم میکنه یکی اینکه بچم شیطونه اما بی ادب نیس و دارن پشتش بد حرف درمیارن دو اینکه جلو چشم من به بچم لقب میدن سه من چیکار کنم بچم آرومتر و وابستگی کمتر به پسرخاله هاش داشته باشه خیلی دوسشون داره اونام سواستفاده میکنن و الکی بهش میگن بگو ببخشید درصورتی که دیدم کاری نکرده و دارن اینطوری عزت نفسشو خورد میکنن. خیلی ناراحتم از خودم که چه مادری هستم باید با رفتارم بزنم تو دهنشون اما اینکارو نمیکنم بازم محبت میکنم
مامان لنا مامان لنا ۳ سالگی
سلام مامانا خوبید؟بچه های شما آیا میرید جایی اذیت میکنن؟دختر من که دیگه اصلن به حرفم گوش نمیده انگار کر میشه مثلا گیر میده به یکی ازاعضای فامیل بریم بازی کنیم یا برام کتاب بخون هرچقدرم طرف میگه الان کار دارم میخام چای بریزم بعدش میام بازی میکنم نمیفهمه هی اصرار میکنه دستشو میکشه،مثلاامشل رفتیم جایی بچه کوچیک دوساله داشتن دخترمن هی بادستش گردنشو قلقلک میداد بچه هم میخندید هم خودشو میکشید کنار من گفتم دخترم نکن بچه خوشش نمیاد پدرشوهرو مادرشوهرمم گفتن نکن اینجوری نکن بابای بچه هم دوبار گفت نکن دخترم بعدش بالحن بلندتر گفت نکککننن اینجوری عه من خیلی ناراحت شدم،بعدشم رفتن بازی کنن دوتایی هی بچه رو هل میداد خیلی محکم نه ولی خب هل بود دیگه جوری که بازم یکی دونفر تذکر دادن منم چنبار براش توضیح دادم هل دادن خطرناکه اینکارو نکن دخترم،اما توگوشش نرفت که نرفت،خونه که برگشتیم دیگه کارد میزدی خونم درنمیومد اونقدر براش توضیح دادم دعواش کردم گفتم چرا حرف منو گوش نمیدی وقتی میریم جایی کاری نکن که کسی به خودش اجازه بده باهات دعواکنه دختر خوبی باش کارای بد نکن وقتی من بهت گفتم دخترم اینکار نکن یده توام گوش کن وانجام نده،بیشتر ازکار دخترم میدونی چی اذیتم میکرد اینکه دیگران همش به بچم میگن نکن نکن
شما وقتی میرید مهمونی به حرفتون گوش میدن؟؟یابه بچه های دیگه حسودی میکنن؟