سلام دوستان خوبین . ما دیروز عصر ۵ رفتیم اتاق عمل حدودا ساعت ۶.۲۰ دیقه بود دخترم رو اوردن دادن بغلم 😭😭😭
بین پارچه سبز بود .
از روی شکمش به صورت افقی حدود ۶،۷ سانت برش خورده . روده های بزرگ و کوچیکشو جدا کردن و دوختندکه دیگه بعدا احتمال پیچیدگی نداشنه باشه و اپاندیس رو هم برداشتن که دیگه بزرگ شد اونم دردسر نشه و عمل نخاد . دکتر میگفت وضعیتش روده خوب بود سیاه نشده بود اصلا و برش نداده . در کل راضی بود از عمل . ولی ما مرررردیم و زنده شدیم خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه مخصوصا نوزاد . خیلی سخت بود .
خلاصه خداروشکر دخترم خوبه و شیر هم میدم ولی کم کم تا بالا نیاره .بچم انقدر گشنه و تشنه مونده بود لب و دهنش خشک و سفید شده کلا دو روزه دهنشو باز نگه میداره انقدر که بالا اورده دکتر میگفت دهنش تلخه بخاطر همینه نمیبنده و داره سعی میکنه با هوا دهنشو خنک کنه .
از پشت درهای اتاق عمل همش میشندم اسم دخترمو صدا میزنه دکتر و باهاش حرف میزنه .
نمیدونم که این پیچ خوردگی روده از کجا اومد سراِغ دخترم .دکتر میگفت زیر سه سال خیلی رایجه این عمل.
😭😭

۲۲ پاسخ

فدای همگی مررررسی مرررسی دوستان 🙏🙏🙏🙏

خدا رو شکر که حالش خوب چقد گریه کردم امشب چون منم یه ماه قبل بچم درست و دقیقا این اتفاق براش پیش اومد و واقعا مردم و زنده شدم کامل درکت میکنم😞

خداروهزاران مرتبه شکر

خدارو شکر که خوبه کلا به یادتون بودن چون میدونم خیلی سخته بیمارستان

الهی بگردمش دلم کباب شد
خداروشکر که حالش خوبه

من دفعه اولمه شنیدم. خداروشکر که خوبه دخترت.

الهی شکر که دخترت خوب‌ شده
یه نذری بده گلم انشالله خدا این فرشته قشنگتو برات سالم نگه داره همیشه

الان تاپینکهاتو خوندم خیلی ناراحت شدم
خداروشکر که بسلامت عملش تموم شد
ان‌شاءالله ک زودی سرحال میشه 😍

خداروشکر که سالم بغل مادر مهربونشه. ایشالا دیگه هیچ وقت راهش به بیمارستان نیفته.علائمش چی بود عزیزم؟ ‌

از کجا فهمیدی روده هاش پیج خورره؟؟؟ علائمش چی بود؟

منتظر بودم تاپیک‌بزاری یه خبری بدی از گل دخترت .
خداروشکر که عملش خوب گذشته انشاالله همیشه تنش سالم باشه

خدا رو شکر که حالش خوبه الهی همیشه سالم باشه خیلی خوشحال شدم عزیزم

عزیز دلم خدارو شکر عملش به خوبی تموم شده دختر خاله ی منم همین مشکل داشت و پنج ماهگی عملش کردن خدارو شکر الان شش سالش تا حالا یبارم نگفته دل درد دارم انشالله دختر شمام دیگه هیچوقت مریض نمی‌شه نگران نباش منم خیلی شنیدم پیچ خوردگی روده داشتن و عمل کردن

عزیزم درکت میکنم الهی که سلامت باشه بلا ازش دور باشه خدا کمکت کنه تا این روزا بخیر بگذره

خداروشکرعزیزم همین الان به یادشما گهواره رو‌باز کردم خداخدا میکرردم تایپیک‌زده باشید تا پیداتون کنم درخواست دادم بهت عزیزم

خداروشکر الان خوبه😍😍

خدارو شکر خیلی خوشحال شدم

عزیزم هزارمرتبه شکر که عملش خوب بوده و الانم خوبه❤️این روزاهم میگذرن و تموم میشن
الهی همیشه صحیح و سالم در کنارهمدیگه باشید❤️❤️خداروشکر گل دخترمون خوبه هزارارن مرتبه شکر❤️❤️

خداروشکر انشالا ک دیگ همیشه سالم و سلامت باشه ♥️

خداروشکر

الحمدالله سالمه واقعاً سخت بوده عزیزدلم

فداتون بشم ممنونم از دعاهاتون دوستان عزیزم .
🙏🙏🙏
خدا بچه هاتون حفظ کنه .

سوال های مرتبط

مامان hosein مامان hosein ۱۲ ماهگی
خدا هیچ مادریو با بچش امتحان نکنه از دیروز مردمو زنده شدم امروز صبح دکتر وقت عمل داده بودبه چیزی روی مقعد بچم بود انگار جوش بود تازه در اومده بود دکتر اصلان آبادی تادید نامه بستری داد ک بچه باید عمل بشه مگر اینکه مثل جوش بترکه دیگه نیازی ب عمل نیس ولی هیچ امیدی نیس ک بترکه چون خیلی سفت بودداشتم گریه میکردم رو دست بچم سرم بود پرستاره یه خانوم خوشگل بود اومد گفت یه چیزی میگم از من نشنیده بگیربا حرف دکترا الکی بچتو زیر تیغ عمل جراحی نبر برو داروخونه یدونه پماد بگیر اونو بزن یکی دو ساعته کل عفونتش میاد بیرون عین جوش میترکه من می ترسیدم ولی شوهرم گف امتحان کنیم اگه نشد فردا هرچی دکترابگن همون کارو میکنیم خلاصه ماشب برگشتیم خونه و ازاون پماد گرفتم زدم الان شددقیقا همون چیزی ک خانومه گفت بهم گفت اکثردکترا بخاطر منفعت خودشون یه چیزی رو بزرگ میکنن نکن بابچت این کارو الان خداروشکر بچم ب لطف خدا و بواسطه اون خانومه خوب شد منظورم ازاین تاپیک این بود توروخدا باحرف به دکتر الکی بچرو بستری یا زیر عمل نبرینش اولش خوب تحقیق کنین بعد دیروز هزارتا بچه دیدم عین بچه خودم ک امروز قرار بود عمل بشن نمی‌گم همه دکترا اماواقعابعضیاشون اصلا از خدا نمی‌ترسن راه حل نمیدن چون بچه خودشون نیس اهمیت نمیدن این تجربه من از بیمارستان بود
مامان نورا مامان نورا ۶ ماهگی
پارت ۲ زایمان...
ماما همراه اومد حالا کی بود مامایی که شب قبل شیفت شب بود😐😬 اصلا ازش خوشم نمیومد رگم پاره کرده بود
اون اومد نشست رو صندلی هی می‌گفت ماشالا ماشالا خیلی خوبه
من خودم بلد بودم ورزش میکردم و تنفس می‌گرفتم دیگه خیلی شدید شده بود گفت بذار معاینه کنم
رفتم تو تخت حالت سجده هم چند دقیقه بودم
ساعت ۱۲ دیگه فول بودم زنگ زدن دکتر اومد
من کل فاز تا فول بشم درد نداشتم ولی وای از درد اون لحظه...
حس میکردم دارم جون میدم
ماما هی میگفت زور بزن من میزدم خون از دندونام میزد بیرون😐 می‌گفت تو چرا بلد نیستی زور بدی دعوام میکرد داد میزد
منم رد داده بودم هی باهاش دعوا میکردم وسط اون درد😬
دکترم اومد معاینه کرد گفت سر بچه هنوز فیکس نشده درست زور بزن
دیگه نیم ساعت هی من زور میزدم اونا میگفتن نه نمیتونی😐
آخر ضربان قلب بچه رفت بالا گفت سریع ببریدش سزارین
سوند وصل کردن درد نداشت فقط یه حس بدی گرفتم
آوردن ویلچر رو که بریم اتاق عمل اورژانس
نمی‌دونم اون روز چرا انقد زایشگاه شلووووووووغ بود اتاق عمل سه چهار تا مریض همزمان داشت...
مامان RN🫶🏻 مامان RN🫶🏻 ۱۲ ماهگی
پارت سه زایمان
رفتم رو تخت زایمان نشستم و دکتر بیهوشی اومد دکترمم دکتر پونه زمانی بود
ایشونم دیدم که داره اماده میشه و لباسشو میپوشونن😰
گفتم خانم دکتر من پشیمون شدم میخوام طبیعی بیارم از محیط اناق عمل ترسیدم راستش😬🥴😂
گفت دیگههههه دیییییره😂
دکتر بیهوشی خییییییلی مهربون بوود تا اخر عمل دستمو گرفته بود
دکتر میرزا رحیمی و امیر عجم هم اونجا بودن و منو که دیدن گفتن چه مامان خوشگلی دکتر خودمم گفت ببین چه مامان خوشگلی اوردم کل بیمارستان دارن نگاش میکنن😂😎همه کلمه هاشون ریز ب ریز یادمه😁
دکتر بیهوشی گفت تا حالا امپول زدی دیگه گفتم اره گفت دردش مثل اونه نترس فقط خم شو امپولو که میزد دندونامو ب هم فشار میدادم واقعاااا سخت بود بعد که زد گفت میخوای امپولو ببینی گفتم اره یه چیز نبم سانتی نشونم داد😐😐😐گفت این بود و خندید🥴خیلی مهربون بودن همه کادر اتاق عمل
خب..
من گفتم من بی حس نشدمااا گفتن عه ؟؟پاتو تکون بده ببینم وااای انگار صد کیلو بودن مگه تکون میخوردن 😂شروع شد عمل…😎😁کاملا هوشیار بودم و برش رو حس کردم ولی اصلا دردی حس نکردم