۱۲ پاسخ

خب ترسش ب جاست و خیلی خوبه ک نرفته جلو در بازی کنه دلیلش هم گفته از فلانی می‌ترسه حتما ریشه تو ی چیزی داره
در مورد ناراحتیتون از حرف جاریتون خب قطعا اونم خیلی ناراحت شده از حرف همسرتون بدترین چیز برا ی مادری ک ب بچش میرسه اینه بگی چ کوچولو مونده غذا نمیخوره
ممکنه از حرفا منم ناراحت شید ولی هر وقت عزیز دل خاستید ناراحت شید طرف مقابل حتی خود بچه تون هم بذارید جا خودتون اینجور راحتر مسائل رو هضم میکنید
برا ترسش اگ شدیده حتما ببرید مشاور ک علتش رو پیدا کنه

بچه هایی که پدر مادرشون دعوا میکنن و کتک میخورن ترسو میشن به جای زدن بچه رو خودت کار کن

فقط خودت میتونی کمکش کنی فضاامنی براش درست کن
جلو بچه دعوا نکنین صداتو بالا نبر براش
چون مضطرب تر میشه

جواب اون جاری بیشعورتو میدادی بچه طفل معصوم و کتک نمیزدی خدا از جاریت نگذره که موجب شد یه مادر احساس بدی پیدا کنه پسرتم ببر گفتار درمانی تا هر پاچه پاره ای حرف زد بزن تو دهنش اعصابم بهم ریخت 😞

نه خداییش برای ترسش چرا بچه را زدی
دختر منم از تموم جانور ها می‌ترسه همبن الان تو کوچه بودیم به خاطر یه گربه اومدیم داخل ولی تا رفته مهد خیلی بهتر شده مدیر مهد گفت اگه ترسش زیاد باشه فقط با کار درمانی درست میشه
ولی خداییش از این جاری روانی دوری کن یعنی چه به بچه اینجوری گفته

نه اون روش بدتره تو باید جواب جاریتو میدادی وقتی اون نمیفهمه اینجوری میگه ببین چقد زود از بچش دفاع کرد توام سریع جوابشو میدادی شجاعت تو خودتم نیس برا همین بجا جواب جاریتو بدی بچتو زدی اگه لکنت داره ببرش گفتار درمانی مشاوره ببرش تا به ترساش غلبه کنه توام قوی باش هرکی به بچت چیزی گفت جوابشونو بده

باید جاریتو جر میدادی بعدشم دلیل ترسشو پیدا کن الان باید حمایتش کنی با مشاور صحبت کن پسر منم یدوره خیلی ترسو شده بود جوری که غروب میشد میترسید با مشاور خیلی مشورت کردم خدارو شکر اکی شد

شاید یی رفتاری از مستاجر دیده که می‌ترسه پسر منم از همسایه بغلی می‌ترسه تو کوچه باشه فرار می‌کنه.بچه های باهوش ترس شون بیشتره درک میکنند خطر احتمالی را پیش بینی می کنند .هیچ وقت جلوش نگو تو ترسو هستی بزرگتر بشه بهتر میشه

خوب طرف مقابل هرچقدشماناراحت شدین اونم ناراحت شده براترسشم حس میکنم خودتون از بچگی ازچیزیی ترسونده باشین

گلم باید ببری مشاور و کار درمان .تا ترسش نهادینه نشه.
حرف همسرتون خیلی بد بوده،و بنظرم اونم حق داشته اینجور جواب بده

همه اینا درمان دارن
لکنتش ببر گفتاردرمانی
برا ترسش هم ببر مشاور بهت راهکار میده ترسش بریزع

مادری دیگه بهترینا رو برا بچت میخوای ،اما همین رفتار خودت باعث میشه بیشتر بترسه باهاش همیشه مهربون باش بهش اعتماد به نفس بده گفتار درمان ببرش برا مشکلش البته رفتار همسرت هم اشتباه بوده همین الانش هم بچه های من ریزن وقتی میگن مگه اینا غذا نمیخورن من از غصه دق میکنم

سوال های مرتبط

مامان شکوفه های سیب🌸 مامان شکوفه های سیب🌸 ۵ سالگی
پسر من ۶ سالشه، تنبلی روده داره (یبوست مزمن) تحت درمانه و هر روز درگیرشم از کم وزنی شد بگیر تا غذا نخوردن هاش ، صبحانه نمیخوره تا ظهر همش جیغ میزنه و گریه می‌کنه پای سفره و کلا میان وعده نمیخوره فقط و فقط غذا اون هم یک کفگیر کوچولو برنج ، پسر عمویش که یکسال از پسرم کوچیکتره بدون مشکل هستش و اون شب خونه ی مادر شوهرم یک پیتزای کامل و نصفی خورد
دوبار میان وعده میخوره اون هم نون و کوکو
صبحانه پیتزای شب مونده (سهم مادرش) رو خورد
بعدش سیب‌زمینی آبپز و تخم مرغ
بعدش بستنی
بعدش ناهار یه کاسه بزرگ سوپ با پیاز😑

من با تمام وجودم پسرم رو دوست دارم هرطوری ک هست با همه ی نقاط ضعف و قوتش و تمام تلاشم رو میکنم تا خوب بشه و ب خوراک بیاد
این وسط.....

خانواده ی همسرم همش ناراحت هستن و آنقدر پسر جاریم رو با بچه ی من مقایسه می‌کنند که ب من هم منتقل شده اعصابم بهم می‌ریزه
غصه میخورم
ناامید میشم
گریه میکنم
ب طرز محسوسی از پسر من تپلی تره
همه فکر میکنند اون بزرگتره
خانواده ی همسرم از روی دلسوزی میگن هرچی توضیح میدم که بابا این یبوست داره کاش بتونه دفع کنه 😭