۱۰ پاسخ

میدونی بحث اینجاس که قدیما خونه ها نزدیک هم دوست فامیل خاهر برادر همه دور هم بودن اعتماد بود بچه زیاد همبازی داشت به مادر نمیچسبید که کلافش کنه
الان چی خونه ها آپارتمانی یه همبازی واسه بچه پیدا نمیشه
ماهم دیگه پا به پای بچه نمیتونیم بازی کنیم که نهایت دو سه ساعت سرگرمشون کنیم
بخاطر اونه که نق نقو شدن و ما کم حوصله

عزیزم منم بچه ۷ از دخترام . میدونی چیه قدیما بچها آزاد بودن برو بیاشون آزاد بود اسباب بازی کم بود تو کوچه و خیابون بودن خانوادها پرانرژی فک و فامیل سفره یکی هرشب هرشب دورهم بچها درکنارشون عشق میکردم بچگی میکردن همه چی دلگرمی داشت . الان چی خونه خود مادرمون هم با خجالت و تعارف میریم بچها تو خونه و اپارتمانا حبسن اسباب بازی زیاد و خوراکی بموقع شیطونشون کرده آزاد نیستن مدام سرکفوت میشن مدام تهدید میشن مدام داد میشنون بچه اگر ساکت باشه صبرنداشته خودمون اعصاب نداشته خودمون پیش فعال و عصبیشون کرده .

دقیقاااحرفهای همتون حرف دل منه

بعضیا بمن میگن بچه رو ببر بیرون خوب میشه والا ما هر دفعه میبریم بیرون دیگه برگشتمون با خداست نمیاد که نمیاد، راه هم که نمیره فقط میدوعه کل مسیرو ما باید فقط بدوییم بخدا چند شب پیش بود با شوهرم حرف میزدیم میگفت چرا بچمون انقدر عجیبه چقدر شیطونه اخه ما هردو مظلوم بودیم

قدیما کتک میخوردم بخصوص بچه دخترا میترسیدن از بابا مامان مادر شوهرم میگن ک از بچگی بابا ک میومد باید جلوش صف می‌شدیم برا احترام ی بچه گیر میدادن درس برا چیته کار کن قالی بباف والا بچها جرات نداشتن حرف بزنن

آیی عزیزممم

عزیزم من الان دوتا دارم ‌باهم بازی میکنن حواسشون به همه دیگه من نق نق اولی رو نمیبینم تا میخواد نق بزنه حواسش پرت آجیش میشه خودت میگی پرجمعیت اونجا بچه ها حوصلشو سر نمی‌رفت که نق بزنن‌من الان دوباره سولیوان رو باردارم باور کن اندازه بچه اولی سخت نیست

مامان منم همینو میگفت بچه ندیده ای بلد نیستی یه بچه نگه داری و همش مینالی من ده تا بزرگ کردم مثل تو ناز و ناله نکردم من دخترم یکساعت دادم دستش میگفت میخاست اشکمو دربیاره نفسشو گرفته بود یکساعت حالا درکم میکنه😂

چه جالب فکر میکردم فقط من این‌مشکل رو دارم
منم‌پسرم‌میبرمش‌بیرون دیگه خیلی سخت میاد توی خونه کلی گریه میکنه
دلمم براش میسوزه کاشکی خونمون ویلایی با یه حیاط بزرگ بود یه همسایه مثل خودم با بچه ای که هم سن پسر منم بود داشتیم
من خیلی خیلی تنهام‌ پسرمم فقط با منه از صبح تا شب 😔

حساسیتمون از قدیمیا بیشتره ولی خب نتیجه عکس داریم میبینیم🤣

سوال های مرتبط

مامان deli مامان deli ۲ سالگی
ماما تورو خدا کمک کنید دخترم خیلی رفتاراش رو مخمه کمکم کنید چیکار کنم مثلا تو گوشی هستم برنامه کودکم میزنه واسه اون هه میاد موهامو میکشه ینی میخاد شونه کنه یاپاشو میکنه تو حلقم مثلا میخاد بازی کنه باهام منم هه داد میزنم دلانا کاری ب من نداشته باش نگاه برنامه کودکت کنم دوباره دودقیقه بعدش دوباره رو مخم میره یا میگه گوشیت باید بهم بدی و.....منم این چن وقته ک خیلییییی رو مخمه میگم الان ممدقلی میگم بیا ببرت هرچند ب اندازه دودقیقه اروم میگیره دوباره شروع میکنه احساس میکنم نمیدونم چطوری باش رفتار کنم میدونم ک کارم خیلی اشتباهه ک میترسونمش ولی احساس میکنم بلدنیستم چطوری کنترلش کنم و اینم بگم ک دختر خیلی اجتماعی مثلا روضه ای مراسمی جایی بریم سریع ٱونس میتونه بگیره با اطرافیان خجالتی نیست مثلا یبار تو مراسمی چندتا بچه از فامیلامون داشتن ی گوشه بازی میکردن گفتم دلی برو پیش بچه ها بازی کن خیلی راحت رفت باهاشون دوست شد یه 8ماهه پیش بود ک زن داداشمم پیشم بود بهم گفت خیلی خوبه دخترت اینطوری دختر من الانکه بزرگ‌شده 4سالشه هم پارکی جایی هم میبرم روش نمیشه بازی کن درست ....بعد امشب تو روضه بودیم یه خانمی بود آب میداد کلمن پیشش بود گفتمم دلی برو پیشش اب بیار بخور فاصله خیلییی کمی بود خاستم خودش بره ولی نرفت انگار خجالت میکشید..پیش خودم میگم انگار من دارم ی اشتباهی میکنم ک داره اعتماد بنفسش از دست میده نمیدونم واقعا کجای کارم اشتباهه
مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
خانوما لطفا راهنماییم کنید
من از نظر خودم خیلی بچه م وابسته خودم نمیکنم ولی خب در طول روز خیلی بغلش میکنم بوسش میکنم قربون صدقه ش میرم همیشه اگه بابت چیزی ناراحت میشه و گریه میکنه براش توضیح میدم و کلا باهاش حرف زیاد میزنم ولی چند باریه وقتی تو جمع قرار میگیریم این کامنتو از بقیه میگیرم که چقد به بچه میچسبی و اینجوری لوس میشه حالا فکرم درگیر شده نکنه دارم بچه م رو وابسته بار میارم😮‍💨
اینم در نظر بگیرین هرروز ۷صبح تا ۱۳ظهر سرکارم
مثلا دیشب با همکارام رفته بودیم بیرون پسرم ۲سال و ۵ماهشه بچه های اونا ۷،۸ ساله پیششون جدا از من نشست و ورق بازی میکردن تماشا کرد ولی وقتی رفتن توپ بازی چون جای شلوغی بود و سناشون به حامی نمیخورد نزاشتم بره و پیش من بود وقتی پیشم بود همش تو بغلم میومد و خودشو بهم میچسبوند و میگفت مامان جون دوست دارم عشقمی نفسمی قلبمی❤🥲😅انقد اینا رو بهش گفتم یاد گرفته و وقتی خیلی دوسم داره و ازم راضیه به من میگه😂 حالا همکارام میگفتن چقد بچه ت لوس و مامانیه🥲 اخه هنوز دوسالشه خیلی کوچولوعه یعنی نباید در طول روز زیاد بهش محبت کنم و بغلش کنم و نازنازیش کنم؟؟؟🥲 بچه های شماها چطورین؟؟
#واکسن#دوسالگی#شیر مادر یا شیرخشک