۸ پاسخ

چقدر دردناک وغم انگیز💔💔💔

دلم برا بچه میسوزه طفلک

سلام عزیزم درخواست میدی

خدا رحمتشون کنه هر دوشون فرشته شدن ،ولی این بلا سر منم میخواست بیاد به زور ساعت ۳ بردن اتاق عمل ،،به خاطر کمی آب بچه و مسمومیت بارداری من ۶ روز بستری شدم که تحت کنترل باشم شب آخر من نتونستم نفس بکشم بچه هم تکون نمی‌خورد،حالا بعد کلی اتفاق نمیخوام طولانی کنم ،نتونستم دکتر و صدا کنم چند نفر بالا سرم بودن با اشاره گفتم که بیاد نزدیک حتی نتونستم دستم بلند کنم اکسیژن و بردارم دکتر برداشت گفتم من دارم میمیرم ها منو ببرین عمل بچه رو دربیارین من به خاطر این بچه خیلی زحمت کشیدم دکتر یه نگاهی کرد حالا دکترم نبودن رزیدنت بودن گفت بردارین تا صبح نمیشه صبر کنیم زود باشین بریم عمل یعنی بچه اکسیژنش کم شده بود تا صبح اگه میموندیم هر دو خدایی نکرده از دست رفته بودیم ۳۵ هفته شد ولی خداروشکر تموم شد رفت

اره منم شنیدم🥲🥲🥲🥲

توشهر ماهم ی مادری موقع زایمان پرستارا باهاش بد حرف میزنن همون موقع زایمان سکته میکنه فوت میکنه فقط بچه زندس

ای وااااای 😢😢😢😓😓😓
کدوم شهر عزیزم؟ شهر خودتون؟ یا توی گهواره دیدید؟

الهی چقدر ناراحت شدم 😔

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭