۲ پاسخ

یه دفعه ای شیرشو قطع کنی خیلی راحت تره تا بچه رو زره زره آب کنی اذیتش دو شبه وتمام

منم یه چیزایی اضافه کنم؟
مثلا بچه باید خسته باشه تا با روش مورد نظر شما خواب بره انقد باهاش بازی کنی که خسته خسته بشه،چیزهایی مثل شیر پاستوریزه هم قبل از شیر گرفتن عادتش بدین بخوره چون اون موقع خیلی سخته هم غم شیر داشته باشه هم به یه چیز جدید عادت کنه

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۱ سالگی
سلام فاطمه جان، آفرین بهت که تصمیم گرفتی با برنامه جلو بری. از شیر گرفتن یه مرحله حساسه، مخصوصاً برای رادوین که حدود ۲۰ ماهشه. اینجا یه برنامه‌ی ملایم و تدریجی برات نوشتم که هم برای رادوین آسون‌تر باشه و هم برای خودت کمتر سختی داشته باشه:


---

برنامه‌ی از شیر گرفتن رادوین (شروع از فردا)

مرحله ۱: حذف شیر روز (۳ تا ۵ روز)

از فردا، شیر خوردن در طول روز (غیر از خواب شب و چرت روز) رو به‌تدریج کم کن.

هر وقت شیر می‌خواد، حواسش رو پرت کن (بازی، خوراکی سالم، بیرون رفتن).

بین وعده‌های شیر، بهش آب، شیر گاو (اگر پزشکش تأیید کرده)، میوه، یا اسنک سالم بده.


مرحله ۲: جایگزینی شیر قبل از خواب چرت (۳ تا ۵ روز بعد)

قبل از چرت ظهر، به‌جای شیر، یه روتین جدید بذار: قصه گفتن، نوازش، لالایی، یا آغوش گرفتن.

اگر خیلی اصرار کرد، یه بار دیگه شیر بده ولی شب دیگه نه.


مرحله ۳: شیر شب و قبل خواب (آخرین مرحله – حدود یک هفته)

این سخت‌ترین مرحله‌ست. چند نکته برای راحت‌تر شدنش:

باهاش صحبت کن: "رادوین دیگه بزرگ شده، شیر مامان فقط برای شب‌های خاصه."

یه عروسک یا پتوی خاص براش بگیر که فقط شب‌ها موقع خواب باشه.

همزمان نوازش و لالایی جای شیر شب رو بگیره.

اگر نیمه شب بیدار شد و شیر خواست، بغلش کن، آب بده یا فقط نوازشش کن.




---

نکات مهم

صبور باش: ممکنه چند روز اول سخت باشه، ولی بچه‌ها خیلی زود عادت می‌کنن.

شب اول ممکنه گریه کنه: اما اگر با اطمینان رفتار کنی، زودتر می‌پذیره.

به بدنت هم توجه کن: اگه سینه‌هات پر می‌شن و درد می‌گیرن، کمی بدوش تا تخلیه بشن، اما نه کامل.

بوس و محبت زیاد جای خالی شیر رو براش پر می‌کنه.
مامان یسنا مامان یسنا ۱ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد
مامان آقا مهراد❤️ مامان آقا مهراد❤️ ۱ سالگی
مامانایی که تجربه دارین میشه راهنماییم کنین ؟
مهراد ۲۰ ماهش رو داره تموم‌میکنه و به شیر به شدت وابسته هست که جدیدا باعث وابستگی شدیدش به خودمم شده، میخوام از شیر بگیرمش به خاطر همین شروع کردم یه ۱۰ روزیه وعده های شیر خوردنش رو کم کردم و با هرچیزی که فکرش رو بکنین سرگرمش میکنم که اونوقت که شیر میخواد بهش ندم و فاصله بندازم بین وعده هاش
الان گاهی مثلا ۱۰ صبح بهش شیر دادم میره تا ۲ عصر که شیر بخوره و بخوابه ولی بعدش که میخوره بیچاره ام میکنه دیگه ول کنم نیست
یا اگر مثلا بریم بیرون یا مهمونی ۴ عصر بهش شیر داده باشم میره تا ۱۰ شب که خودش بیاد درخواست کنه ولی خب تا صبحش به هیچ عنوان ازم جدا نمیشه و حتی توی خواب هم دستش از سینه ام جدا بشه بیدار میشه
هربار که کم کنم و بهش ندم بعدش قشنگ تلافی میکنه و به خاطر همین تدریجی گرفتن واقعا سختم میشه
به نظرتون مشکلی نداره من تلخک بزنم یا یه دفعه از شیر بگیرمش ؟ حس میکنم با اینجوری تدریجی گرفتن بدتر اذیت میشه
مثلا من دیروز عصر ۳ ساعت پیشش نبود و فاصله شیر خوردن۲ وعده اش شد ۴ ساعت
ولی خدا شاهده تا صبح دهنم سرویس شد از ساعت ۱۰ تا ۱۲:۳۰ که فقط تو دهنش بود بازی کرد باهاش و ولش نمیکرد بعد دوباره ۲ بیدارشده تا ۳ همین اوضاع بعد از اون ساعت ۴:۳۰ تا ۵:۱۵ توی دهنش بود .دوباره ۶:۲۰ دقیقه بیدار شده تا ۷:۱۵ هی از سر کولم بالا رفته و شیر خورده که اخر کار از خستگی بلند گفتم بسه دیگه گریه کرده بازم خورده و خوابش برد 😥😭