۸ پاسخ

ایی عزیزم میخامممممم

اي جاااان واقعاااااا خدايااا اميدم فقط فقط به خودته

واقعا صددرصد گلم خداخیلی بزرگه قربون حکمت خداوند بشم خدایا هزاران بار شکرت 🌺🪻

واااای گوجه سبز😍اآلوچه😍

دقیقا🙌❤️خدایا شکرت هزاران بار شکرا🙏😇

لاوووو من چکار میکنی؟🥹❤️‍🩹

ای جانم عزیزم

پاقعااا چقدر ارومم کرد چقدر نیاز داشتم به شنیدنش

سوال های مرتبط

彡❣   ‌بهار ★ 彡❣ ‌بهار ★ قصد بارداری
彡❣   ‌بهار ★ 彡❣ ‌بهار ★ قصد بارداری
مادر #کودک #شیرخشک


وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از سکانس‌های آخر زندگی‌ام، آن‌طور که تصور می‌کردم اتفاق نیفتاده‌اند.
اصلاً نمی‌دانستم سکانس آخرند.

آخرین باری که با بچه‌های محل بازی کردم، کسی نگفت:
«بچه‌ها، این آخرین بازی است.»
بازی تمام شد.
رفتیم خانه.
و لابد قرار بود فردا دوباره برگردیم.
اما یک فردایی آمد که دیگر برنگشتیم.

آخرین روزی که از جایی بیرون آمدم و بعدها دیگر به آنجا برنگشتم.
آخرین باری که عزیزی را دیدم.
آخرین خداحافظی.
خیلی از آن‌ها هیچ نشانه‌ای نداشتند.
نه موسیقی‌ای پخش شد.
نه کسی گفت این لحظه را خوب به خاطر بسپار.
نه حتی خودم کمی بیشتر مکث کردم.
گذشتند؛ درست مثل صدها روز دیگری که قبل از آن‌ها گذشته بودند.
فقط بعدها فهمیدم:
آن روز، سکانس آخر بود.

ما معمولاً وقتی از آخرین‌بار بودن بعضی لحظه‌ها باخبر می‌شویم که دیگر امکان تکرارشان وجود ندارد
.
برای همین این روزها موقع خداحافظی، کمی بیشتر نگاه می‌کنم.
برای تمام کردن بعضی رابطه‌ها، کمی بیشتر مکث می‌کنم.
و اگر محبتی مانده که باید گفته شود، سعی می‌کنم زیاد نگهش ندارم.

نه چون می‌دانم سکانس آخر است.
چون نمی‌دانم..