۱۱ پاسخ

حتما بیار شک نکن

منم اندومتریوز هستم شما چقدره منم رفتم دکتر گفت ضخامت رحمت 14 میلی متر از حد معمول بیشتره گفت باید کورتاژ بشی فعلا دارو داد تا یه ماه ازم پرسید چند تا بچه داری یعنی منم دیگه نمیتونم باردار بشم؟؟

آندومترویز چیع؟
کیسته یا چسبندگی؟ یا ی چی دیس؟ 😢😢
هرچیزی سختی خودشو دارع،فک کن بزرگ شن بشن عصای دستت😍اصن خودت مگ دوس نداری بچت ی همبازی داشته باشع؟ 🤗
طبق مطالبی ک خودم خیلیا بودن تک فرزند بودن ارزوشون ی خواهر یا برادر بوده😢
بعدشم برای سلامتیت دکتر گفتع تا بیماریت بیشتر نشع
بدن ما دست ما امانت هس از طرف خدا، باید امانت دار خوبی باشیم بنظرم
بازم بشین خودت فکراتو بکن باشوهرت ب نتیجه برسین

از اونجایی که من خودم یه بچه میخواستم نمیاوردم

چرا نمیای مشهد اینجا کسیو میشناسم که میتونه درمانت کنه بدون عمل

اگه کلا دوس نداری بچم دوم داشته باشی خب نیار. دکتر فقط بهت پیشنهاد داد که اگه قصدش رو داری بیار الان. وگرنه اگه دوس نداری همین یکی رو بزار رو سرت و بزرگش کن

بیار عزیزم انشاالله خدا کمکت کنه سختی های بچه ها ي پشت سرهم میگذره

اگر تک فرزند نمی‌خوای بیار چون خاله منم آندومتریوز داره خدا یه دختر بهش داد الان ۱۵سالشه دیگه نشد عمل هم انجام داده الآنم باید قرص جلوگیری بخوره که مریضیش بیشتر نشه

چند سالتون هست؟

قبل بچه اولم داشتی؟

به نظرم بیار چون شرایطتت فرق داره بچه ت تنها نمونه
خدا کمک میکنه

سوال های مرتبط

مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
خواهرم بچش ۳۴ هفته به دنیا اومده،نارسه،الان ۵روزشه،مامانم چون چشمشو تازه آمپول زده،یه آمپولم دوباره سه شنبه داره به خواهرم گفته فعلا برو خونه مادرشوهرت آخرهفته بیا خونه ما من نگهت دارم،خواهرم الان زنگ زده بچم زردیش رفته بالا،میگم خب من اومدم عیادت بهت گفتم جای بچت گرمه گذاشتیش کنار بخاری،پتو پیچیدی دورش بچه رو خفه میکنی،میگه مادرشوهرم اذیت میکنه،میگم جاش خنک باشه یکم میگه نه بچه سرمابخوره تقصیر توئه،پاشده زردچوبه داغ کرده بریزه ناف بچه خواهرم بیدارشده دیده نذاشته،سربچه اول خواهرمم اینکارو کرد ناف بچش خوب نمیشد کلی دکتر بردن،میگه صبح زود پاشدم دیدم کره آب کرده بریزه دهن بچه نذاشتم میگه تو حالیت نیست،یا میگه بلد نیستی بچه بغل کنی،شیرت خوب نیست،گیرداده ترنجبین وشیر خشت بده به بچه،خواهرم میگه سربچه اولم دکتر گفت عیبی نداره بدین،ولی سراین دکتر گفته چون نارسه هیچی ندین بهش،زردی بچه رفته بالا بی حال بود،مامانم زنگ زده ببرش دکتر،مادرشوهرش گفته نبر دوباره دکتر بازی رو شروع نکن،به خواهرم میگم برگرد خونه خودت من میام میمونم پیشت خودم کاراتو میکنم،میگه تو خودت دوتا بچه کوچیک داری نمیتونی،موندم چیکار کنم؟؟؟دختر کوچیکم خیلی بدقلقه زیاد گریه میکنه میچسبه بهم میدونم برم نمیذاره کاری کنم،موندم چیکارکنم؟؟؟خواهرم میگه از استرس نمیخوابم میدونم مادرشوهرم بچه رو یه کاری میکنه
مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.