امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.

تصویر
۴ پاسخ

درمورد اتفاث دوم و کار اون خانوم واقعا موافقم بسیاز اشتباه بود،اصلا نباید وارد دعوای بچه ها شد اونم چی شدیدتر از خود بچه ها،باید با ملایمت و حواس پرتی قصیه رو حل کرد‌..
ولی در مورد خوانواده اولی،شاید تاحالا بچه رو زیاد پارک و شهربازی نبردن،همه ما دفعه های اولی که بچه میخواد تجربه کنه خیلی مراقبیم درسته؟علاوه بر بحث خطرناک یودن یا نبودن بحث ترسیدن و تروما شدنش برا بچه هست،از طرفی واقعا روحیات باهم فرق دارن،اون بچه هم به زودی یاد خواهد گرفت مطمئنا والدینش هروقت که احساس کنن تواناییشو داره اون جسارتو بهش میدن که خودش تنها بره جلو

تنها کاری که ما ازمون بر میاد اینه که به بچمون یاد بدیم که از حرفا و رفتارای بقیه تقلید نکنه
دختر من امسال میره کلاس اول اتفاقا همین امروز بهش گفتم من نمیتونم همیشه دنبال تو باشم تو خودت میدونی چه حرفی زشته چه حرفی خوبه اگه مثل امروز دیدی کسی از دوستات حرف زشتی زد تو هیچوقت تکرارش نکن

وای ماهم یکبار رفتیم پارک یه پسربچه شاید۴ساله هی میرفت از شیشه ماشین التماس مامانش میکرد بیا ببین چه کاری بلدم چه قشنگ بازی میکنم اصلا نیومد که نیومد تازه دعواش هم میکرد که برو
بیچاره بچه میومد جلو ما خودشو میخواست نشون بده همش
آخرم ول کرد تنهایی رفت اونطرف پارک من جای مامانش داشتم سکته میکردم
تو سن پایین که میگن بچه حرف بد زد محلش نزارین خودش یادش میره بعد یه مدت
سن بالاتر هم باید توضیح بدین براش که حرف خوبی نیست و بقیه ناراحت میشن
پسر من یه بار یه ربع فکر کرد هی میگت چی بود صبر کن،آخر به داییش گفت سَگت تو روحت🤣🤣🤣

بله متاسفانه بچه ها زود یاد میگیرن سعی کن بچه را ببری تو پارک و محیطی ک یکم فرهنگشون بالاس و بچه ها حرف زشت نمیزنند

سوال های مرتبط

مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
یه وقتایی بچه ها یه نیازهایی دارن که ما اصلا ازشون آگاه نیستیم باید به اون نیاز توجه کنیم بجای اینکه بحث و جدل داشته باشیم
و مورد بعدی مادری که بچش تکالیفش رو انجام نمیده خسته شده و برای هر تکلیفی باید کلی بحث کنه و خیلی وقتا برای هر تکلیفی که انجام نداد نباید هی معلم خصوصی بگیریم،نصیحتش کنیم ،و بیشتر باهاش تمرین کنیم گاهی وقت ها بچه مشکل توجه و تمرکز داره و مشکل یادگیری دارن و ما اینارو خبر نداریم و هی بچه رو نصیحت میکنیم در صورتی که باید این بچه رو ببریم پیش متخصص
یادگیری این بچه مسئلش با شما هم نیست و با تمرین این اختلال مدیریت میشه و دست خودش نیست که بشینه اون تکلیف رو تموم کنه
ممکنه بچه یه مشکل یا اختلالی داره که ما از اون بی خبریم و فکر می‌کنیم این بچه داره باهامون لجبازی میکنه و گوش نمیکنه در صورتی که اصلا این طور نیست و شما هی دارید اصرار میکنید و اون بیشتر باهاتون مخالفت میکنه
و مورد بعدی مسواک زدن
که بچه با پدر و مادرش دعوا داره مثلا یه بچه ۴ ساله چیکار کنیم اون مسواک زدن براش جذاب بشه
مثلا تکنیک جان بخشی به اشیا رو استفاده کنیم و چقدر این تکنیک میتونه اینجا به ما کمک کنه که بچه باهامون همکاری کنه
مثلا خشک و جدی میگیم بیا مسواکت رو بزن
بچه با این زبون نمیتونه با ما همراه بشه باید یاد بگیریم متناسب با سن کودک و ویژگی هایش بهش کمک کنیم
یه زمانی با بازی یه زمانی با گفتگو
بستگی به درک کودک داره
حالا ببینید مادر و پدر هی بچه رو نصیحت میکنن و تاکید میکنن
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی

حالا اگر مادر و پدر بخوان به این بچه کمک کنن باید چیکار کنن :
تو چهارقسمت باید بررسی کنن :
دلایل جسمی:
خیلی وقتا بچه ها درد رو تجربه کردن مثل یبوست برا همین نمی‌خوان دیگه تجربه کنن دیگه دستشویی نمیرن
یه موقع مسئله روانی داره و ما اول باید اون مسئله جسمی رو حل کنیم
پس بچه ای که مشکل یبوست داره اول باید اون مشکل رو حل کنیم و پیش پزشک بریم که دیگه یبوست نشه و اطمینان بهش بدیم که ما حواسمون بهش هست که دیگه دچار یبوست نشه
پس این میشه مداخله تغذیه ،آب و پزشکی
پس این میشه دلایل جسمی که روانی هم در آن دخیل هست
مثلا کودک شما ترس و احتیاط رو تجربه میکنه و باید ترس از پی پی رو براش از بین ببریم (که این مورد میتونه با دعوا کردن ما و وسواس زیاد ما این بچه این چیزهارو تجربه کنه که تو فرزند پروری توضیح دادم)
خب بریم سراغ دلایل محیطی ما جایی زندگی می‌کنیم آبش ،شلوغیش،اینکه چقدر بچه رو میتونیم از خونه بیرون ببریم و تو فضای باز بازی کنه
روز خوب آفتاب میگیره ؟شب خوب میخوابه؟همه این ها میشه مجموعه عواملی که بچه حالش خوب باشه یا بد
ژنتیک تاثیر داره ولی این ها هم تاثیر دارن
بچه ای تفریح نداره ،باهاش بازی نمیشه ،همش دعواش میکنن ،پارک نمیره
چی میشه؟این بچه خلقش پایینه همش نق میزنه بهونه میگیره پرخاشگری میکنه و ما با بچه ای روبرو هستیم که همش لجبازی میکنه
بخاطر این هست محیط زندگی این بچه روتین مناسب این بچه نیست
مامان جوجه طلایی👶 مامان جوجه طلایی👶 ۲ سالگی
سلام مامانای مهربون خداقوت بهتون خسته نباشید که اینقدر برای کوچولوهاتون زحمت میکشین🤗

پنج ماهی میشه که میرم مشاور برا تربیت صحیح و آگاهانه سهراب یه دفعه در مورد یه موضوع مهم تاپیک زدم و چند نفر گفتن بازم بزار خودمم خیلی دوس دارم چیزایی که میگن رو بیام اینجا بنویسم تا درموردش بحث کنیم
اصلی ترین موضوع که همه اتفاق های زندگی بچه ها روی همون قضیه میچرخه و مشاورم هر جلسه روی این قضیه تاکید داره که در طول روز اصلا کلمه نه رو به بچه نگید بزارین آزاد رها باشه فقط در مواقع خطر نکن رو نگید کل حس اعتماد به نفس بچه روی همین موضوعه
شاید شما تاحالا اطرافتون دیدین که بچه هایی بودن که تو سن یک تا دو سالگی خیلی شر بودن از در دیوار بالا میرفتن ولی وقتی ۳ سالشون شده اروم شدن شاید هم کمتر مثلا تو ۲ سالگی فکر نکنین که اون بچه خوبی شده یا درست شده نه اوج سن بچه تا سه سالگی بچه ایی که اونقدر شر بوده وقتی یهو اروم میشه دلیلش فقط نکن بشین های بیش از حد والدینش بوده و این میشه سرکوب احساسات و این میشه آغاز همه حس ها و کمبود اعتماد به نفس ..
مشاورم همیشه میگه از این نترس که پرو بشه غیرقابل کنترل بشه چون این روند فقط تا سه سالگی ادامه داره بعدش کم کم قطع میشه ...
یک چیزی که خیلی توی اعتماد بنفس بچه موثره و مشاورم پیشنهاد داد اینکه ببرمشون سوپری و بزاریم هرچی دلشون میخواد بردارن بهشون قدرت عمل بدیم

ادامه شو تو تاپیک ها مینویسم..
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
لازمه این رو بدونیم بچه ها با هم متفاوت هستن
مثلا بچتون که دنیا اومد چرا نگفتن چه فرقی داره همه بچه ها مثل هم هستن
نه بچه ها خانواده ها و گروه خونیشون و همه چیزشون متفاوت بوده
پس روان اون بچه هم فرق داره
وقتی بچه شما با بچه تخت بغلی متفاوت بوده پس بچه تو مدرسه و بچه ها تو مهمونی همه با هم متفاوت هستن پس ما باید اون ویژگی هارو در روان کودک باید متوجه بشیم
مثلا اگر یک راه حلی در بچه دوست من مؤثر بوده قرار نیست در بچه من هم مؤثر باشه
دلایل رفتار بچه ها تو چهار قسمت می‌گنجه:
دلایل جسمی
ویژگی های روانی
دلایل محیطی
مسائل ارتباطی
یکی از چالش‌ بچه ها که برای دستشویی رفتن بیاید با این چهار دسته دلایل رو بررسی کنیم
تصور کنید یه بچه ۴ یا ۵ ساله هستید
اولین بار که پی پی رو دیدید ترسیدید و حس کردید یه چیزی از شما کنده شده بعد هم بخاطر یبوست درد شدیدی رو احساس کردید و دیگه همش می‌ترسید که اون درد بیاد سراغتون برای همین یه راه حلی برای خودتون پیدا کردید اینکه انقدر خودتون رو نگه می‌دارید که دیگه پی پی نیاد که اون درد رو تجربه نکنید
حالا شما برای خودتون راه حل پیدا کردید و دارید با این ترس سرو کله می‌زنید و اون طرف مادرتون هی میاد بالای سرتون
ااا پی پی داری ببین خودت رو نگه داشتی
الان مشکل پیدا میکنی ها
چرا اعصاب من رو خورد میکنی
و براتون سوال میشه نکنه مادرم میخواد من رو اذیت کنه
نمیفهمه من درد دارم و ازین میترسم اون نمیدونه شما به مسائل اون واقف نیستید و ببینید چقدر قضیه برای بچه ترسناک و دردناک میشه و این بچه میوفته تو چرخه لجبازی و بیشتر خودش رو نگه میداره