۵ پاسخ

کار خوبی می‌کنی منم نمی‌دم شاید مریض باشن ناراحت بشن بهترازاینه که بچه مریض بشع

منم همینحوریم

آره منم دقیقا اینجوریم
امروز رفتم سر کوچمون لباس فروشی هست با پسرم رفتم کالسکه‌ نداره بزارمش توش فروشنده گفت بد بغلم بپوش منم ندادم بزور بغلم نگه داشتم و شلوارو تن زدم
همش میترسم

من فامیل چند نفر خواستن بغلش کنن دادم ولی غریبه تو خیابون خواست اصلا دور شدم سریع

من حتی اشناهم میترسم بغل میکنن خواهر کار خوبی میکنی

سوال های مرتبط

مامان آبجیا مامان آبجیا ۶ ماهگی
همسایه بالاییمون تازه یک ماهه اومدن
من نمیشناسمشون ولی شوهرم میشناسه میگه آدمای خوبین
حالا من امروز آش بردم بالا...دخترش که ۵ .یا ۶ سالشه دخترمو دیده...اومده پایین میگه میشع من با دخترتون دوست بشم بریم پارکینگ باهم بازی کنیم...دخترم ۴ سالشه ...منم گفتم خاله جون هوا سرده مریض میشید صبر کن هوا یکم بهتر شد اون موقع باهم بازی کنید ..اون بنده خدا هم رفت و من موندم با عذاب وجدان
از یه طرف میگم برای دخترمم خوبه همبازی داشته باشه چون گوشه گیر و خجالتیه ..حداقل این باعث‌ میشه بره تو اجتماع
از یه طرفم میگم واقعا هوا سرده یه وقت مریض نشن
از یه طرفم نمیتونم بگم بیان خونمون بازی کنن هم اینکه میترسم مدام پاش باز شه بیاد ..منم روی اینکه کسی رو بیرون کنم ندارم...هم اینکه بچه نوزاد دارم سختم میشه ازشون پذیرایی کنم و بخوام بچه رو بخوابونم مدام بگم ساکت بچه خوابه
موندم...
شما جای من باشید چی میکنید
همش حس میکنم دارم آزادی و خوش گذرونی دخترمو من ازش منع میکنم