۶ پاسخ

یکاری کن
فعلا بزار خوابش بره رو نظم بعد پوشکو شروع کن
اذیت میشیدا

دوتا کار رو باهم انجام ندید
اول خوابش تنظیم بشه بعد پوشک

بین هر چالشی برا بچه حداقل ۱ ماه فاصله بندازبچه اذیت میشه

دختر من الان ۱.۵ ساله با کتاب خوندن میخوابه
خیلی خوبه روی حرف زدن دخترم هم‌تاثیر مثبت داشته

کتاب عالیه😍دایره لغات دخترتم بیشتر میشه بچه آرامش میگیره

قبل رفتن ب بیرون ببرش دستشویی بعدم ی دوری بزنید جای دور نبرش

سوال های مرتبط

مامان امیرعباس‌ومعراج مامان امیرعباس‌ومعراج ۳ سالگی
تجربه ام و بخوام درمورد از پوشک گرفتن پسرکوچولومون بگم...
برعکس پسربزرگم ک توی ۲۰ ماهگی خودش پوشک رو نخواست این یکی وابستگی شدیدی به پوشک داشت ،طوری ک پوشکاش و بوس میکرد.دست باباش و بوس میکرد ک براش پوشک میخره... و اصلا همکاری نمیکرد و بلد نبود...
سه ماه پیش ۲روز باهاش تمرین کردم دیدم ن اصلا امادگی نداره. این ۳ماه ولش کردم و گفتم ولشکنم تا ۳سالگیش ک میشه شهریور...
یهو یروز ک بردمش بشورمش دمپایی داداشش رو پوشید و رفت نشست و جیش کرد کلی براش دست زدم و تشویقش کردم و قول ماشین جدید آبی رو بهش دادم. از همونروز پوشکاش و گذاشته توی کشوش و بوسشون میکنه ولی میگه من اُبولد شدم(بزرگ شدم) دیگه پوشت نیخوام😂
خلاصه ک منم به قولم عمل کردم و ماشین جدید آبی رو خریدم و این آقا کوچولو رو اول هر ۱۵دقیقه بعد هر ۲۰ دقیقه بعد هر نیم ساعت بعد ۱ساعت بعد ۲ساعت بعد هروقت خودش بگه میبردم دسشویی.
پی‌پی هم ۲روز نگه داشت یروز من سرویس بودم گفت مامان بیا بیرون خسته شدم. گفتم دسشوییم گفت پی‌پی داری گفتم اره.
وقتی اومدم بیرون گفت منم پی‌پی دارم، وقتی بردمش واقعا انجام داد و خداروشکر کل پوشک گرفتنش بدون خطا و اذیتی ۱هفته طول کشید و ما الان ۳هفته اس ک با پوشکا خدافظی کردم و همون ۲تایی ک باقی موندن و یادگاری نگهداشتیم.
مامان دو فرشته مامان دو فرشته ۳ سالگی
سلام از روز پنجم پوشک گرفتن امروز ما بدون خطا گذروندیم و دیگه دخترم کامل خودش اعلام می کرد.امروز تجربه بیرون از خونه هم داشتیم به توصیه دوستان گهواره پوشک شرتی پوشوندم بهش و گفتم این شرت جدید نباید خیسش کنی .اونم حرف گوش کرد.بیرون یکبار داخل مهمانی بردمش سرویس .با اینکه شبیه سرویسخودمون بود گفت بریم بیرون میترسم.ولی من سریع حواسش به مایع دستشویی و بقیه چیزا پرت کردم و نشوندمش تا کارش انجام داد.خوب غول پوشک برداشتن البته از نظر من پی پی مونده بود چون دختر من سابقه یبوست داشت سعی کردم تو این مرحله مرتب بهش ملین بدم مقعدشو چرب کنم و با روغن زیتون تلفظ چرب کردم.وقتی فهمیدم زمان پی پی کردنش بردمش سرویس نشوندمش شروع کردم کتاب خوندن یهو دیدم گفت مامان جیش کردم بعد گفت نه پی پی کردم .خیلی براش عجیب بود با یه حالت دست پاچه که انگار یه چیز وحشتناک دیده بود .سعی کردم عادی برخورد کنم شستم و گفت بای بای پی پی برید خونتون.حس کردم کامل انجام نداده پس باز نشوندمش و شروع به یه کتاب دیگه 🥴که دیدم نه خبری نیست .احتمال می دم اگر ترس کامل ریخته بود باز هم انجام می داد.برای همین فکر کنم باید این مراحل روز های دیگه هم تکرار کنم تا این ترس و این موجود ناشناخته البته از نظر دخترم بریزه‌.