۱۲ پاسخ

تو هم همه‌جا بشین بگو از زحمات های تو اینجوری شده..کم نیتر..بارها پیش همسرت هم تکرار کن آنقدر تکران کن تا بفهمه..البته ن با عصبانیت...مثلا بگو خداروشکر تونستم با سختی هایی که طی روز نیکشم،ساعت خواب شبش رو تنظیم کنم....من تونستم. من اینکارو کردم...

مرد جماعت کوره نمیبینع زحمت های مادرها رو به دل نگیر هیچ بچه ای خدادادی یاد نگرفته چکاری خوبع انجام بده

بلههههه
پوست من کنده شده
بعد توی جمع یه جوری شوهرم وانمود میکنه که مادرزادی اینجوری اروم وخوبه

روزاهلاکم میکنه
انقدر من باهاش راه میام هیچی نمیگم
ولی نمیگن این مادربیچاره
۲۴ساعتشو گزاشته پای بچه
میگن خودش خوبه

اگه توام زن بی مسئولیتی بودی شوهرت بیشتر قدر دان بود انگار بد عادت میشن

پسر منم از خیلی چیزا سر در میاره ،بچه گریه کنی نیست نترسه .همش به خاطر اینه که از چیزی نترسوندم ،یا اجازه دادم تا حدی که خطری نباشه به همه چی دست بزنه .یا آنقدر براش خوراکی و خوردنی گرفتیم دیگه تا یه چیزی دید با عجله نمیره سراغش.واقعا آدم عذاب میکشه تا بچه تربیت بشه .کاش مردا یکم درک کنن.کل روز درگیر بچه ای.غذا بده، بازی بده ،بهش یاد بده .باهاش سر و کله بزن..آخرشم شب شوهر میاد میگه مگه چیکار میکنی خسته ای.همش میخوری میخوابی

اه اه متنفرم از این رفتار مردها هممونم داریم ی نمونه شو
البته کلا نفهمن ولشون کن

من وقتي ميگه بابايي حرصم در مياد خوب بابا جان من كه از صبح تا شب داره ميبينه تو دو ساعت شب مياي ميخواد تو رو ببينه هر جا ميشينه ميگه باباييه

آقا من ی سوال دارم توروخدا بگو چیکار کردی ک به حرفت گوش میده؟؟ پسر منم خیلی اذیتم میکنه ولی هنوز ب راهکاری نرسیدم

چ راهکاریی امتحان کردی ک دست ب چیزی نزنه؟

اره اونقدم ذوق میکنه که ببین دیدی گفتم بزرگ بشه خوب میشه😂
پسر منم چیزی بخواد یه کلمه میگم بابا برامون بعدا میگره، امشب فقط میتونست ذرت مکزیکی بگیره( همش میگفت کباب کباب)
بعد که اونجور گفتم گفت چشم مامی
همسرم میگه ببین خودش بزرگ شده عقلش میرسه

بدم میاد از مردا

نه من با شوهرم اینطوری نیستیم اصلا، مثل دوتا دوستیم برا هم همیشه سعی میکنیم از هم دیگه حمایت کنیم

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
سلام خوبید
خانوما من میرم به کارام برسم ولی شما جواباتونو بدید میخونم بعدش
راستش من از صب تا شب خیلی با بچم مراعات میکنم که زیاد داد نزنم و اینا ولی خب نمیگم همش موفق بودم ولی خیلی بهتر از آخر شبا هستم شب که میشه مثلا رفتیم دورامونو زدیم برگشتیم خونه حالا یا من کلا دیگه انرژی ندارم یا واقعا به خاژر شوهرمه که وقتی میاد خونه کلا حس خواب داره و بیشتر یا تو تلویزیون هست یا کله اش تو گوشیه خیلی عصبی میشم انقد تا مرز جنون جیغ جیغ میکنم ولی خدایی اصلنم دلم نمیخاد اینجوری بشم سر بچم داد بزنم مثلا دارم شام براش آماده میکنم یه بار دیدی میپره به پروپام نمیزاره میگم نگهش دار میگه بابا بیا اینجا این بیشتر منو اذیت میکنه خب یا بیا بگیرش یه تایمی نهایت بیست دقیقه نگهش دار یا کلا برو بخواب بفهمم خوابی دیگه به خودم متکی باشم والا اینجوری بیشتر عذاب میکشم چون میخام خیالم از بابت پسرم راحت باشه که یه بار خطری براش نداشته باشه موقع بازی میگم مواظبش باش اونم که اینجوری میگه و این رفتارو داره تازخ بهشم بر مبخوره میگه چرا سر بچه داد زدی خب د آخه مرد اگه تو مراقبش باشی که من اینجوری نمیکنم آدم بدی نیستا خدایی وای این یه مورد خیلی رو مخمه همش میگه بهشت زیر پای مادراست میگم ارزونی شما مردا نخاستیم یه کن فقط هوامونو داشته باشید همین
درست میگم یا نه 🤕🤕🤕😩😩😩به خدا خسته میشیم خب
مامان جانان مامان جانان ۲ سالگی