قسمت نهم از تجربیات پسر اولم :
از پوشک گرفتن :
تاپیک قبلی میخواستم آخری باشه ولی این موضوع خیلی مهمه .
پسرمو ۱سال و ۱۰ ماه از شیر به راحتی ای که باورم نمیشد گرفتم و از ۲سالگی گفتم از پوشک بگیرم.۲ماه گذشت و گفتم وقت مناسبیه.
هرروز میگفتم بریم دستشویی .نمیومد. نمیفهمید.کلا هم موتور حرف زدنش از ۲سال به بعد شروع شد. منظورو میفهموند ولی حرف درستی نمیزد.خلاصه تا ۳سال و ۱۰ ماهگی !!!! روزی نبود که نبرمش دستشویی و تلاش برای از پوشک گرفتن نکنم . آخرش دیگه ۳سال و ۱۰ ماهگی طی ۳ روز به راحتی از پوشک گرفتمش اونم چون خودش اون موقع آمادگی داشت. حالا دلیلش چی بود؟؟این مهمه 😁 دیگه حرف میزد .پرسیدم چرا خب پوشک میکنی ؟ پات میسوزه میخاره اذیت نیستی ؟ گفت نمیدونم چطوری جیشمو نگه دارم.اونجا به ذهنم رسید یه کاری کنم.بردمش حموم گفتم جیش کن. گفت چطوری؟ گفتم جیش کن زور بزن. جیش کرد. یهو گفتم نکن نکن خودتو نگه دار. گفت چطوری ؟ گفتم خودتو سفت بگیر. خلاصه ۳-۴بار هی بکن و نکن تازه بچه فهمید چی به چیه و مادر غافلش که نمیدونست بچه درکی نداشته تاحالا از اینکار.ولی آمادگی بچه فقط توی این امر مهمه نه حرف مردم. پس حرف مردمو بیخیال

۵ پاسخ

پسر من از بچه پسر عمو شوهرم ۴ ماه بزرگتره بچه اون ی سالو نیم دوسال جیشش رو میگفت بچه من نه همه حرف میگفتن بم ولی من اهمیت نمیدادم تا بچم خودش امادگی پیدا کنه تو ۳ سالگی خودش یواش یواش یاد گرفت

من پسرم دوسال نمیشه.یک ماهو نیمه پیلشم ک جیششو بگه اصلانم پوشکش نمیکنم شبا جیش نمیکنه ولی روزا جیششو نمیگه ب زور میبرمش گریه میکنه.میگم جیش داری میگ ن بعد چن ثانیه تو شلوارش جیش میکنع.موندم ک چیکارکنم

یادم رفت بگم که از ۱۲ ماهگی راه افتاد. قبلش موقع جیش کردن قشنگ میگفت جیش کردم بیا منو بشور . شاید دلیلش این بود که از روز اول بدنیا اومدنش من از دستمال مرطوب استفاده نکردم و هربار پوشکشو کثیف میکرد میشستم و خشکش میکردم.
برای سوختگی های احتمالی هم پماد بریر ۱۲۳ ماستلا استفاده میکردم .عالی بود.

اینا امادگی ندارن درسته جیش کردنی میرن جلو حمام شلوارشون رو درمیارن که ما جیش کردیم ببریم بشوریم

اره به منم میگن نزدیک دوسالشه بگیر از پوشک ولی حس میکنم زوده

سوال های مرتبط

مامان فراز 🫰🏻✨ مامان فراز 🫰🏻✨ ۱۵ ماهگی
شوهر من کلا خیلی ادم بیخیالیه از اول بارداری هرموقع گفتم درد دارم گفت طبیعیه نگران نباش 😐 انگاری مثلا ده تا شکم زاییده ، خلاصه من یه روز حالم بد بود انقباض کاذب هم گرفته بودم ، بهش گفتم بریم اول فشارمو بگیرم بعدش برم نوار قلب بگیرم گفت بابا طبیعیه گفتم باشه تو منو ببر ، منم دیدم هی داره میگه طبیعیه و نگران نباش و اینا حسابی کفری شدم ، شروع کردم به آخ و اوخ، گفتم نفس تنگی دارم ، وای زیر شکمم درد میکنه انگاری بچه داره میاد پایین ، گفت به خودت تلقین نکن تا بدتر نشی ، یعنی خدایی اینقدر حرصم گرفت خواستم حالشو بگیرم از این حرفش گفتم بچه اومده پایین تو واژنمه گفت ینی چی گفتم انگاری داره میاد یه نگاه بهم کرد ترسیده بود گفتم وای داره میاد گفت چی میگیییی گفتم ای وای بچه داره میاد اقا اصلا از این ادم انتظارشو نداشتم ولی چنان ترسیده بود بخدا میخواست پشت فرمون غش کنه 😂😂 که خودم ترسیدم گفتم تصادف میکنیم ، فورا بهش گفتم شوخی کردم 😂😂 ولی خدایی یه طوری بود میترسم دفعه بعد کیسه ابمم پاره شد باور نکنه وقتشه باید بریم بیمارستان 😂😂😂😂
مامان احسان و حلما💓 مامان احسان و حلما💓 ۵ ماهگی
مامانا. چجوری بچه هاتون رو از پوشک گرفتین
پسرم دو سال و یه ماهش داره میشه
از وقتی دوساله شد. به روز بیدار شد. هی میگفت دسشویی. بردم. واقعا جیش. کرد. طول روز هی میگفت میبردم. جیش میکردم. باز مای بی بی میزدم البته. ظهر و شب نه که خواب بود داخل مای بی. بی جیش. کرده بود. روز بعد. کمتر شدن گفتتش بکی‌ دو بار داخل. مای بی بی جیش کرد طول روز. بعدش من بخوام ببرم. قبول نمیکنه. فقط موقعی که خودش بکه. روز سوم. کلا نگفت ابنم بگم خونه نبودیم درگیر بازی با بچه ها اینا بود. کلا دیکه نگفت. من. هی بهش میگفتم بریم دسشویی. میگفت نه. روزای بعد کلا نمیگفت. گاهی میبردم من. جیش میکرد. کلا منم بیخیال شدم. چون حقیقتش. بخاطر شرایطم. و اینکه گفتم بعد دو سال و نیم. سه سالگی. شروع کنم. از پوشک بگیرم.

الان امروز. بیدار شدیم. پوشکشو باز کردم. رفتیم دسشویی. نشست. جیش کرد. پی پی. هم کرد. بهش گفتم. جیش داشتی بود نگفت. منم گفتم قبول نکرد بره منم. اسرار نکردم.
الان واقعا موندم چکار کنم. هی ببرم تا. کلا. از پوشک بگیرم. یا اینحوری ادامه بدم تا. بیشتر بفهمه بعد ترکش. بدم. نکنه بعدا اذبت کنه. چون یه بار دسشویی. یه لار داخل مای بی بی.
میشه راهنماییم کنید
نمیدونم تونستم. خوب منظورمو برسونم یا نه
مامان مهدی و امیر ضام مامان مهدی و امیر ضام ۶ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۲
خلاصه قبل از ۱۰ ازم ان اس تی گرفتن همه چی خوب بود سرم و سندمم زدن و با ویلچر بردنم توی اتاق نشوندنم روی تخت دکتر بیهوشی اومد یه پسر جوون ۳۰ ساله بود خیلی عالی و بدون درد منو بی حس کرد جوری نفهمیدم که فکر کردم دارو رو تزریق نکردن که پرسید پاهات مگه داغ نشده گفتم چرا گفت پس داری سر میشی دیگه که دیدم آره پاهام سنگینه پرده کشیدنو دکتر اومد و با آرامش تمام برام پسرمو کشیدن بیرون تمام پرسنل داخل اتاق همه هواسشون به من بود خوابم گرفته بود که دکتر بیهوشی گفت اگه چیزیته بهم بگو گفتم نه خوابم گرفته گفت بخواب عیب نداره حالت دیگه بود صدام کن بعد چند دقیقه گفتم چی شد پس چرا بچمو به دنیا نمیارین گفت به دنبا اومد عزیزم مبارکت باشه پسرت آرومه گفتم خیلی ممنون از دکترم خواهش کردم چند سانت پوستمو بکشه موقع بخیه گفت زمان بر میشه کارت عیبی نداره اذیت نمیشی گفتم نه تحمل میکنم گفت باشه شروع کردو۳ الی ۴سانت پوستمو بیشتر کشید و بهم نشون داد گفت خوبه؟ گفتم هر چی بیشتر بهتر که گفت بیشتر نمیشه که اذیت میشی تو انجام کارات و بهتر شدن زخمت طولانی تر میشه گفتم هر جور پس خودتون صلاح میدونید دیگه کلی همشونو دعا کردم سر زایمانم رحممو گفت شره یه دارو زیر زبونی داد بهم دهنمو خیلی خشک کردش
مامان ملورین🍼🎀 مامان ملورین🍼🎀 ۱۶ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین ۴ بیمارستان نیکان :
توی ریکاوری بودم حالم خوب بود داشتم میخندیدم به پرستارا و خداروشکر میکردم فکر نمیکردم انقدر راحت باشه استریم صفر شد یهو گفتم تموم شد دیگه اتاق عمل .
بعدش صدای گریه ی یکی از نوزادا اومد اونچا لودن توی این شیشه ها .
بعدش من به پرستاره گفتم این صدای بچه ی منه ؟گفت اسمت چیه برم چک کنم از روی دست بمدش بعد گفت اره بچه توعه داشت گریه میکرد ...گفتم بیارش شیر بهش بدم گشنشه حتما بعد اوردتش تاانداخت رو سینم گرفت یکم میک زد دیگه ول کرد پرستاره هم گذاشت روی سینم و رفت بچمم ارومه اروم خواب بود مم همش باهاش حرف میزدم با دستام سفت گرفته بودمش ...قلبم رفت برااش ...
بعدش به من گفت اتاق چی میخوای وی ای پی خصوصی یا دو تخته گفتم خصوصی گفت خالی نداریم گفتم وی ای پی گفت اونم گفتن خالی نیست فقط یدونه اتاق دو نفره هست ...
دیگه چاره نداشنم گفتم باشه گفت ولی میسپرم خالی شد جابجا بشی ...
منو اوردن بیرون با بچم روی سینم همونجوری به باباش هم نشون ندتده بودن فقط اونجا ی لرزی افتاد تو تنم که فکر کنم بخاطر خونی بود که از دست داده بودم ...میلرزیدم بعدش ی پرستاره اومد گفت ببینم پانسمانتو که خونریزی نکنی زد بالا لباسمو یکم فشار داد شیکممو که بیوفتم خونریزی تخلیه شه رحمم ...فقط اونجا درد داشت یکم ولی من به دکترم گفته بودم که خالی کنه شکممو بعدش اینجوری فشار ندن انجامم داده بود ولی اینجوری کردن دیگه ...