۱۴ پاسخ

وای منم هر روز سعی میکنم با پسرم خوب باشم ولی لامصب خودش یه کاری میکنه آدم و به جنون میرسونه منم مثه روانی ها 😭😭😭

دختر منم همینه فکر کردم دختر من اینجوری شده پس تنها نیستم
اخه دختر من اصلا اینجوری نبود مدتیه که اینجوری بی قرار شده انگار یه چیزی گم کرده همش در حال تکون خوردن و گریه کردنه حتی گشنه هست ولی نمیتونه بشینه غذا بخوره

دختر منم همینه

واي دختر منم همينه ي هفتس همش گريه ميكنه سر هر چيزي پوشكشو نميزاره عوض كنم داستان زياد دارم باهاش

عزیزم هم سن پسر منه منم همش چالش دارم سر تعویض پوشک نمیاد بشورمش به زور باید ببرمش

ای خدا قربون موهای قشنگش...دختر منم شیطوننننن منم سعی میکنم تحمل کنم اگه تا دعواش کنم بعد پشیمون میشم موندم چجوری دیگه خودمو کنترل کنمممممم

خدااا این بچه چه نازه مثل عروسک میمونه😍😍😍
خدابرات حفظش کنه
ماهماین داستاناروداریم خواهر
الان چندروزه پسرم صبح دیرتر بیدارمیشه ظهر نمیخوابونمش شب زودتر بخوابه باز11ونیم12میخوابه
سرغذا خوردن یه داستان داریم
سرخوابیدن یه داستان دیگه

عزیزم خدا حافظ باشه چقد نازه ماشاءالله

منم تو همین وضعم ماشاالله چ نازه

ماشاالله چقد نازه🥰
عزیزم منم شرایطم مثل شماست،یه وقتایی خیلی بچه خوب و آرومیه ولی وقتی میره بیرون و دیگه خونه نمیاد واقعا کلافه میشم و دلم میخواد سر به بیابون بزارم،بنظرم چاره ای جز صبوری و مدارا نداریم😐

دختر منم همینه
منم هی سعی میکنم دعواش نکنم ولی نمیشه بازم میبینم دعواش کردم
دیگه ماهم آدمیم خسته میشیم

مثل عروسک می مونه 😍🧿🧿
منم عذاب وجدان میگیرم

منم هی میخام دعواش نکنم ولی نمیتونم

رستام همینه
الکی نق میزنه، لجبازی میکنه، اصلا با بچه های همسنش نمیسازه

سوال های مرتبط

مامان دریا مامان دریا ۲ سالگی
مامان؟ شده تا حالا خیلی برای بچه تون عصبی بشید داد بزنید و دعواش کنید؟ دریا جدیدا خیلی اذیتم میکنه .برای هررر کاری لج میکنه گریه میکنه مسواک ..غذا ... دساشویی رفتن ! پستونک و بزور تونستم فقط روزا ازش بگیرم برای خواب ظهر و شب میخواد .بازم بهونه اش و روزا میاره .البته از قبل گرفتن پستونکم همبن بود . سر دستشویی رفتن و شستن اش اینقدر گریه مبکنه که دیوونه میشم .هر بازی بگین کردم . مثلا بیا سوار قطار بشیم بریم دستشویی یا هر جیز دیگه .فایده نداره . صدای گریه و بهانه هاش!مغزم و پر کرده . خیلی خیلی خستم و حالم بده. دیشب ساعت ۱ شب واقعا رد دادم .دعواش کردم . محکم پاشو فشار دادم که بشین مسواکتو بزنم . بعدش هم داد زد فحشش دادم . خیلی از خودم ناراحتم . تمام زحمات روزم خراب شد کلی بازی کردم باهاش وقت گذاشتم اما نمیذاره مهربون باسم دیگه کم آوردم. خونه مامانم اینا هم میریم اونا رم دیوونه میکنه .همش!می‌چسبه به مامانم اونم قلبش ناراحته نمیتونه کاراش و بکنه همش. بدجوری گیر کردم . سرگیجه دارم از دستش