۷ پاسخ

اللهم صل علی محمد و آل محمد
ان شالله خیلی زود بهتر بشه عزیزم

علائم دیگه ای نداره؟؟تُل نشده؟؟چون زیر چشاش تیره شده میگم

الهی بلاش دورع بچه منم تب دارع لعنت ب تب

آخ الهییی فدای اون چشمای نازت که اشکی نشن دوباره🥺🥺

قربونش برم زود میگذره برا سلامتی خودش بوده
پسر منم بیمارستان بستری بود اینقدر موقعه رگ گیری گریه کرد، وقتیم سرم زدن هی خواب میرفت بیدار میشد گریه میکرد سرمو میکشید ک در بیاره قلبم درد میگرفت بمیرم براش ان‌شاالله هیچ بچه ای مریض نشه پسر گل شمام هرچه زودتر خوب بشه

قربونش بشم من با اون چشمای اشکیش🥲. الهی که زوده زود خوب بشه عزیزم

😔😔😔😔

تصویر

سوال های مرتبط

مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱۴ ماهگی
یکی از بد ترین شب های زندگیم امشب بود😭😭😭 شوهرم نبودش رفتم دستشویی تیامیس هم داشت بازی میکرد اومد پشت سرم درو بستم نیادش تو دستشویی گریه کرد اومدم سریع درو باز کنم دیدم باز نمیشه اونم جیغ جیغ و گریه تند تند دستگیره رو فشار دادم شکست تیامیس وحشت کرده بود و ب شدت گریه میکرد در قفل شد باز نمیشد حالا ساعت ۱ نصف شب😭🤦🏻‍♀️رفتم رو چهار پایه همسایه رو صدا زدم صدام نمیرسید رفتم روی جا دستمال توالت صدا زدم شنیدن یهو شکست افتادم بچم با این صداها بیشتر میترسید هرچی صداش میزدم باهاش حرف میزدم نمیشنید و بد جور گریه میکرد من میزدم تو سرم میگفتم وای بچم نفسش رفت از زیر در دستامو میوردم نوک انگشتامو میگرفت و گریه میکرد همسایه مون زن و شوهر بودن اینا اومده بودن جلو در با تیامیس حرف میزدن اروم شه ولی اصلا بچم وحشت زده بود و گریه شدید😭…یهو وسط گریه شدید ساکت شد هرچی صداش میکردم شعر میخوندم جواب نمیداد دستامو بردم زیر در دستامو نمیگرفت گفتم وای بچم بیهوش شده یه بخدا که فکر کردم بچم بیهوش شده به همسایه گفتم صداش کن هرچی اونم باهاش حرف زد تیامیس حرف نزد همسایه میگفت نترس حتما خوابیده😭گفتم اخه مگه میشه این بچه وحش زده ست نمیخوابه که جیغ زدم محکم در زدم صداش میزدم و گریه میکردم میگفتم ترو خدا مامان خوبی هی گفتم تیامیس و هی گریه کردم یهو دوباره بچم گریه کرد خیالم راحت شد
اروم شدم باهاش هی حرف زدم
همسایه مون به شوهرم زنگ زد ب اتش نشان ب کیلید ساز و….اخرش با پیچ گوشتی در و باز کردن بچم اومد بغلم وای مامان فدات بشه گوشیمو ورداشته بوده اورده بوده جلو در دستشویی 😭خ