۵ پاسخ

مبارکه گلم😍دختر منم امروز یازده ماهه شد

۲۲مرداد زایمان کردی شما هم ؟ دنیز هم یازده ماهه شد

راست میگی عزیزم .فردادخترم میره تایازده ماهیگی .هنوز یادمه موقعی دخترم دیدم تموم دردای که کشیدم فراموش کردم ‌.چه سختیای خوشیای بود که پشت سرنهادیم عزیزم

واقعا شیرین‌ترین و سخت‌ترین چیز واسه مادر دیدن بزرگ شدن بچه‌شه ....
هم شادی داره هم یه شیرینیِ غم‌انگیز

مبارک باشه عزیزم
موفقیت هاشو ببینی♥️

سوال های مرتبط

سحرا سحرا قصد بارداری
تب نیکا
نمیدونم حالمو چجوری توصیف کنم خوشحالم غمگینم ذوق دارم 🥲خاتون دیگه داره میشه یک ساله و من دارم با روزهای نوزادی خداحافظی میکنم🥲😓 برای لباس هاش که اندازه کف دست بود🥹🐥 یا با خنده های توی خوابش 😴برای وقتایی که چهاردست پا میرفت🐤 یا اولین بار که غذا خورد و تعجب چهرش😅😂 برای وقتایی که دنبال پستونک سر کج میکرد 😂😂یا کله کچلش که یه تار مو وسطش بود👶🏽یا ذوقم برای یه نفخ(گوز خودمون)😂
یا آروغ زدن بعد یک ساعتش یا برای وقتایی که صدا در می‌آورد و میگفت اغوو منم از ذوقمرگی به همه میگفتم حتما منو صدا میکنه😂😑 یا وقتایی که تازه به دنیا اومده بود و من میرفتم جایی یادم میرفت یه بچه هم دارم😂🤌🏼😑 یا وقتی برای اولین بار دست خودشو دید و ترسید نزدیک یک ساعت گریه میکرد😂😂یا وقتی براس پاپوش پوشیدم با تعجب به پاش می‌خندید 🥺🦋
خلاصه دخی خاتونم ۴ روز دیگه میشه یک سالش و من نمیدونم چیکار کنم میخام خودم براش کیک درست کنم و سه نفری روز تولد جوجم رو جشن بگیریم





تولد یک سالگی ماهگرد عکاسی رفلاکس حساسیت پروتئین گاوی مایبیبی
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨