۱۱ پاسخ

آفرین پهلوان
من با یه بار معاینه اومدم خونه سه روز نتونستم بشینم
دیگه نظرم عوض شد سزارین اختیاری قبول کردم‌
خدارو شکر بدون درد همون روز اول بعد هشت ساعت راحت راه رفتم می نشستم

تبریک میگم گلم.ببخشید چند هفته زایمان‌کردین؟

انشالله قسمت همه منتظرا😍❤️

بدون درد رفتین بستری کردن؟ از تاریخ گذشته بود یا نه ؟

الهی شکر انشاله ک داغش نبینی ‌.انشاله ک ماهم این لحظه شیرین رو ب وقتش تجربه کنیم هر چند ی بار تجربه کردم ۶ سال پیش

منکه با درد رفته بودم انقدر دردش وحشتناک بود برام که کلا معاینه هیچی مهم نبود از نظرم

دختر منم هجدهم بدنیا اومد ساعت 13:۴۵ ظهر

کدوم بیمارستان زایمان کردی عزیزم؟هزینه طبیعی چقدر شد

ای جان دلم برام دعا کن تو این ایام زایمان کنم

چندتا بخیه خوردی من سر بچه اولم نخوردم بخاطر همین میترسم سر دومی بخورم

الهییی عزیزممم مبارک باشه انشاالله پا قدمش براتون خیر باشه و خدا براتون حفظش کنه گلممم

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۹ ماهگی
میخام از تجربه زایمانم بگم تکون بچم کم شده بود رفتم پیش دکترم گفت نامه میدم بستری شو من۱۷ساعت۸صبح بستری شدم ولی چون بدون درد رفته بودم خیلی زایمان سختی داشتم کلی بهم امپول فشار و سرم زدن قرص زیر زبونی و واژینال دادن سوند گذاشتن ولی هیچ پیشرفتی نداشتم تازه شب شده بودم۳سانت و تا روز بعد رو همون موندم باکلی درد مجبور بودن هی معاینم کنن کلی اذیتم کردن تا روز بعد عصر یک ماما اومد بعد معاینه گفت باید کیسه ابت پاره بشه بادست ک نتونست با میله های مخصوص سوراخش کردن بازم فایده نداشت کلی درد کشیدم تاعصرک شد۵سانت باز ثابت موند ک دیگ یک دارویی رو ریخت رو دستش میکرد تو واژن ک دیگ دردهام وحشتناک شدن و دهانه رحمم تند تند باز میشد ولی اینقد درد داشتم و معاینه شده بودم بهم اکسیژن وصل کردن چون بیحال شده بودم دیگ بالاخره بعد کلی درد ساعت۷شب۱۸مهر پسرم بدنیااومد و گذاشتنش رو سینم کلی حالم خوب شد اینم تجربه من از زایمان طبیعی اینکه میگن زایمان دختر راحته پسر راحته یا بچه دوم راحت تره فقط بستگی ب بدنت داره وسلاممممممم
مامان هیرمان🐣 مامان هیرمان🐣 ۱ ماهگی
خانما نی نی منم بدنیا اومد🐣🤱🏼
پسرم خیلی عجله داشت دو هفته زودتر بدنیا اومد قربونش برم🥹
تجربم از زایمان رو بخوام بگم من درد هر جفتشم کشیدم هم طبیعی هم سزارین😞
از اول انتخابم سزارین بود ولی پسرم خیلی دوست داشت زودتر بدنیا بیاد و من ۳۷و3روز دردام شروع شد و من تحمل میکردم چون فکر میکردم درد کلیه س (من تو بارداری کلیه درد داشتم)
نگو که من دارم یک روز و نصفی درد طبیعی رو تحمل میکنم و اخراش خیلی درد و انقباضم شدید شد به دکترم خبر دادم گفت سریع بیا بیمارستان دردات شروع شد
رفتم و معاینه کردن یه فینگر باز شده بودم زود بستری کردن و قند عسل من روز دوشنبه ساعت۱۶:۲۳ دیقه بدنیا اومد🥺
از درد سزارینم بگم براتون من چون از یه روز قبل درد میکشیدم استانه ی دردم اومده بود پایین و سزارین برام یکم سخت بود ولی با مسکن قابل تحمل من پمپ دردم نگرفتم
خلاصه که خیلی حس عجیبیه هم درد داری هم یه موجود زنده رو بدنیا اوردی
انگار یه تیکه ای قلبت جلو چشاته🥺🥲
ایشالا قسمت همه🌸
مامان اِلینا🐥💗 مامان اِلینا🐥💗 ۱۲ ماهگی
پارت سه

بعد کلی گریه دردامم خیلی شدت گرفته بود و هر نیم ساعتی میومدن معاینه میکردن بعضیاش واقعا دردناک بودن ساعت شده بود ۸ شب به ماما گفتم چند سانتم گفت ۴ ۵ سانت گفتم امکانش هست قبل ۱۲ زایمان کنم گفت نمیدونم بستگی به خودت داره خیلی درد داشتم ولی اصلا جیغ و داد نکشیدم و فقط تو خودم ریختم و تو دلم ناله میکردم دیگه نای تکنیک تنفس نداشتم و از درد مثل مار به خودم میپیچیدم🫠 یه دوساعتی تحمل کردم و ماما اومد معاینه کرد دید ۸ سانتم دیگه فول شدم و کیسه آبو ترکوند و حالا یه حس زور زدن داشتم و بردنم اتاق زایمان و با چندتا زور ساعت ۱۰ و ۳۵ دقیقه شب دختر قشنگم بدنیا اومد و گذاشتن رو سینمم🥹🥹 خیلی حس خوبیه بعد کلی درد کشیدن انقد خوشحال بودم که زدم زیر گریه و کلی گریه کردم🥲🫠
خلاصه که یه چندتا بخیه خوردم و برد اتاق ریکاوری و دخترم شیر دادم و دو ساعتی اونجا بودم و بعدم از بخش زنان اومدن و بردنم یه اتاق دیگه
از درد زایمان اون فشار دادن شکم خیلی درد داره یعنی مردم من😑💔 کلی هم لخته اومد بیرون فردا صبح هم اومد فشار داد یعنی آدم زنده میشه و میمیره😑
ساعت ۴ صبح یه خانوم دیگه رو هم آورد تو اتاقی که من بودم ازش پرسیدم اون خانومی که بچه اولش بود چیشد گفت رفت سزارین بشه ۱۰ سانت باز شده بوده ولی نتونست طبیعی بیاره و سز شد دلم خیلی براش سوخت💔 بعد چند ساعت دیدمش و حالشو پرسیدم پسرش شیر نمیخورد و بردنش یه بیمارستان دیگه بستری بشه 🥲
خودمم بعد ۲۴ ساعت شوهرم اومد رضایت شخصی داد و مرخص شدم
ولی از زایمانم خیلی راضیم خداروشکر که بسلامتی تموم شد 🫠 با اینکه زایمان اولم خیلی سخت بود ولی این زایمانم خیلی راحت بود و حاضرم چندباری طبیعی باشم ولی سز نشم 🤝🏻❤️
مامان شاهان💙💙 مامان شاهان💙💙 ۲ ماهگی
سلام مامانای کرمانشاهی
تجربه من از زایمان در کرمانشاه
قراربود بیستم در بیمارستان حضرت معصومه با دکتر فصیحی عمل شم ک از پری شب دردم شروع شد اولش اهمیت ندادم ولی دیروز صبح از ساعت شش صبح خیلی دردم شدید شد تا اومدم بیمارستان خیلی درد کشیدم چون فاصلم با بیمارستان کمی دور بود وقتی رسیدم ساعت ده و نیم بود و متاسفانه دکتر فصیحی هم در بیمارستان نبود خلاصه دکتر شیفت دکتر طهموری بود و زود منو معاینه کررد و گفت هفت سانت دهانه رحمت باز شده و بیا بریم طبیعی بیاریش از اونجایی ک از زایمان دخترمم ک سزارین بودم شش سال گذشته بود گفت میتونی الان طبیعی بیاری منم هرچی دکتر طهموری گفت قبول نکردم آخرش گفتم همسرمو صدا بزنید میخام از اینجا برم دیگ دکتر کوتاه اومد و زود منو بردن اتاق عمل خدارو شکر عمل خوبی بود اذیتم نشدم دکتر طهموری هم واقعا خیلی خوب بود
خلاصه اینم از داستان زایمان ما ک درد طبیعی هم کشیدم ولی از بس از طبیعی میترسم بازم قبول نکردم ک زایمانم طبیعی شه