۸ پاسخ

من یسال گذاشتم وای هر ماه مریض بود و اسیر دکتر بودم فعلا دوماه دیگه نبردمش ولی دوهفته طول کشید تا کامل جذب شه

خوب بود یکی دوهفته اول یخورده برای رفتن اذیت میکرد
عادت می‌کنه ب اون محیط شرایط اونجا ت ببرش خودش اوکی میشه

دختر من باز وابسته نیس
دوست داره بره تنها دلیل نبردنش اینه
موقع برم دنبالش نمیاد و مطمعنم گریه میکنه و قشقرق
اینقد از این کارش بدم میاد

بچه های من یکسال نیم هستش که میرن مهد دیگه ین جوری خونه دوم اونا شده باشرایط اونجا عادت کردند دخترم زود عادت کرد پسرم ولی زمان برد من رفتم داخل نشستم حتی گریه کرد توجه نکردم عادت کرد الان اصلا نمیخواد بیاد خونه

پسر من خیلی خونه حوصلش سر می‌رفت دوماهه که یک روز درمیان میبرمش مهد،
خدارو شکر از همون جلسه ی اول راحت جذب شد
البته مهدکودکی که میبرم خانه بازی هم هست اونجا چند جلسه هی بردم تایم کوتاه به بهانه‌ی خرید بیرون رفتم کم کم عادت کرد و از جلسه ی اول مهد هم خودم تنهایی موند

کیان هم ازتنهایی کلافه شده بود خیلی خوبه اوایل روز درمیون ببرش مثلا دوسه ساعت بیشتر نباش

خیلی خوب کار میکنی میزاریش مهد
چون وقتی نوزاد بیاد بچه اول باید یه تایمی در روز نبینه مادرش دارع با نوزاد وقت میگذرونه چالش و آسیبهای هر دو کمتر میشه

پسرمنم خیلی اجتماعی و همبازی دوس داره برای همین می‌خوام بزارمش . خودش بره توی مهد فضارو ببینه مربی ها باهاش صحبت میکنند اینا خودش جذب میشه نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
مادرای عزیز میشه کامل بخونید بعد با دلیل و منطق جواب منو بدید؟ قبلش واقعا ممنونم بابت وقتی ک میزارید و میخونید🙏
دختر من 3سال و 8 ماهشه. متولد 1400/9/19 تصمیم گرفتیم از مهرماه بفرستمش مهدکودک. چن روز وقت گذاشتم تمااام مهدکودک های اطراف خونمون حتی یکم اونطرفترش رو پرس و جو کردم از مهد ها خیلی راضی نبودم، از چندین نفر تحقیق کردم همه بلا استثنا یه مرکز مهد یا پیش دبستان رو معرفی کردن ک خیلی راضی بودن. حتی ی مرکز پیش دبستان رفتم مدیر اون مرکز گفته بود ک بچه های خودشو چندین سال قبل تو همون مهدی ک تعریفش رو شنیدم فرستاده بود میگفت کادر خوب و قوی داره.. خلاصه دیروز رفتم و با مدیرش صحبت کردم همینکه رفتیم دخترم سریع رفت پیش بچه ها باهاشون ب بازی و صحبت مشغول شد و من با مدیرش حرف میزدم. مدیر گفتش دخترت مشخصه بچه زرنگ و با اعتماد بنفسیه چون خودش رفته بالا پیش بچه ها و ب بازی و صحبت مشغول شده. و گفت ما اینجا مهد نداریم پیش دبستان داریم ک کلاسها طبق سن بچه ها تفکیک شده ست یعنی دختر تو میره تو کلاس 4تا 5سال👇👇👇👇👇👇👇
مامان 🩵کیادل🩷 مامان 🩵کیادل🩷 ۴ سالگی
میگم ابجیا
من تو گهواره راستش زیاد میبینم دلبندهاتون یا میرن مهد یا زیاد اسباب بازی دارن و خونه رو کردن مهد و خونه بازی خب
حالا منم دلم میخواد برا کیان کاری کنم حس میکنم یه کوچولو اولی داره اونم پرخاشگر میشه و بی حوصله
هی میگه حوصلم سررفته چیکار کنم منم ک داغووووون میگم برو بازی کن میگه الان با چی بازی کنم؟ اسباب بازی یکم داره هاااا ولی مثلا میگه من‌ک فلان ماشین رو ندارم چطوری بازی کنم و من از این خوشم نمیاد😐
بنظر شما تو فکر اسباب بازی جدید براش باشم یا ببرمش مهد
راستش حس میکنم یچه هام از بقیه بچه خیلی پایین تر هستن دلم میخواد تا میتونم بچه های منم مخصوصا کیان با هم سن هاش یجورایی یکی باشه
امروز کنار من خوابیده بود یچیزی تو گهواره دید(عکس یه اتاق بود و دخترونه)با این حال میگفت ماهم کاش از اینا داشتیم
حالا چیکار کنم یخورده اسباب بازی بگیرم ک با دلسا بازی کنن یا ببرمش مهد یا چمیدونم خمیر بازی اینا بگیرم؟
البته الان ن فقط میخوام تو ذهنم و اولویتام باشه
مامان ماهور مامان ماهور ۴ سالگی
سلام مامانا اونایی ک بچه همسن بچه من دارن لطفا راهنماییم کنن
من خیلی برا دخترم کتاب میخونم در مورد موضوعای مختلف از پوشکم باکمک کتاب خریدم ولی الان حس میکنم رواین رفتارش هیچی تاثیر نداره
دخترم از ۲ونیم سالگی ببعد شرو شد ک‌رو وسایلش خیلیییییی بد حساس بود. میگفتم اوکی سنشه حس مالکیت واین داستانا
اما میبینم تمومی نداره
کسی میاد خونمون با بچش همبازی نمیشع میشینه کنار من یا باباش انگار ک تاحالا آدم ندیده با خشم ب اون بچه و حرکاتش نگاه میکنه
و منتظره ک اون بچه بخاد با وسایلش بازی کنه و عصبانی شه و بررفتاری کنه😑ینی اینجوری ک ابرو ادمو میبیره
خونه کسی م میریم همینجوری بخصوص اگ ادم جدید باشه نمیره بازی کنه.هرچی اون بچه اسباب بازی بیاره نمیره ب اسباب بازیاشون دست نمیزنه فک میکنه اگ دست بزنه مث خودش گ با بقیه بد حرف میزنه اونام ممکنه بش بگن نکن دست نزن
از ترس همینم دست نمیزنه ب اسباب بازیاش
واقن کلافم دیگه
انگاری افسردگی داره تو جمعی ک بچها باشن
اینجوریه ک مهمون ک میره انگار تازه آزاد شده و شرو میکنه بازی کردن و ب من یا باباش میگه بیاین بازی