۵ پاسخ

منم حوصله ندارم بازی کنم باش

تا جایی که بشه بازی میکنیم گلم
ولی هرروز تقریبا سعی میکنم ببرمش بیرون حتما پارک داره سره کوچمون

روزی ی ساعتو باهاش بازی میکنم باباشش میبره بیرون یا وقتی تو خونن باهم کارای خونه انجام میدیم میبرمش دوچرخه سواری هفته دو بار میبرمش خانه بازی شام میریم بیرون مادر پسری ولی باباشم خیلی کمکم میکنه دو هفته ۲ روز میبره خونه مادرش منم خونه تنهام

والابخدا منم همینطورم. دیگه حتی حوصله یکساعت هم ندارم.

من تا قبل از بچه دوم تمام وقت بازی میکردم باهاش،الان اصلا حوصلم نمیگیره،بیشتر خودش بازی میکنه،درطول هفته ام دوشب میریم مهمونی،یکی دوروزم باباش میبره پارک تو کوچمون

سوال های مرتبط

مامان سورن مامان سورن ۵ سالگی
تا حالا بین «مادر بودن» و «خودت بودن» گیر کردی؟
به نظرتون کار کردن یا درس خوندنِ مادر، در نهایت برای بچه تأثیر مثبت داره یا منفی؟
مامان‌های شاغل یا دانشجو، وقتی سر کار یا دانشگاه هستید، واقعاً ذهنتون هم از بچه و خونه جدا می‌شه؟ یا بار ذهنی خانواده همچنان همراهتونه؟
من خودم این روزها درگیر نوشتن رساله‌ی دکتری‌ام و راستش گاهی وسط کار، به‌جای اینکه ذهنم فقط روی رساله باشه، یکهو فکرم می‌ره سمت بچه‌م...
«نکنه دارم ازش غافل می‌شم؟»
«نکنه توی سال‌های طلایی زندگیش باید بیشتر کنارش باشم؟»
«نکنه دارم برای موفقیت خودم، بچه‌م رو نادیده می‌گیرم؟»
گاهی همین فکرها باعث می‌شه از موفقیت خودم لذتِ آنچنانی نبرم و حتی وقتی باید با تمرکز کار کنم، ذهنم جای دیگه‌ای باشه و عملکردم افت کنه.
از یه طرف، واقعاً دلم نمی‌خواد تمام رویاهام رو کنار بذارم.
بنایی که با سختی ساختم، واژگون کنم. حس می‌کنم من فقط «مامان» نیستم؛ یک آدمم با آرزوها، علایق و مسیری که قبل از مادر شدن شروعش کرده بودم و هنوز هم دوست دارم ادامه‌ش بدم.
دوست دارم بدون قضاوت از تجربه‌هاتون بشنوم. ❤️
شما همزمان با فرزندپروری چه کاری انجام می‌دید؟ کار، تحصیل، کسب‌وکار، هنر یا هر چیز دیگه‌ای؟
و مهم‌تر از همه: از حس و حال خودتون بگید؛ تا حالا شده بین مادری و دنبال کردن رویای خودتون احساس عذاب وجدان یا دوگانگی کنید؟