۴ پاسخ

ممنون عزیزم مفید بود

الان خودش میخابه دیگه ؟

گلم منم خیلی به دخترم محبت میکنم ولی بعد رفتن باباش کلا خیلی بد قلق شده نمیدونم چرا آخه دکتر گفت بچه این سنی اصلا خاطره ای یادش نمیمونه ولی از صبح تاشب درحال غر غره

چون خودت به آرامش رسیذی آرامش دادی بخاطر اونه

سوال های مرتبط

مامان ماهان🌱🩵 مامان ماهان🌱🩵 ۱ سالگی
و بلاخره نوبت ماهم رسید😔😔😔
ماهان رو از شیر گرفتم الان 3روزه😁😁😁😁
خیلی یهویی شد از بس که ماهان وابسته شیر بود هرجا مهموننی رفتیم فقط گریه میکرد از نااشنابودن باهاشون وو. فقط میگفت سینه هات بیرون باشه من دایم بخورم حتی یه وقتهایی نمیخورد فقط تودهنش نگه میداشت منم عصبی میشدم یه شب یهویی از 6شب به بعد دیگه ندادم فکر میکردم کلی اذیت بشه اما برخلاف تصورم اصلا سخت نبود فقط همون شب هی دور زد اومد دید گفتم اوف شدده اخه چسب برق قرمز زده بودم😜😜😜 شب هم موقغ خواب یکم نق نق کرد بعدشم خوابید تا صبح 3بار بیدار شد یکم نق نق کرذ بعد خوابید من فکر میکردم سختر باشه خودمو برای راه بردنش اماده کرده بودم اما خیلی راحت بود دیشب هم که خوابید تا 7صبح یه کله خوابید منم برای اولین بار بعد 2سال نیم با ارامش خوابیدم باورتون میشه اصلا نفهمیدم کی صبح شد😁😁😁😜
حالا نظر من اینه البته هرکسی نظری داره بنظرم بهتره شیر رو یهویی بگیرین اخه اروم اروم بچه عذاب میکشه به قول قدیمی ها دزد میشه اما یهویی گرفتن خیلی بهتره من براش شیر ماجان هم گرفتم اون خورد
راستی یه چی عجیب اونم اینکه همزمان با شیر من شیشه رو هم کنار گذاشت هرچی شیر ریختم توی شیشه دادم بهش نمیخورد فقط با لیوان خورد
اینم تجربه من از شیر گرفتن البته شب اول خیلی ناراحت بودم اما بلاخره باید میگرفتم 😔😔😔😔😔
مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک
مامان تابان مامان تابان ۲ سالگی
چجوری از شیر بگیریم بچه رو به صورت تدریجی؟
این سوالی که خیلی ازم میپرسن و منم میخام تجربمو بزارم شاید چند تا مامان هم مثل من از قبلش استرس داشته باشن ندونن از کجا شروع کنن.
بهتون بگم این پروسه 1 ماه زمان میبره و باید خیلی صبر و آروم باشید چون واقعا فایده هاش زیاده و بچه بعدش پرخاشگر وعصبی نمیشه آروم آروم انجام میشه.
روز اول دختر من از ساعت 10 صب بیدار میشد عادت داشت شیر بخوره من بهش نمی‌دادم و به بهونه صبحونه درست کردن یکم مشغول‌ میکردم و بهش تنقلاتی دوست داشت میدادم بستنی و مغزیجات میبرمش بیرون گاهی هم خونه کلی مسخره بازی در میاوردم که یادش بره. این کار تا 5 روز ادامه دادم.
5 روز بعدی از 10 صب تا 4 بعد از ظهر بهش نمیدادم. به همون روش از 4 به بعد میزاشتم خودش درخواست کنه من بهش پیشنهاد نمیدادم. حتی توی اون روزا یادمه دخترم خواب روزشو نمی‌کرد چون عادت داشت زیر سینه بخابه هر وقت شیر می‌خورد می‌خوابید.
من سخت نگرفتم که خواب روز ساعت 2.30 بود هنوز تا 4 یا 5 نخوابیده چون اون منتظر شیر بود.
5 روز بعد هم از 10 صب تا 8 شب بهش ندادم و کلی تو این تایم بازی و بیرون میبردمش.
5 روز بعدی هم از 10 صبح تا 10 شب بهش نمی‌دادم و فقط خواب شبش با شیر بود و تا صبح مجاز بود بخوره.
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
بچه ی نق نقو و بهانه گیر، همینطوری خود به خود نق نقو نشده..بچه در صورتی ارام و شاده که نیازش به کشف و کنجکاوی پاسخ داده بشه.یعنی وسایلی که خطری نداره رو راحت دست بزنه..پخش کنه..بریز بپاش کنه کیف کنه کشف کنه.
به گل ها آب بده حتی اگه آب بریزه رو سرامیک( طی میاریم با آموزش خشک میکنیم) حتی اگه خاک بریزه رو فرش(جاروبرقی میاریم)حتی اگه در روز 10 بار کشو خالی کنه هر 10 بار با آموزش جمع میکنیم
اینکه میگن بچه داری عشق میخواد و صبوری کاملا حقه.
شما نگاه بکن به مادری که حوصله داره و مادری که خیلی حوصله نداره..و تفاوت نق نق بچه هاشون رو مقایسه کن..
مادر چه قدر زحمت میکشه برای غذای خوب..تمیزی بچه...پوشک سروقت..خونه مرتب..اما اینا خودش به تنهایی بچه آروم و شادی نمیسازه فقط حال خوب به ما میده که واسه بچه همه کاری کردیم
در حالی که نیاز بچه در این سن فراتر از اینه..
بچه ی نق نقو الکی نق نقو نشده...همه چیز ریشه داره..حتی ممکنه ریشه درمانی باشه
این تجربه من بود در مسیر آروم کردن یه بچه ی به شدت نق نقو و بهانه گیر...
مامان نیهان🌙✨ مامان نیهان🌙✨ ۲ سالگی
تجربه من درباره از شیر گرفتن دخترم
چون خیلی ها میپرسن و این پروسه براشون سخته ،گفتم منم تجربمو بزارم بلکه کمکی باشه😘🥰 اول اینکه من از شیر روز شروع کردم،دخترم چهار بار در طول روز شیر میخورد. اول شیر ظهرش رو قطع کردم،‌ هر وقت میومد طرفم فوری بهش خوراکی میدادم و سرگرمش میکردم بازم با این حال نیم ساعت بعد میومد طرفم.رژ میزدم و بهش میگفتم بوویه. تا سه روز ، روز چهارم شیر عصرش رو هم قطع کردم ، به همین منوال بهش خوراکی و نوشیدنی مخصوصا شیر توی لیوان میدادم بخوره. کلا اب و نوشیدنی شیر و دوغ و آبمیوه طبیعی توی این زمان زیاد بهش بدین،من میدادم با نی بخوره که اشتیاقش بیشتر بشه برا خوردنش. بعد چهار روز شیر صبح هم قطع کردم. همین که بیدار می‌شد واسه شیر بهونه میگرفت، ولی من بهش میگفتم بیا بریم صبحونه بخوریم.بیا بریم نون و پنیر و چایی بخوریم ، بیا بریم جوجو (تخممرغ) بخوریم😂😂 بلندش میکردم می‌بردم سر سفره.گاهی چشماش بسته بود اصلا صبحونه نمیخواست لباسمو سعی می‌کرد بزنه بالا. که من محل نمیدادم.نازش میکردم براش تلویزیون میزدم.بازی میزاشتم که آروم بشه. آروم که می‌شد دیگه صبحانه بهش میدادم. تا یه هفته. تا رسیدیم به شیر شب .شبا یک ساعت قبل خواب لامپا خاموش میکردیم که بخوابیم. اونم برا خودش بازی می‌کرد توی تاریکی تا خوابش میگرفت بعد که میومد سمتم منم فوری میزاشتم رو دوشم تکون میدادم تا بخوابه یا میزاشتم رو پاهام وقتی گیج خواب شده بود. بعد دیگه الان چند روزه کامل گرفتم خداراشکر. انشالله خدا کمک همه مادرا باشه راحت از شیر و پوشک بگیرن.