۵ پاسخ

عزیزم ایناهمه مشکلات تک فرزندیه چون بچه ای نبوده ک باهاشون بازی کنن دعواکنن دفاع کردنویادبگیرن اکثرتک فرزندایاکتک میخورن یاکتک میزنن .پسرمنم همینطوره ب خاطره همین تصمیم گرفتم واسش ی خواهریابرادربیارم

عزیزم به آموزشه پسرمنم تک فرزنده نه غیراجتماعی نه گوشه گیر ازحقشم قشنگ دفاع میکنه توباید باهاش زیاد صحبت کنی بگی که مثلا چجوری ازخودش دفاع کنه اگه واقعا گوشه گیر کلاس یا مهد ببر روابطش خوب ترمیشه

چون احتمالا بچتون برخوردش با همسالانش کم بوده.
پسر من چون خیلی با بچها در ارتباطه توی شرایط مختلف قرار گرفته و یاد گرفته باید چیکار کنه

دیگه باید بهشون یادداد هروقت کسی زوربهت گفت یا اذیتت کرد بدون دعوا و داد بگو منو اذیت نکنید یا هولم ندید بعد برو طرف دیگه بازی کن ....

بهش بگو کسی حق نداره تورو ناراحت کنه تو خیلی با ارزشی .باید از خودت دفاع کنی

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای گل بیاید بگید من چطور به پسرم یاد بدم نزاره بچه ی دیگه ای اذیتش کنه بتونه از خودش دفاع کنه هر سری بردمش پارک یا خانه بازی یه بچه حتی کوچکتر از پسرم میزننش پسرمم هم فقط وایمیسته گریه میکنه همین امروز بردم خانه بازی یه پسر بچه حدود 2.. 3سالش بود هنوز بلد نبود قشنگ حرف بزنه اومد دست پسرمو گاز گرفت پسرمم عین چی نشست فقط گریه میکرد انقد حرص میخورم انقد عصبی میشم وقتی میبینم نمیتونه از خودش دفاع کنه سری قبل همکه بردمش پارک یه پسره همسن و سال پسرم اومد پسرمو از سرسره حولش داد پاهاش دردگرفت نشست فقط گریه میکردمیگم چرا از خودت دفاع نمیکنی میگه اخه بچه ها باهام بازی نمیکنن یعنی بخاطر بازی حاضره هر بلایی سرش بیارن... تو خونه نوک دستمون بهش میخوره همونو برمیگردونه ولی بیرون هر بچه ای اذیتش میکنه فقط میشینه گریه میکنه منم انقد حرص میخورد که اینطوریه بگید چیکارکنم یاد بگیره از خودش بتونه دفاع کنه خسته شدم دیگه انقد در این مورد باهاش حرف زدم
مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
بچه ها چرا من آرامش ندارم
مدام یه دلشوره ای ته دالم هست
یا بچه ها که میخوابم صبح تا شب رو با خودم مرور میکنم تا یه چیزی بالاخره پیدا میکنم که گیر بدم به خودم عذاب وجدان بدم که مادر خوبی نیستم یا چرا فلان موقع فلان چیزو به بچه گفتی با اینکه همش با خودم درگیرم و صبوری میکنم خودخوری میکنم ولی به بچه سخت نمیگیرم
ولی خب آدمیزاد یه وقتایی هم قبرش تموم میشه ولی این حق رو به خودم نمیدم

شوهرمم مدام غر میزنه یا مثل یه بچه کوچیک مدام رسیدگی میخواد یا از بچه داری م ایراد میگیره میخ لوسشون نکن تقصیر توعه که میچسبن بهت تقصیر توعه با هم دعوا میکنن تقصیر توعه فلان بیشتر
بخدا دارم دیونه میشم تحت این فشار

خدایا چقدر بچه پشت هم سخته
دختر بزرگمم وقتی دوسال و نیکش بود خواهرش دنیا اومد بهش گفتیم از بیمارستان آجی خریدیم برات به خاطر همون فکر میکنه بچه ها رو از بیمارستان می‌خرم وقتی با خواهرش بدرفتاری میکنه باباش میگه میبرم خواهران پس میدم اینم ناراحت میشه و گریه
امروز خیلی اذیتم کرد یه کم از کوره در رفتم گریه میکنه مامان منو پس ندی بیمارستان هاااا
منم گفتم مه کلم نه عزیزم هیچ وقت پست نمیدم بعدم گفتم بیمارستان بچه ها رو پس نمیگره فقط میفروشه

میخوام به زبون بچه گونه بهش بگم که بچه ها از شکم مامانشون میان چطوری بگم ؟!؟شماها چطوری گفتید😔

خیلی ناراحتم مدام فکر میکنم واسه یکیشون کم گذاشتم
😭
مامان مامان هانا مامان مامان هانا ۴ سالگی