۵ پاسخ

بچه های منم اینجوری هستن بزرگه رو که از وقتی ختنه کردیم کلا ادب نداره فوش میده کوچیکه هم که فقط جیغ میزنه و گریه می‌کنه دیروز اینقدر اذیتم کردن که خودمو زدم

دقیق عین همیم منم حالم خیلییی بده این روزا🥲

یه جیزی داری که خیلی ها ارزوشو دارن شوهری که کاری به کارت نداره به نظرم همین کافیه برای تحمل سختی هایی که میگذره من همه چیز دارم ولی دلم میخاد شوهرم اختیار دارم نباشه و خودم تصممیم گیرنده باشم که متاسفانه نمیشه تو همه چیز نظرخودشو میده

پدر شوهرت با شما زندگی میکنه،

من حالتو خریدارم پسرای منم خیلی اذیت میکنن همش تو خونه جنگ و دعوا هست دیگه پیر پیر شدم

سوال های مرتبط

مامان محمدپارسا مامان محمدپارسا ۴ سالگی
خانوما آنفولانزا و ویارم یه طرف بعد من از اول این بارداری فقط میخواستم خدا کنه بچم دختر بشه خودشم اول نمیتونستم قبول کنم تازگیا دیگه گفتم خدارو ناخوش میاد .حالا از دیروز که دکترم یه بار گفت احتمالا دختره در لحظه انگار دنیارو دادن ولی بعدش اونقده از دیروز فکر وخیال تومده سرم دارم دیوونه میشم .خانوما‌پسرم بیش از اندازه لجباز .میزنه .هرچی میخوادددد رو‌عملی میکنه .حرف هیشکیو گوش نمیده بعضی مواقع حرف منو فقط یعنی تنهاییم بهتره تا یکیو میبینه دیونه میشه بعد ارتباطش با دخترها اصلا خوب نیس .دوتا برادرشوهر دارم دوتاشونم دوتا پسر دارن برا اونا میمیره .حالا فکر وخیال منو دیونه کرده که با این همه شلوغ ولجبازی نکنه دختر رو قبول نکنه یا پسرعموهاش اذیتش کنن بگن ما داداش داریم فلان چون بیش از اندازه غرروره پسرم هرکی یه چیزی بگه زود داد هوار قیامت .
نظرتون چیه یا سوالم خیلی اختصاصی شد یا باید برم مشاوره ؟چون نمیدونم پسرم خیلی اذیتم کرده فقط فکر میکنم قراره چطور بشه نمیدونم اعصابم ضعیف شده افسردگی گرفتم خیلی فکرا اذیتم میکنه که نگفتم درمورد چالش یدونه پسر شلوغ با دختر کوچک.