۹ پاسخ

منم فاطمیه زایمان کردم هرکاری کردن بوه تو لگن نیومد اخرشم مدفوع کرد فرستادن سزارین منم راضی بودم از پرسنلش
ولی خیلی درد کشیدم کاش از اول میرفم سز
راسی جالبه برام تو فاطمیه اکثرن میفرستن سز توی آتیه تا مرگم بری نمیفرستن سز

کدوم دکتر عملت کرد؟
من برا سردرد بعد زایمان رفتم یکی از پرستاران و دکتر بیهوشی واقعا خوب بود
ولی خیلی شلوغ بود و خوب رسیدگی نکردن

الهی شکر به سلامتی زایمان کردی
و حال هومان جون خوبه ❤️❤️❤️

قدمش پر از خیر و برکت باشه عزیزم خداروشکر که حال جفتتون خوبه 😍

به سلامتی عزیزم..قدمش براتون خیر باشه❤
اتفاقا فاطمیه خیلی سریع میفرستن سزارین مادر اصلا اذیت نمیکنن.ولی تامین تا مرگو جلو چشم ادم نیارن دورازجونمون نمیبرن سزارین..خیلی اذیت میکنن

انقد از فاطمیع بد گفتن همه اونجارو قتلگاه میدونن ولی کاملن غلطه خیلی عالی بود

اولین نفری هستی ک میبینم از فاطمیه راضی بوده🫠

از فشار رحمی و اولین قدم ها بگو
خیلی بد بود ؟

خداروشکر که بسلامتی زایمان کردی عزیزم
خدا نینی رو برات حفظ کنه

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت پنجم
وقتی رفتم تو اتاق زایشگاه دکتر بهم گفت با اولین درد زور بزن اونجا یه پنج مین طول کشید تا دردم بگیره با اولین درد زور زدم و دکتر بچمو کشید بیرون ساعت ۱۱/۱۴دفیقه شب بود اونجا دیگه تمام دردام رفت بچمو گذاشتن رو سینم بعدش بردنش تمیزش کردن باز آوردن تا ببینمش خیلی حس شیرین و قشنگی بود بعد از اون دکتر بهم گفت چند تا سرفه کن تا جفت هم بیرون بیاد با چند تا سفره جفت هم بیرون اومد و دکتر شروع کرد به بخیه زدن تو این فاصله هم لباس کردن تن بچه و برده بودن تو اتاق کودک و همسرم و مامانم پیش بچه بودن حدود ساعت ۱۲منو از اتاق زایشگاه بردن بیرون و اجازه دادن ابجیم هام. خواهر شوهرم . ومابقی که اومده بودن بیان منو ببینن. دکترم هم اومد پیش منو همسرم و بچم وبعد از اینکه بهمون تبریک گفت و باهاشون عکس گرفت رفت.
در کل درد زایمان واسه من فقط نیم ساعت آخر خیلی طاقت فرسا شده بود وگرنه تا قبلش دردام خیلی قابل تحمل بود و لحظه آیی که به من گفتن ۹سانت شدی باور نمی‌کردم به همین راحتی باشه چون حدس میزدم نهایتا بیمارستان بهم بگه ۳ سانت هستی. دردهای من از ساعت ۸تا ساعت۱۱/۱۴که بچه به دنیا اومد بود و دکترم هم بهم گفت واسه بچه اول جز خوش زایمان ها هستی.
البته من از اول ماه نهم خیلی تحرک داشتم شاید به همین خاطر بود.
انشالله که همچین زایمانی نصیب همه باشه .
مامان لناخانوم مامان لناخانوم ۶ ماهگی
پارت (۶) زایمان طبیعی
خب بریم بقیش بعد بخیه زدن همسرم دوباره اومد پیشم چون تایم بخیه زدن بردنش بیرون همسرم اومد پیشم اول یکمی بغلم کرد حالمو‌ پرسید بعدش رفت سراغ دخترمون و خیییلی حس قشنگی بوددد🥺🥺❤️
و اینکه ما یه ساعتی داخل همون اتاق بودیم و من اصلا هیچ درد نداشتم و خییلی خوب بود داخل اتاق یکمی خرما خوردم و چایی چون هفتا خرما به محض اینکه فارغ شدین باید بخورین که من یه پرستاری بود بالا سرم حین بخیه زدن هی زور کرد خوردم بعدش همسرم دخترمون و بغل کرد آورد پیشم و دکترم اومد آموزش شیر دادن رو دادو کلی عکسای خوشگل گرفت ازمون و صحبت کردیم
بعدش که رفت باز ما موندیم سه تا که رفتیم بخش دوساعت هم همونجا موندیم ناهار خوردیم شیر دادم با کمک همسرم و تا اینکه دوباره جامون رو عوض کردن بردن اتاق بستری و اونجا هم همسرم بازم یه دوساعتی پیشم بودتا اینکه مادرم بیاد این خییلی خوب بود 🥺🥺ممنون همسرم هستم که واقعا هم درکم کرد هم پشتم بود و بهترین بابای دنیا میشه برای دخترمون الهی هرکی چشم انتظار خدا دامنشو سبز کنه
مامان فندق مامان فندق ۴ ماهگی
خاطره سزارین

پارت اخر

بعدش بچه رو بردن تمیز کنن بر خلاف تصورم خیلی هم کثیف نبود🥹
دیگه کلا حواسم به بچه بود که دوتا پرستار داشتن کاراشو میکردن هی میپرسیدم سالمه انگشتاش درسته؟ همه چی خوبه؟ نفسش خوبه؟ اونا هم هی ‌اداری میدادن که اره همه چی خوبه بعدش اوردن گرفتنش کنار صورتم …
وای از اون لحظه و اون حس بهترین حس دنیا بود صورتش خیلی داغ بود مخصوصا که اتاق عمل سرد بود داغیشو بیشتر حس میکردم ، دیگه همونجا اشکام ریختن خداروشکر کردم و برای همه کسایی که بچه میخوان دعا مردم که این حس فوق العاده رو خدا قسمت اونا هم بکنه🥺

بعدم بچه رو برد بیرون و ساعتو نگا کردم دقیق ده دقیقه از شروع عمل گذشته بود ، شروع کردن بخیه زدنو منم هی میگفتم که شکممو خوب بخیه بزنین و هیکل ورزشکاریمو خراب نکنید و این حرفا چون دانشجوی رزیدنت کارای بخیه رو انجام میده نه متخصص ولی دکتر هم اونجا بودن و نظارت داشتن بهم گفتن که خیلی خوب بخیه زدن و نگران نباشم .

عملم کلا ۴۵ دقیقه طول کشید بعدم بردنم اتاق ریکاوری که همسرم و مامانم اومدن پیشم فقط خیلی میلرزیدم که از عوارض ببخشی بود ، درد شب اولم خیلی یاد بود نمیتونستم به پشت دراز بکشم بعد ۹ ماه به پهلو خوابیدن ، خداروشکر تا الان که سردرد و کمردرد نداشتم امیدوارم از این به بعدم نداشته باشم چون زیاد حرف زدم و سر تکون دادم بعد عمل 😃
این بود خاطره زایمانم امیدوارم به دردتون بخوره سوالی داشتید در خدمتم❤️
مامان دایار مامان دایار ۸ ماهگی
سلام خواستم تجربه خودم رو راجع به زایمانم و بیمارستان بگم براتون شاید به کار کسی اومد..
بیمارستان عیسی بن مریم زایمان کردم ماما خصوصی خانوم فضه ملکی رو داشتم و زایمان در آب انجام دادم
از هفته ۳۴ تحت مراقب خانوم ملکی بودم همراه با ورزش هایی که بهم میداد..آبریزش و درد داشتم خانوم ملکی گفتن که هر موقع خواستم برم بیمارستان ولی من میخاستم بیشتر زمان خونه باشم وقتی رفتم معاینه شدم ۵ سانت بودم کارای پذیرش انجام شد رفتیم برای زایمان که کلا داخل آب بود حتی بچه هم تو آب دنیا اومد..ی حس آرامش آب داشت، بخیه هام رو خیلی خوب زدن خانوم ملکی، فقط خودش معاینه کرد اونم در حد یکی دو بار....در کل زایشگاه خیلی خوب بود
رفتم بخش هر اتاق دو تخته بود پرستارا مدام سر میزدن و رسیدگی و تمیزی بخش خیلی خوب بود غذا خوب بود ...ولی دکتر زنان اصلا برای چکاپ نیومد و فقط رو پرونده ترخیص زده بود،، دکتر نوزادان هم در حد چند ثانیه اومد و رفت و معاینه و ویزیت درستی نکرد بچه رو ...
پایان