۴ پاسخ

واسش قصه ای بگو ک این اتعاقات بیفته توش و اینکه چطور باید تو این موقعیت رفتارکنه رو تو قصه یاد بده من تو قصه ب دخترم یاد دادم واقعا جواب داده ک کسی گفت باهات دوس نمیشم بگه باشه میرم ی دوست دیگه پیدا میکنم این انتخاب اونه همه میتونن انتخاب کنن ماهم ی وقتی دوس نداریم با کسی دوس شیم..گریه هم کرد باهاش همدلی کن ک عزیزم ناراحت شدی میفهمم اره و اینا..بعد دوست خوب پیدا کردنم بهش یاد بده دوستی ک وقتی حالمون خوب نیس حالمونو بپرسه و احساس ما براش مهم باشه میتونی یه خاطره ساختگی از بچگی خودت براش تعریف کنی ک مثلا تو مدرسه مریض بودی خیلی دوستات رد شدن نپرسیدن چی شده ولی مثلا یکیشون پرسید کمک کرد همدلی کرد اون واقعا دوس خوبی بود تو قصه و داستان بچه ها خوب یاد میگیرن

دقیقا دختر منم همینطوریه و من واقعا ناراحتم

سلام حالا برعکس دختر من اصلا نمیتونه دوست پیداکنه،دلم میخواد دوست پیداکنه،ازاینکه بچه هات اجتماعی ان خیلی عالیه،،فقط ازاینکه همه خوراکیشو میده به دوستش خوب نیس،کاش تقسیم میکرد،،بهشم بگو مامان همه بچه ها اهل دوستی نیستن ممکنه یهو بگن باهات دوست نمیشیم

دخترای منم اینجوری ان خیلی فدا کاری میکنن برای همه متاسفانه

سوال های مرتبط

مامان سلوا مامان سلوا ۴ سالگی
سلام
دخترم یه ماهی میشه خیلی رفتارش عوض شده!!! بیشتروقتا میزنه زیرگریه تا یکم باهاش حرف میزنم کارت اشتباه بوده و اینا بغض و گریه داری دعوام میکنی!! میگم مامان دعوا نمیکنم میگم رفتارت اشتباهه میگه نه دعوا میکنی، امشب شروع کرده گریه الکی مامانم میخواست نازشو بکشه گفتم دست بهش نمیزنی بزار گریه کنه سبک شه چون گریه کردنش کاملا بی دلیله،خلاصه بعد کلی گریه رفته تو آشپزخونه پیش مامانم با گریه که مامانم منو دوست نداره،رفتم کنارش دستشو گرفتم خودشو انداخت بغلم و های های گریه!! میگم مامان من کی گفتم دوست ندارم من فقط میگم کارت اشتباه بوده این دوست نداشتن نیست اتفاقا خیلی هم دوست دارم ، اول سلوا خانوم دوست دارم بعد آبجیشو (۷ ماه باردارم!) بعدش خندید و گفت نه منو آبجی باهم دوست داشته باش ، گفتم عزیزمی من تورو کلی دوست دارم امشبم باهم بازی کردیم بعدش محکم بغلش کردم خوابش برد ... خیلی بهانه گیرشده فک کنم هم بخاطر بچه ست هم نبود باباش ، بقیه بچه هارو با باباشون میبینه یجوری نگاشون میکنه بعد میگه بابای منم میاد بغلم میکنه بوسم میکنه!!