۶ پاسخ

من نمیدونم اون خانومه با کی حرف میزد
ولی من موقع هایی شده که رفتیم پارک دخترم میخکوبه من شده و من واقعا کم مونده بشینم گریه کنم از دستش

نمی شه قضاوت کرد نمیدونیم اون خانومه چه حالی داشت عزیزم

ای وای چقدر زن خیانتکار و مرد خیانتکار زیاد شدن لعنتیاا

الهی عزیزدلم چقد سخته برابچه نمیدونم بچه براچیشونه بعضیا

طفلی

قضاوت نکنیم‌شاید خیانت نکرده شاید بیوه بوده شاید طلاق گرقته.بعدم بعضی وقتا واقعا بچه ها آدمو خسته میکنن

سوال های مرتبط

مامان پرروچه مامان پرروچه ۴ سالگی
دیشب برای شام رفته بودیم بیرون
یه خانواده دقیقا مثل ما هم اومده بودن یعنی یه پسر توی سن های دخترم داشتن و دو تا هم پدر و مادر
سفارش اینا ک رسید برای بچه اش سفارش نداده بود و مادر و فرزند باهم خوردن که یهو بچه جیغ زد ک من میخوام بخورم همش مال خودمه و شروع کرد ابروریزی کردن. مامانش هم از اونجایی ک اعصاب نداشت برداشت زد توی صورت بچه.... بچه طوری گریه میکرد ک دلم میخواست برم بغلش کنم، بعد برگشت گفت صورتم درد میکنه :((( باباش رفت براش دوباره سفارش داد ولی بازم بچه بداخلاقی کرد... مامانش هم گفت برو ظرف بگیر ببریم خونه... باباعه گفت خب الان گرمه بخوریم مامانه یه چشم غره رفت ،باباش درجا بلند شد و رفت ظرف گرفت و دراخر بچه هم گریه میکرد میگفت بمونیم همینجا بخوریم ولی مادرش با عصبانیت رفت بیرون و به هیچ کدوم دیگه محل نداد....
بنظرتون اینجا مشکل از مادر بود یا بچه ای ک همه چیزو برای خودش میخواست؟ واقعا نمیتونم بگم حق با کدوم بود و دوست دارم نظر شمام بدونم چون قطعا خودمونم توی این موقعیت ها بودیم
مامان رادمهرورادوین مامان رادمهرورادوین ۴ سالگی
ای مامانیی که نصفه شبی پامیشید به بچه هاتون شیر بدین خدابهتون قوت بده میدونم خسته اید کلافه اید دلتون میخوادیه کم بیشتر بخوابید ولی این بار که خواستین به بچه هاتون شیر بدین تورو خدا برای دل منم دعا کنید، و بدونید که من حاضرم دوسال بعد این هم نخوابم اما بتونم به رادوین شیر بدم بدونید که خیلی دلم میخوادیه کم جای شما باشم ، که یه کم رادوینو بغل کنمو توی بغلم آروم بگیره نه که بذاره بره، تورو خدا برام دعا کنید بتونم زندگی قبلی م رو از سر بگیرم دارم از غصه شیر نخوردن رادوین دیوونه میشم، به هرکی بگم مسخره م میکنه ،نمیتونم دردمو به کسی بگم ، نمیدونم شاید اگه شیرم از اول کم بودیا بچه سینه رو از اول گرفته بود اینقدر غصه نمیخوردم ، دردم اینکه که رادوین از اول میلی به گرفتن سینه نداشت تا میذاشتمش زیرسینه جیغ میزد گریه میکرد، انگار بچه م هیچ وقت منو دوست نداشت😭😭😭یه سال و دوماهه رادوین سینه منو نگرفته تمام مدت گریه میکنم ،خیلی به شوهرم گفتم پول بده شیردوش برقی بخرم گفت نمیخوادمن شیرخشک میخرم به بچه میدم مادرمم به شوهرم میگفت ولش کن نمیخوادبخری خیلی ازشون ناراحتم دخترا
من با همه وجودم میخواستم به بچه م شیر بدم ،ولی تا بچه گریه میکرد یکی پامیشد یه شیشه شیر درست میکرد بچه رو میبرد منم که با رادمهرگرفتارشده بودم چون دوروز بیمارستان مونده بودم برگشته بودم رادمهر همش بیقراری میکرد میچسبید به من--بقیه توی کامنت
مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
همین الان از پیش دکتره مغز و اعصاب ماهلین میام ۶ ماه یه بار میبرمش واسه چکاپ‌ این آقای دکتر یکی از بهترین هاس بهش گفتم بهم میگن دقت و تمرکزش کمه و یه کمی هم‌گیج می زنه گفت اینا همش واسه خاطر داروهاشه به محض اینکه قطع بشه خوب میشه گفت تا سن مدرسه و ۷ سالگی طبیعیه دقت و تمرکزشون کم بشه ولی از بعد اون اگه خوب نشن نیاز به دارو دارن اینجور بچه ها و هوششون هم مدام در حال تغییره و نیاز به آموزش و تمرین دارن تا ضریب هوشیشون بره بالا حالا هی بیا به این روانشناسا بگو این بچه داروی مغز و اعصاب می خوره اگه دقتش کمه ممکنه از عوارض داروهاش باشه هی میگن نه ربطی نداره🙄🙄خدا اگه آدم محتاج خودش می کنه محتاج بندش نکنه که درگیر یه مشت آدم بی سواد که اسم خودش رو گذاشتن روانشناس نکنیم امروز تلفنی با مشاوره ی ماهلین صحبت کردم خیلی ناراحت شد گفت آخه این رفتار تو حیطه ی روانشناس از یه دکتر روانشناس کاملا بعیده شپا باید تذکر میداد هنوزم دیر نشده سری بعد که رفتی حتما تذکر بهش بوه که این بچه با داد و دعوا کردن به جایی نمیرسه و خیلی حساسه حتی به دروغ هم که شده بگو ماهلین قهر کرده دیگه نمیاد تا دوباره تکرار نکنه چون درصورتی تکرار این بچه کاملا زده میشه از ادامه ی درمان خدایا اگه هیچی بهم نمیدی فقط صبرم بده صبر به خدا حجب و حیا و آبرو و ادبم حکم کرد که چیزی به دکتر مملکتم نگفتم و به روی خودم نیاوردم ولی از درون داغون شدم آدم خودش هرکاری با بچش بکنه و دعواش کنه دلش طاقت نمیاره یکی دیگه با بچش اینکار بکنه حتی اگه پدرش باشه من که این طوری ام خوب یا بد ولی امروز کلی کارام رو زمین بود و دست به سیاه و سفید نزدم از بس اعصابم خورد شد🥺🥺🥺