مامانای خسته ولی قوی…❤️🌾
می‌دونم که دیشب خیلیاتون خواب درست و حسابی نداشتید
و صبح هم چشم باز نکرده، صدای گریه‌ی کوچولوتون شما رو کشوند وسط روزی پر از کار.

یکی الان داره غذای کوچولوش رو هم می‌زنه🥘
یکی چشم‌به‌راهه که نی‌نی بعد چند روز بالاخره مدفوع کنه😵‍💫
یکی با دلهره داره واکنش بچه‌ش به غذای جدید رو نگاه می‌کنه🤗
یکی آرزو داره یه لیوان چای داغ رو کامل و بی‌عجله بخوره🥵
یکی دنبال راهیه که دل‌درد کوچولوش رو کم کنه🥺

یکی داره برای اولین غلت زدن، اولین قدم یا اولین لبخند کوچولوش ذوق می‌کنه😍
و یکی هم نی‌نیش خوابیده ولی هنوز نمی‌دونه بخوابه یا برای خودش یه ذره وقت بگذاره😴

مامان قشنگم…
تو داری هر روز، با همه خستگی‌هات، معجزه می‌کنی.
شاید موهات پریشونه، شاید چشمات خسته‌ست،
ولی قلبت پر از عشقه و همین عشقه که دنیا رو برای نی‌نیت امن و زیبا کرده.

یه نفس عمیق بکش، دستت رو بذار روی قلبت و به خودت بگو:
«من دارم بهترین خودم رو می‌دم… و همین کافیه.» 💛
یاد باشه امروز هم میگذره ، و تو باز هم از پسش برمیای ... چون تو مامانی :)😍

شما تو کدوم حالت هستید😅😝

تصویر
۲۱ پاسخ

چایی داره سرد میشه
پسرم داره میرینه و بیقراره گرفتمش ک راحت برینه

الان پسرم خوابیده نمی‌دونم نهار بزارم یا خونه رو جمع کنم😩😂

ولی کپشنت خیلی قشنگ بود،مرسی ازت

من نی نی ام الان خوابیده نمیدونم امشب زود بخوابم و استراحت کنم؟یا یکم مدیتیشن کنم و با مدیتیشن اضطراب و چالش های زندگی رو رها کنم؟
میدونم صبح ساعت ۵ صبح باید با پسرم بیدار شم

خوابیده دارم فکر میکنم بخوابم یا یکم جمع و جور کنم

خوابیدههه منم کنارش🥰
چه متن قسنگییی🥹

چقدر قشنگ نوشتی😍🥹
پسرم خابوندم نیم ساعت نخابیده بیدار شد
با خودش بازی میکنه میخزه😁🤭
منم تو فکر اینم پسرم شیر خشکی شده😓🥴

برق رفته بود نت نبود
الان پیامتو دیدم
واقعا حالم خوب شد عزیزم
مرررررسی💛🫠
نیاز داشتم یکی این حرفو بزنه

آلا رو پا س از ساعت ۱۲ و نیم تا سه طولکشید بخوابه ، از ترس هنوز پایین نذاشتم ، نماز هنوز نخوندم 😭

دقیقا 🥺

پسرم از صبح کلآ بغلم بود بیقرار میکردکلی ظرف نشسته دارم لباس خودشم کثیف بایدبشورم الان تازه داره خواب میره دارم شیرش میدم اگر ازم جدا بشه که میرم به کارابرسم🥴

دارم شیر میدم ب دختری ک ی دقیقه آرام نست

پسرم خوابه و ناهارمو گرم و با ارامش خوردم🤣🤣🤣🤣

شیر نمیخوره و کم خوابه منتظرم شیر بخوره

در حالت بچه خوابه نمی‌دونم چرت بزنم یا یکم تفریح کنم 😇

من الان دخترم خوابید میخوام ناهار بخورم وسط غذا درس کردن خانوم پی پی کرده منم غذا رو ب امون خدا ول کردم رفتم شستمش 😂

دنبال شیر خشک میگردم من😅
نیوم خوابه

عزیزم چقدر زیبا آفرین بهت ❤️🌹

من در حال خواب کردن نی نی🤩🤩

مرسی بابت انرژی مثبت😍❤️❤️❤️
رو پاهام خوااابیده🥰

خیلی قشنگ بود اشک توچشام جم شد🥺

سوال های مرتبط

مامان ترمه جانم مامان ترمه جانم ۶ ماهگی
انگار آدم همزمان دو تا احساس کاملاً متفاوت رو تجربه می‌کنه:

* از یه طرف ذوق می‌کنی که «وای! دندونش داره درمیاد!»
* از یه طرف دلت می‌گیره که «پس اون نوزاد کوچولوی دیروزم داره بزرگ میشه…»

و حقیقتش اینه که هر مرحله همین شکلیه.
اولین بار که غلت بزنه، ذوق می‌کنی و بغض می‌کنی.
اولین بار که بشینه، ذوق می‌کنی و بغض می‌کنی.
اولین دندون، اولین قدم، اولین کلمه…
هر بار یه تیکه کوچولو از اون نوزاد ریزه‌میزه رو از دست میره و در عوض یه نسخه جدید و بزرگ‌تر از دخترم میاد. ❤️

میدونم که :
اون نی‌نی کوچولو مهربون و قوی من کاملاً از بین نمیره.
فقط شکلش عوض میشه.
دخمل بازیگوش‌من که الان داره پستونکشو رو با حرص می‌جوه،
چند ماه دیگه میاد با ذوق سمتم چهاردست‌وپا.
بعد یه روز میگه «مامان».
بعد یه روز میره مهد.
بعد یه روز مدرسه…
و قراره هربار فکر کنم: «کی اینقدر بزرگ شد؟»
سعی میکنم لذت ببرم؛
از همین بغل کردن‌ها.
از همین شیر خوردن‌های خواب‌آلود.
از همین دست‌های کوچولویی که دنبال صورتم میگردن.
🥹💕

و بین خودمون بمونه …
به محض اینکه اون دندون ریز سفید رو ببینم، احتمالاً اول ذوق میکنم، بعد یه عکس می‌گیرم، بعد چند دقیقه بعدش یه گوشه بغض می‌کنم. فک میکنم این جزو وظایف رسمی همه مامان‌هاست. 😭❤️🦷👶🏻
که البته این گریه از اون غم‌های قشنگه..
.
این بزرگ شدن‌ها یه جور یادآوریه که زمان داره می‌گذره. برای همین دل آدم می‌لرزه. ❤️

ولی یه چیزی رو بگم!
اگر الان میتونستی حرف بزنی فک میکنم میگفتی ؛
«مامان، نگران نباش. من هنوز همون نی‌نی توام. فقط دارم چیزای جدید یاد می‌گیرم.»

چون واقعاً هم همینه.. ❤️
:
«مامانت خیلی دوستت داره. اونقدر زیاد که حتی علائم دندون درآوردنت هم اشکش رو درآورده.» 😭❤️🎀
مامان نــفــس مامان نــفــس ۱ سالگی