۲۹ پاسخ

سلام دوست قشنگم ، الهی بگردم ، خیلی دلم با خوندن پیامت گرفت 🥺🥲 خدا پدرت رو بیامرزه ،جایگاهش بهش با انبیا محشور بشه الهی 🤲
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🤲
فاتحه خوندم عزیزم🖤

دقیقا پدر منم سال ۹۹ فوت کرد با پاهای خودش رفت بیمارستان گفتن کرونا گرفته و هیچ کدوم از اعضای خانوادمون رو نذاشتن ببینیمش هرچی اصرار میکردیم اجازه نمی دادن دو هفته بستری بود و یه روز از بیمارستان زنگ زدن پدرتون فوت شده و من روزی نشده که به این فکر نکنم که پدرم تو تنهایی و بی کسی از این دنیا رفت بدون اینکه زن و بچه‌هاش کنارش باشند مظلومانه و غمگین و چشم به در منتظر ما چشماشو برای همیشه بست و من ۵ ساله عذاب وجدان ولم نمیکنه

اخ که میفهمم دردت رو😭😭😭😭😭منم اربعین چهلم بابای مهربونم هست😭😭😭😭دارم اتیش میگیرم ازدوریش. هنوز باورم نمیشه رفته وندارمش😭😭😭😭😭

روحشون در آرامش عزیزم 🙏🏻
خودت رو عذاب نده گلم قبول کن رفتن و نرفتن تو توی نتیجه تاثیری نداشت مطمئن باش پدرتون کاملا از این موضوع خوشحالند، شما کار عاقلانه و منطقی کردی درسته الان احساس دلتنگی داری ولی به این فکر کن همه کسانی که از دست دادن عزیز رو تجربه کردن هم مثل شما دلشون تنگ میشه

#پدر
روح تمام پدران آسمانی شاد

تصویر

خدا رحمتش کنه و خدا به دلت آرامش بده

فرستادم عزیزم
روحشون شاد

عزیززززززم 💔💔اشکم در اومدقشنگ تمام کلماتت رو با تمام وجود درک میکنم،فقط بدون که تنها نیستی خیلی ها شرایطشون مثل شما بوده،من فقط سعی میکنم به این فکر کنم که دنیای دیگه خیلی قشنگتر از جایی هست که ما داریم زندگی میکنیم،دعا میکنم که همه رفتگان روحشون قرین رحمت وآرامش باشه،با این فکرا خودت رو عذاب نداره،براشون فاتحه خوندم❤️

فرستادم عزیزم روحش شاد

آخی قلبم 💔

سلام عزیزم خدا رحمت کنه بابای نازنین تو. وای که چقدر حال شمارو من درک میکنم منم پدرم چهار ساله فوت شده و دقیقا کرونا گرفت ومن چون دخترم کوچیک بود نتونستم بدم ببینمش و تا قیامت خودمو نمی بخشم و چقدر هرروز دلتنگشم،وفقط خدا خدا میکنم که منو بخشیده باشه من بچه آخر خونه هستم ووابستگیمون خیلی زیاد بود بمیرم برا دلش که میدونم اونم خیلی دلتنگم بود 😭😞😔

دقیقا منم همینطورم عزیزم زمان کرونا بچه اولم نه ماهش بود اون یکی خواهرم حامله بود بابام با داداشم رفت بیمارستان واسه قندش بعد به داداشم گفتن برو اینجا کروناست همراه قبول نمیکنیم فرداش من زنگ زدم از حال بابام بدونم گفتن کرونا گرفته بخش کروناست و اینتوبه شده و من شوکه شده بودم و بهمون میگفتن واسه چی میخواین بیاین کاری ازتون برنمیاد فقط بقیه خانوادتونو درگیر میکنید و ما فقط گریه میکردیم از این ورم خانواده به ما میگفتن میخوای بچت هم بره تو اون وضع به اون یکی هم میگفتن حامله ای بابام تنها تو بیمارستان پرکشید هی زنگ میزدم وضعیتش و بدونم که بار آخر گفتن خانم ۴۵ دقیقه ست داریم تلاش می‌کنیم برنمیگرده گفتم یعنی چی اشتباه شده گوشی دادم همسرم ساکت شد چنان جیغی زدم که دوتا همسایه بغلی ریختن دم خونمون و الان پنج ساله حسرت بابام داره منو میکشه حسرت ندیدنش زندگیم شده پر از حسرت و عذاب وجدان و همش میگم کاش میرفتم هرجوری بود حتی اگه کرونا میگرفتم و میمردم من ترسیدم واسه مامانم بچم خانوادم خاک برسرم🥺😭😭

خدا رحمتش کنه الهی ک بحق امام حسین با اماما و پیامبران همنشین بشه و بهشت جنت نصیبش بشه
دلم گرفت با پیامت ولی ناراحت نباش مطمعن باش بابات راضی هست ازت نگران نباش عزیزم

روحشون شاد و قرین رحمت 🥺

عزیزم 😢 روحش شاد 🖤💔
براش فاتحه هدیه میکنم عزیزم انشاالله سر سفره اهلبیت متنعم باشه امروز 🥀🌾
هر کسی تو شرایط سعی میکنه بهترین کار و از نظر فکر و درک خودش انجام بده
تو هم اون موقع بهترین کار و کردی تو شرایط
اینکه یک بار دیگه ببینیم یا نه چه فرقی میکنه مهم اینه که رفتن و دیگه برنمیگردن منم اومدم به بچه‌ها سر بزنم وقتی برگشتم خواهرم برای همیشه چشماشو بسته بود😭😭

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

فاتحه خوندم خدارحمتشون کنه

چرا فکر میکنی پدرت رفته و هیچ ملاقاتی ندارین ؟
چرا فک میکنی ارتباطت باهاش قطع شده؟
چرا داری این سوگو سخت ترش میکنی؟
رفتگان برای حرکت برزخیشون به شدت احتیاج به خیرات دارن عزیزم
از قران بگیر تا اینکه شما سعی کنی انسان شاد و ارام و خودساخته ای باشی همه اینا باعث خوشحالی پدرته
از این افکار خلاص شو

خدارحمتش کنه عزیزم درسته خیلی سخته ولی اگر میرفتی خدای نکرده خودت میگرفتی واسه بچه هات هم خطرناک بود اونجوری بابات هم راضی نبود

عزیزم ب این فکر کن خدای نکرده اگر میرفتی توام خدای نکرده مریض میشدی ب بچه هات منتقل میکردی و نتیجه جبران ناپذیری داشت اونوقت چی . . متسفانه اون ویروس گفتی رو دل خیلیا حسرت دیدار دوباره گزاشت .

خیلی ناراحت شدم 😔😔😔
۵ صلوات به نیت پنج تن آل عبا رو میخونم 🌱🌱🌱🌱🌱

روحش شاد عزیزم منم ۳۴ بابا ندارم

روحش شاد 🖤🖤

عزیزم‌.پدرت هم مطمنا راضی نبوده بری بیمارستان.چقدرناراحت شدم کفتید با پای خودش رفته و 😔.
خدا رحمتشکنه 🙏

فرستادم عزیزم خدا رحمتشون کنه

فرستادم عزیزم روحش شاد 😔🤲

فرستادم عزیزم روحشون شاد باشه

اللهم صل علی محمد وآل محمد عزیزم روحشون شاد ولی خودتو عذاب نده خدایی نکرده مبتلا میشدی وطفل معصومات هم مبتلا میشدن واز دستشون میدادی راضی بودی پس فقط خیرات بده براشون

#پدر مهربانم

تصویر

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۵ سالگی
پارت ۱۰
نسرین ۱۸سالش شده بود و براش کلی خواستگار میومد...‌‌
اما نادر قبول نمی‌کرد....
تا بالاخره فهمیدیم نسرین و پسر همسایمون از هم خوششون میاد و به هم نامه اینا می‌نویسن.....
دیگه به اجبار قبول کردیم....
تا عروسیشون شد پسره گفت من خونمو می‌برم تبریز....‌
اهل تبریز بودن اما از اول تهران بودن....‌
چون دانشگاه تبریز قبول شده بود گفت میرم اونجا.....
خیلی مخالفت کردم خیلی گریه زاری کردم اما فایده نداشت.....
دخترم از پیشم رفت.....
یه شهر خیلی دورتر.....
حالا من موندم و مادرو کیانوش.....
روزانو باگریه میگذروندم.....
نهایتس دوماه یه بار یااون میومد یا من میرفتم دیدنش.....
اما خب دل مادر بود دیگه.....

من دیگه چهل و خورده ای سالم بود....
همش میگفتم نادرخدل چرا یه بچه دیگه رو بهمون اضافی دید مادرم می‌گفت چون مصلحت نمی‌دیده خانم نمیشه که با خدا جنگید.....
چند ماه بعد حس کردم خیلی چاق شدم...
چون عادت ماهانمم درست و حسابی نبود اصلا فکرم جای دیگه نمی‌رفت....‌
اما بیشتر از پنج ماه بود من پریودنمیشدم.....
ولی حسابی تنبل شده بودم...‌‌
نادر همش میگفتم برو دکتر تو انگار مریض شدی ولی من پست گوش مینداختم....
تا اینکه یه روز حس کردم یه چیزی به شکمم لگد زد....
و تا به نادر گفتم میخرم کردو گفت این میشه اون بچه ای ک سر قبرمون چراغ میاره...