۴ پاسخ

بسلامتی انشالله خوش قدم باشه😍❤️🌱

خب بعدش چرا پارت پارت میزاری😅

منتظر بقیشم🤰

بزار

سوال های مرتبط

مامان پسر کوچولو💛 مامان پسر کوچولو💛 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین ۱
من ۳۸ هفته بودم که برای معاینه لگن رفتم پیش دکترم. میخواستم معاینه تحریکی هم برام انجام بده که زودتر فارغ بشم و به ۴۱ هفته نکشه ..
دکتر که معاینه ام کرد گفت خیلی خیلی لگنم تنگه و به هیچ وجه امکان زایمان طبیعی نیست. و برای بچه ریسکه که توی لگن گیر کنه سرش ، مخصوصا چون بند ناف هم دور گردنش پیچیده شده بود
خود دکتر یه ان اس تی الکی و ضعیف بهم داد و گفت همون شب برم بیمارستان و بستری شم تا فرداش بیاد و عملم کنه .. که بیمه هم قبولش کنه
ما هم که واقعا امادگیشو نداشتیم خیلی شوکه بودیم و استرس بند ناف هم داشتیم
شب که رفتیم بیمارستان و نامه بستری دکتر و ان اس تی رو نشون دادیم بیمارستان گفت ما زیر ۳۸ هفته و ۵ روز عمل انجام نمیدیم و برین و دوشب دیگه بیاین. از نظرشون بند ناف خطری نبود. دوتا ماما هم اومدن واسه معاینه ، ولی مثل دکترم قاطع نمیگفتن که نمیتونم طبیعی زایمان کنم. گفتن ۵۰ ۵۰ هست . ممکنه بتونی ، ممکنه نتونی..
ولی بیمه قبول نمیکنه تنگی لگن رو
مامان ماهلین🩷ماهور🩵 مامان ماهلین🩷ماهور🩵 ۱۱ ماهگی
پارت اول زایمان
طبق گهواره ۳۸هفته و ۶ روز بودم ک ب خاطر ضعیف شدن حرکات راهی بیمارستان شدم ..بیمارستان آرش
وقتی رفتم ساعت ۳ و نیم بعدازظهر قسمت پذیرش همه چیو گفتم و گف برو بشین فشارتو بگیرم .وقتی گرفت گف برو داخل برا معاینه و گفت فشارت ۱۴ احتمال بستری داری.وقتی رفتم پیش دکتر گف سریع برو رو تخت آخه خیلی شلوغ بود سریع رفتم و اومد تو دستگاه حرکات و ضربانشو دید و شروع کرد ب معاینه کردن ک برگشت گف آبریزش هم داری گفتم نمیدونم من فک میکردم ک ترشح ..دوباره ی دکتر دیگ اومد اونم معاینه کرد و گف آبریزش داری و یهو در کمال ناباوری گفتن ختم بارداری و سریع بستری بشه منم ک استرس گرفته بودم سریع زنگ زدم ب شوهرم و اونم باورش نمیشد خلاصه ازم همون دقیقه آزمایش ادرار گرفتن و من سریع بردن اتاق زایمان .خلاصه همراهم ک اومده بود رفته بود از داروخانه پک کامل لباس مادر و نوزاد و همه چیزایی ک حین زایمان و بعدزایمان لازم رو گرفته بود چون بیمارستان آرش اصلا ساک خودمونو قبول نمیکنن
مامان کیانا مامان کیانا ۳ ماهگی
پارت دوم
من واقعا ناامید شده بودم و بشدت از زایمان طبیعی میترسیدم بخاطر تجربه بدی که داشتم، خواهرم یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش برام ام ار ای نوشت تو 9 ماهگی انجام دادم، دکتر گفت یه دیسک کوچیک داری و بخاطرش بهم نامه داد منم رفتم نامه بستری و از دکترم گرفتم و همه رو تحویل کمیسیون بیمارستان دادم، خوشحال بودم که سزارین میشم اما جواب اومد که باید برم پیش دکتری که اونا میگن، ناامید شدم باز تپش قلبم برگ‌شت داغون بودم، همسرم گفت بیا بریم پیشش که همه راه هارو رفته باشیم، رفتم و دکتر بعد بررسی نامه زد برام ولی نگفت نامه چی هست، فقط منشیش وقتی دید گفت زده سزارین بلامانع، اما نگفت بهم با چه شرایطی بلا مانع است، البته من بخاطر رد شدن نامه کمیسیون گل مغربی ها رو شروع کرده بودم و دهانه رحمم 1سانت باز بود کلا، رفتم نامه هارو تحویل بیمارستان دادم چیزی به زایمانمم نمونده بود،کلا ده روز وقت داشتم، 3 روز مونده رفتم پیش دکتر زنان، دوباره معاینم کرد گفت 1سانت بازی و دهانه رحمت نرم نشده سر بچه خیلی بالاس و رحم زایمانی نیست، حالا که نامه سزارین داری فردا برات عمل میزارم نامه رو داد و من رفتم بیمارستان
اما بیمارستان گفت سزارینت رد شده چون دکتر گفته لگن تنگ نیست و اگه مشکلی نداره از نظر پزشک زنان باید طبیعی زایمان کنه
دنیا رو سرم خراب شد، مسئول بستری زنگ زد به پزشکم چون ازم ان اس تی گرفت و انقباض داشتم دکتر گفت طبق قرار فردا بیاد بستری شه اما برای زایمان طبیعی چون سزارینش رد شده😔
مامان رهام مامان رهام ۱ ماهگی
تجربه زایمان بیمارستان صارم/ پارت دوم

خواهرم با همسرم تماس گرفت که خودشو برسونه. آبریزش به حدی بود که هیچ پد و پوشکی جلوشو نمیگرفت و ناچارا حوله حمام گذاشتم بین پاهام تا برسم بیمارستان🤦‍♀️ دیدن این حجم آب گرم و جاری تجربه چندش آور و وحشتناکی بود. مجدد وارد اورژانس شدم و چون صبح اونجا بودم پروندم باز بود سریع کارام انجام شد.فشارمو گرفتن و بردن برای معاینه که باز هم ۲ سانت بودم ولی بخاطر پارگی کیسه اب و فشار پایین دستور بستری دادن. درنهایت ساعت ۱۱:۳۰ وارد زایشگاه شدم. اجازه ورود هیچ همراهی رو ندادن با اینکه همسرم اصرار داشت همراهم بیاد. البته اینو بگم رسیدگی و برخورد پرستارا و پزشک شیفت زایشگاه انقدر بی نظیر بود و جوری آدمو لوس میکردن که تنهایی و نبود همراهتو اصلا حس نمیکردی.
وارد بلوک زایمان طبیعی شدم و دستگاه ان اس تی بهم وصل شد. انقباض های شدید و درد وحشتناک داشتم ولی دهانه رحم باز نمیشد. با دکتر خودم تماس گرفتن که گفت هیچ کاری نکنن تا خودش رو برسونه. یه پرستار و یه ماما بالای سرم بودن و دائم وضعیتم رو چک میکردن. دردام وحشتناک بود و انقدر دستمو توی تخت فشار داده بودم که دو تا از ناخن هام شکسته بود ولی نفهمیده بودم🥲 دهانه رحم باز میشد تا ۵ سانت میومد و مجدد کاهش داشت روی ۲ سانت. پزشک شیفت برای معاینم اومد و با دیدن نوار گفت طبیعی نمیتونه باید بره اتاق عمل ولی چون دکترم خواسته بود صبر کردن😢این وضعیت تا ساعت ۱:۳۵ دقیقه طول کشید و نهایتا ماما اومد برای آخرین معاینه که گفت ۶ سانت باز شده ولی دستم میخوره به یه چیز نرم که متوجه شدن بند ناف ۲ دور دور گردنش پیچیده و همون لحظه یهو افت ضربان قلب جنین شروع شد که دعمل یه خانم دیگه رو کنسل کردن و منو اورژانسی بردن اتاق عمل