۵ پاسخ

پسر منم خیلی شیطونه منم عصبی میشم همه اینکارارو میکنه +اینکه از کابینت میره بالا میره بغل سینک میشینه آب باز میکنه بازی کنه بازی ک چی بریزه پایین.گ روی فرش.اصلا واکنش نشون نده ببین از سرش میوفته

من اگر جای شما بودم با یه مشاور کودک صحبت می‌کردم
شاید برخورد شما یه جوریه که عکس داره جواب میده
اون بچه س و پر انرژی
شما هم پریود
اگر مادرهمسرتون نزدیک هستن ببرید یک روز اونجا باشه

وااای منم دقیقا حال تو رو دارم دست تنهام دیروز روز اول پریودی به همه چی کار داره فقط هم میخواد خرابش کنه دیروز کنترل تلویزیون داشت با دندونش دکمه هاشو درمی‌آورد. تازه خراب کرده بود یکی خریدم دیدم باز نصفش رو داره درمیاره هر چی گفتم نکن آخر بلند شدم یه کوچولو سیلی زدم رو لپش جای دستم موند ولی واقعا به جنون میکشونن نمیتونم خودمو کنترل کنم آخرش نشستم عذاب وجدان گرفتم

خونتو امن کن هرچی که لازمه جمع کن

بچه رو ببر پارک پیاده روی خانه بازی تا انرژیش تخلیه بشه
یا خودت باهاش بازی کن

سوال های مرتبط

مامان معجزه من♥️❤️ مامان معجزه من♥️❤️ ۲ سالگی
مامانایی ک بچه هاتون همسن پسر منه بیایین تز حالتون بگین ،از رفتار بچه هاتون ،از واکنشتون
من کم اوردم ،واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم 😭
سردردو قلب درد گرفتم
پسرم ک رو اعصابم بود جدیدا بدتر شده ،هرچی میخاد باید بهش بدیم ،انقد گریه و جیغو داد میکنه تا ب خواستش برسه
یه چیزی رو هم بندازه دهنش تا ندیم میره رو اعصابمون اروم نمیشه
هیچ غلطی نمیتونم بکنم ،استرس میگیرم ،فقط میگه بغلم کن ،تا پامیشم میگه بغل
بیشتر از یه هفتست دست ب اسباب بازیاش نزده فقط میچسبه بهم میگه بغلم کن ،سرشم گرم میکنه ،از سرش نمیوفته باز تکرار میکنه
هی تو اشپزخونه ب پرو پام میپیچه گریه میکته ک بغلش کنمو بتونه فضولی کته ،رو میز غذا خوری میزارمش قانع نمیشه فقط بغل
میگم برو اسباب بازیاتو بریز بازی کن میره میریزه میاد میگه بغل 😭
از غذا خوردنش ک نگم ،نزدیک ۲ماه بود ترکش داده بودم ک با گپشی غذا بخوره ،الان از بس ادا درمیاره ،تف میکنه ،پامیشه فرار میکنه ک میگم گوشی رو بدم فقط بشینه بخوره چون گرسنه باشه بدتر بهانه گیری میکنه
خوابش ک ی پروژه بزرگه باید ۱۰بار بگیرم بیارمش بزارم رو پام ،چندین پوزیشن عوض میکنیم از هاپو میترسونمش تا بخابه
کسی بیاد خونمون نمیزاره بره دیگه ،کلی پشت سرشون گریه میکنه
شوهرمو نمیزاره بره سر کار خودشو میزنه زمینو گریه میکنه
گوشی نمیتونم دست بگیرم انقد گریه میکنه ک گوشی رو بده واس همین وقتی خوابه ی چن دیقه برمیدارمش
بخدا مریض شدم ،اینطوری پیش بره کارم ب بیمارستان روانی میکشه
والا بچه های همسنو سال پسرمم میبینم ،اصلا اذیت ندارن ،تو مهمونی میشینن پیش مامانشون ،غذاشونو میخورن ،ولی پسر من نه
باعث شده با شوهرمم اختلاف داشته باشیم ،از بس اعصابم خراب میکنه ک ب اونم پرخاشگری میکنم