۵ پاسخ

خواهرم تنها نیستی منم با دو قلوهام همین مصیبتو دارم هنوز لباس پارسالو تنش میکنم مادر شوهرمم ی سر میگه سبکن وزن ندارن، کلافه شدم با قاشق باید دنبالشون بدوم، وقتی نمیخورن اعصابم خورد میشه عصبی میشم بهشدت هم وابسته شیشه شیرن دیگه نمیدونم دور از جون چه غلطی کنم، کلا خودنو یادم رفته عین ادمایی که شلخته به خودشون نمیرسن شدم به خدا وقت ندارم ی آرایشگاه برم

سلام عزیزم باید ببری دکتر تغذیه ، دکتر عطیه محمد زاده در مورد تغذیه کودکان مطالعه میکنه، تو اینستا سرچ کن بین از کدوم بیشتر خوشت میاد

دخترمن غذا خوردنش خوبه
من اصلا ب زور بهش ندادم و اصرار واسه خوردن نکردم، خورد خورد نخورد جمع میکنم
واسه همین الحمدالله خوش خوراکه، من مشکل خواب دارم منو بیچاره کرده، ب شدت مقاومت ب خواب داره ما خیلی خسته ایم...

من دخترم اصلا غذا نمی‌خورد به محض اینکه شیر خشک رو قطع کرد خداروشکر خوب شد
ببین شاید همین شربتی که بهش میدی باعث بی اشتهایی شده

شیر خشک بهش میدی؟

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
این مدت در کنار احوالات دورو ورمون و اتفاق های بد
درونم پر از غصه ست اکروز همش گریه میکردم .
اینقدر پرخاشگر و عصبی شدم همش به شوهرم گیر میدم و کم مهلش میکنم وقتی بهم میگه من این همه زحمت میکشم فقط. یه
چیز ازت می‌خوام که همیشه بخندی شرمندش میشم
همش هم غصه م غذا نخوردن دخترمه
تا ماه پیش مشکلم این بود که صبح و ظهر و شب میخورد ولی خیلی کم میخورد .
ولی الان از صبح تا شب هیچی نمیخوره ته تنقلات نه هیچ فقط یه وعده باشب یا صبح در حد کم
همه دندون ها هم در آورده
زینک و آهن هم میخوره
دوسال و سه ماهشه یازده کیلوهه
وقتی میبینم جلو چشمام از صبح تا شب هیچی نمیخوره روزم داغون میشه الان سه هفته ست اینجوریه
مرغ دو سینه میذارم
تو یه روز باهاش سمبوسه ته چین و سوپ درست میکنم ببینم کدوم میخوره نمیخوره
امروز قیمه گذاشتم
باهاش برج وقیمه ماکارونی و سوپ کردم دو قاشق کوچیک خورد از صبح هم هیچی نخورده بود
نمی‌دونم دیگه چیکار کنم
خسته م از زندگی
هرکاری میکنم بی خیال بشم نمیتونم
روز. به روز هم زندگیمون داره سردتر میشه
مامان محدثه مامان محدثه ۲ سالگی
واقعاً خسته شدم دیگه. تا چقدر باید به خاطر غذا خوردن این بچه من غصه بخورم. اصلا کاری به تپل و لاغر و اینا ندارم. فقط سلامتی واسم مهمه. به خدا که از گرسنگی از خواب بیدار میشه صبح ها. همش میگه شکمم درد می‌کنه. هزار مدل غذا بهش پیشنهاد میدم. پنیر، کره و مربا، تخم مرغ آبپز، نیمرو، نون خالی حتی غذا اما میگه نمی‌خوام دهنش رو باز نمیکنه بخوره فقط میگه شکمم درد می‌کنه هرچقدر توضیح بدم که گرسنته هرچقدر جیغ بکشم یا گریه کنم نمیخوره. فقط ناهار و شام به زور یکم میخوره. جدیداً تقریباً یک ماهی میشه از خیلی از غذاهایی که قبلاً میخورد هم خوشش نمیاد. نه مرغ و گوشت نه غذای آبکی مثل آش و سوپ نه کباب و کوکو نه حتی سیب زمینی سرخ شده هیچی هیچی دوست نداره. با اینکه از شیر گرفتمش چون گرسنه میشه حتی توی خواب هم ناله می‌کنه شیر میخواد. یا شیر یا بستنی کلا همین رو دوست داره. فعالیتش هم زیاده. دیگه دارم رد میدم امروز دیگه دیوونه شدم. این بچه با چی زنده هست. چرا وقتی گرسنه هست انقدر مقاومت می‌کنه چرا هیچی رو دوست نداره. تا کی باید اینطوری باشه؟ من باید چیکار کنم؟ توروخدا اگه کسی تجربه ای داره بگه.