۳ پاسخ

با هرکی مثل خودش اصلا هم کار بدی نیس

نه کار درستی کرده. با هرکسی مثل خودش رفتار کن ولی مولظب باش بی ادبی نکن. تو هم زنگ نزن بهشون

نه عزیزم شما اصلأ کار بدی نکردی منم تو نه ماه بارداری ی زنگ نزد روز زایمانم اومد دست خالی دوهفته خونه مامانم بودم ی زنگ نزد حتا نیومدوتاالانه من باهاش حرف نزدم ونمیزنم🙂

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🐣 مامان ماهورا🐣 ۱ سالگی
مامان دلوین💖 مامان دلوین💖 ۱۶ ماهگی
خانما امشب واقعا پیامی که مینویسم و بخونید و‌بگید بهم نظراتتونو
امشب با شوهرم دعوام شد خیلی عصبی شد می خواست منو بزنه سر اینکه من چرا بهش شک‌کردم چرا اعتماد بهش ندارم 😭😭😭بهم گفت صب تا شب میرم سر کار تا تو و دلوین زندگیه خوبی داشته باشین اون وقت تو میایی بهم تهمت میزنی که با یکی دیگه ایی 😭 دارم کار میکنم با هم سه تایی زندگیه خوبی داشته باشیم یه مسافرت بتونیم بریم خیلی عصبی شد که چرا من این فکرا رو‌دارم همش میگه باز شروع کردی نکن اینکارارو😭😭
در صورتی که من حسم بهم دوروغ نمیگه گاهی قایمکی زنگ میزنه میره بیرون پیامک میده زنگ میزنه بهشم که میگم گوشیتو‌بده ببینم نمیده رمز گذاشته بهش رمزشم بهم نمیگه میگه گوشبه منو میخای چیکار
ولی چند روز پیش گف بیا این گوشیم ببین چی تویه این پیدا میکنی
گشتم ولی جیزی پیدا نکردمنمیدونم من دیوونه شدم یا واقعا داره یه کارایی میکنه و داره اینکارارو‌میکنه راحت تر به کاراش برسه😭😭😭😭
خیلی دوروغ میکه بهم هیچی از حرفاشو باور ندارم حتی دوستاشم که زنگ میزنن بهش تو خونه صحبت میکنه همش داره دروغ میگه پشت تلفن
میگم نکنه به منم به این راحتی همینجور دوروغ میکه
تروخدا بیایین بخونین متنمو کمکم کنید
مشاوره نمیاد میگه تو‌مریضی به من تهمت میزنی کاریو که نکردم و بهم تهمت میزنی
میگه میتونم به راحتی برم ازت شکایت کنم ببرمت دادگاه و این داستانا
همش داره دستشو پیش میگیره
همش میگه من اگر میخواستم اینکارارو‌کنم همون سال اول زندگی انجام میدادم یا موقعی که عقد بودیم حالا کی میاد نگام کنه اصلا خودم نمیرم سمت این جور کارا
بخونید و بهم بگید چیکار کنم

شیرخشک
شیرخشک
شیردهی
رفلاکس
بچه
بارداری
زایمان
کمکی
کودک
پوشک
پوشک
مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
خیلی دلم گرفته ..با مامانم صحبت کردنی پشت تلفن خواهرم زنگ زد ب مامانم ..مامانمم زود قطع کرد باشه باشه کاری نداری .
صبح هم به خاطر بزرگم زنگ زدم ج نداد دوباره زنگ زدم اشغال بود موند الان زنگ زد ....خیلی سخته تو زندگی واسه هیچ‌کس مهم نباشی
با مادر شوهرم دعوام شد زنگ زد گفت شوهرم دست تو اسیره منظور شوهرم
اختیار چیزیو نداره ‌معدش درد میکنه از عصابشه ...من بعد از زایمان سه چهار ماه هیچ به خودم نیومدم از کارای مادرشوهرم از استرس و ناراحتی که بهم داد شیرم خشک شد ....انقد شیر داشتم انقد شیر داشتم وقتی یه سینه مو میدادم اون یکی همینجوری سرازیر میشد تا شورتم خیس میشد ...تازه از بیمارستان مرخص شده بودیم اومد پیش مادر و خواهرم و زنداداشم انقد حرف زد حرف زد
ولی یکی پیدا نشد بگه بسه کن لال بشی انشالله بحق این روز عزیز ...این تازه زایمان کرده با شکم سزارینی یک هفته مونده پیش بچه ش این همینجوری حالش بده روحیه ش خرابه دم ب دیقه گریه می‌کنه بس کن ...
دلم گرفته از این که تو زندگی هیچ کس پشتم نبوده هیچ کس