۶ پاسخ

عزیرم خسته نباشی خدا قوت ولی الان سن مناسبی برای از شیر گرفتن نیست...اینجوری ولعش بیشتر میشه حریص تر میشه بزاز از ۱۸ ماهگی شروع کن و پروسه شیر نباید بیشتر از ۶ هفته طول بکشه و نباید کمتر از سه هفته باشه‌.....

عزیز شیر خواب رفتنش رو اول قطع نکن
بزار بخوابه بعد که بیدار شد بین خواب اونموقع سعی کن نخوره
من موقع از شیر گرفتن دختر اولیم این کار رو کردم اذیت شد ولی ۳-۴ روزه قطع شد برا شیر بیدار شدنش

فکر نکنم جواب بده

چرا میخوای بگیری از شیر؟

دقیقا منم امشب با پسرم همین داستان داشتم و یک ساعت و نیم تو اتاق بودیم و همه مراحل مثل شما پیش رفتیم اما فقط دلش میخواد زیر سینه بخوابه و آخرشم با گریه زیاد بهش سینه دادم و خوابید 😞

شیرش و بده گناه داره چرا از شیر میگیری اخه

سوال های مرتبط

مامان 🪽لَـیان🪽 مامان 🪽لَـیان🪽 ۱ سالگی
سلام مامانا دخترم شیر خودمو میخوره و خیلی شب بیدار میشه برا شیر بدعادت شده سیر سیر هم ک باشه بازم شیر میخوره خلاصه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش پریشب خیلی بد شد برام ساعت ۱۲خابید با سیری کامل ۲ونیم بیدار شد بهش ندادم گذاشتم رو پام تکون دادم خابید بعد ۴ونیم بیدار شد اول باباش گذاشتش رو پاش چون عادت نکرده لج کرد گریه کرد بعد بهش اب دادم خیلییییییییی گریه کرد منم مقاومت کردم که شیر ندم خلاصه با کلی گریه اخرم رو پام ساکت شد ولی با چشم باز اصلا نمیخابید منم عذاب وجدان گرفتم ساعت ۵(نیم ساعت گریه و بیتابی میکرد)بهش شیر دادم بازم تا ۶نخابید انگار ترسیده بود دیگه خلاصه دیشب خیلی بدتر شده بود بازم هر دوساعت بیدار میشد و خیلی بد گریه میکرد و هربار هم بهش شیر کامل دادم صبح ک بیدار شد مای بیبیش انقد جیش داشت ک پس داده بود دیگه منم از خستگی زیاد چکش نکرده بودم الان نمیدونم چرا انقد ادرارش زیاد بود از شیر زیاد از ترس از سرما ؟😔😔😔😔
چکار کنم برا قطع شیر شب
فرزندپروری
مامان نی نی(دریا)👶🌊 مامان نی نی(دریا)👶🌊 ۱۳ ماهگی
خیلی اعصابم خرابه...دریا رو از وقتی از شیر گرفتم خیلی بد شده...چیکار کنم موندم
دیروز ظهر غذاشو دادم پوشکشو عوض کردم داشتم‌باهاش بازی میکردم‌یه لحظه رفتم دستمو بشورم فاصله باهاش دو قدم بود...شروع کرد گریه ...یک ساعت بی وقفه گریه کرد ...ن بغلم میومد نه اروم میشد با هیچی..خودشو رو زمین پرت میکرد و فقط جیغ میزد و گریه میکرد...انقد گریه کردو کرد ک دیگه ترسیدم افتاد ب هق هق و سرفه ...اخر دیدم از کنار دهنش یه چیزی ریخت از شدت گریه ب گوارشش فشار اومد کمی بالا اورد...خیلی ترسیدم‌فک کردم تشنج کرده....شک ب هزار چیز کردم ولی میدونم سر شیر عصبی شده...بعد لباسشو عوض کردم همون حالت گریه میکرد توی شیشه شیرش واسش فرنی موزو سیب ریختم بخوره بخوابه خوایش ک برد هر چند وقت، نفس بلند میکشید توی خواب انقد ک گریه کرده بود...منم اشکم درومد واسش..اعصابم خورده...شبا نمیتونه بخوابه از وقتی از شیر گرفتمش هی بیدار میشه تند تند......عاهه جپچرا بچه من نباید بتونه یه شیربخوره.....خیلی هم‌وابسته شیشه شیر و شیرش بود از نوزادی با شیر میخوابید...خوابش و همه چی داغون شد از وقتی شیرو ازش گرفتم اصلا انگار یه بچه دیگه ای شد..دیروز انقد گریه کرد منم انقد ترسیدم‌زنگ‌زدم‌ب همسایه به شوهرم‌و مادرشوهرم ولی هیجکدوم جواب ندادن...فک کردم‌بلایی سر بچه اومده😔😔چ جوری عاخه خودمو اروم کنم...لعنت ب من ک نتونستم‌خودم‌یه شیر ب بچم بدم....از خودم‌متنفرم..امروز بهش صبونه دادم کامل ...یه ربع خوب بود بعد دوباره شروع کرد بهونه شیرو گرفت...شایدم‌سیر نمیشه نمیدونم ولی خیلی بهش غذا میدم بخدا...اما بعدش بهونه شیرو داره خیلی گریه میکنه😔😔😔چیکار کنم عاخه خودمم عصبی شدم...