۱۰ پاسخ

منم نداشتم فشار... خونریزیمم خ کم بود ، دکتر حین عمل رحممو پاکسازی کرده بود ولی در عوضش تا چند روز درد روده داشتم باد میپیچید تو رودم تا خارج بشه اشکم در میومد

چرا شکمتو فشار میدادن؟ منم سر شدم ولی فشار شکم رو نداشتم

اگه مامای خوبی بود،باید اول لگنت رو چک میکرد تا ببینه اصلا میتونی یا نه
و بعد هم وقتی میدید پیشرفت نداری،سریع سز میکرد تا اینقدر درد نکشی
خداروشکر که بخیر گذشت
ان شاالله توی بارداری های دیگت راحتی باشه و ارامش

وای واقعا وحشتناک تر این نداریم که درد طبیعی و بکشی سزارین بشی برای همین تا ابد انتخابم سزارین

عزیزم عین من.منم دقیقاً چیزی که تو تعریف کردی بودم ولی من 5.5سانت دهانه ی رحمت باز شده بود.به اصرار خودم رفتم اتاق عمل ولی من بعد سزارینم هم اصلا درد نداشتم تا اومدم خونه یکم بخیه هام درد داشتن ولی شیاف که زدم دردش زود میرفت

خواهرمنم سرزایمان اولم 12ساعت1سانت بودم دکتراحمق گوش ندادمنونبردسزارین بزورطبیعی دنیااوردپسرمو. مثلاخصوصی بود بیمارستان

واقعا چه برسر خودت اوردی چقدربی تجربه بودی فکر کنم به حرف بزرگترت هم گوش نمیکنی وگرنه مامانت که دیگه پرستاره چطور اجاره داده با ی ماما بری برای زایمان مگه عصر حجره که با قابله ادم زیمان کنه

عزیزم بدن با بدن فرق میکنه من هوار میکشیدم موقع بلند کردنم
بدترین درد عمرم بود

سوند زدی درد داشت؟

بعد از چند روز بخیه هاتو کشیدی ؟
به من گفت بعد از ۷ روز

سوال های مرتبط

مامان 💙ماهور💙 مامان 💙ماهور💙 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین با دکتر نسرین آهنگری در بیمارستان جوادالائمه
#پارت۳
شبش کلی شربت ملین خوردم. و صبحش هم . راستی این وسط کلی ازم تست قند خون گرفتن و همینطور از پسرم. که مطمعن بشن که سالمه چون من دیابت داشتم. شب اومدن سوندم رو در آوردن و منو راه بردن. که اولین راه رفتن واقعا دردناک بود برام. صبحش بهم گفتن که شکمت کار کرد بعد صبحانه بخور ولی من چون ضعف شدید داشتم نون و کره خوردم و همون هم باعث شد شکمم کار کنه. ساعت ۱۲.۱ روز دوم از بیمارستان مرخصم کردن. من واقعا از دکتر نسرین آهنگری راضی بودم خیلی آرام و متین و با دقت بود. از عملم هم راضی بودم. هر وقت درد داشتم خود بهیار ها برام شیاف میذاشتن. مامانم میترسید پرستارها میومدن آروغ بچه رو میگرفتن. همه پرستارها و ماماها خوش اخلاق بودن. رسیدگیشون عالی بود. هر وقت صدا میکردیم میمودن با خوش اخلاقی جواب میدادن‌. برای من که خیلی خوب بود. غذای بیمارستان هم من که نخوردم چون همش ناشتا بودم و ما به سزارینی و زن زائو هر غذایی نمیدیم ولی مامانم خیلی تعریف کرد گفت با کیفیت بود...
پایان
مامان رزا 🌹 مامان رزا 🌹 ۱ ماهگی
تجربه سزارین : 🥰😍سلام مامانا من ۲۸ ام تیر سزارین شدم و امروز دخترم پنج روزشه ، صبح رفتم بیمارستان و خداروشکر همه چی خوب بود ساعت ۷/۳۰ نوبت داشتم و همون موقع هم عمل شدم بدون تاخیر ،اگه بخوام از عمل بگم واقعا اونقدری سخت نبود از تصوراتمون شیرین تر و راحت تره ، من از دکتر خواستم سوند و تو بی حسی واسم بزنن قبول نکردن (خیلی میترسیدم) ولی باید بگم اصلا اصلا درد نداشت ، البته به مهارت ماما و پرستار هم بستگی داره ، بعدشم که اسپاینال اصلا متوجه نشدم ، ترس بعدیم از ماساژ رحمی بود من و ۳ بار ماساژ دادن که هر سه بارش هم تقریبا سر بودم ،😁😁 بار سوم یکم درد داشت ولی در حد ثانیه بود اونم مثل درد پریود . خواهشم اینه بعد از سزارین حتی کلمه ای حرف نزنید 🥲سرتونو تکون ندین من تا امروز سردرد داشتم 😩🥲با اینکه رعایت کرده بودم تا حدودی . دورتون شلوغ نکنید حتما نسکافه ببرید بخورید ولی نه اونقدری که شب بچه رو بیقرار کنه ، خرما داشته باشید حتما و کمپوت گلابی بهترین گزینه س ، امن ترین گزینه س . از راه رفتن بعدشم نترسید واااقعا سخت نیست بنظرم سخت ترین قسمت سزارین انژوکت زدن بود🥲😂درد داشت ، پمپ درد و حتما بگیرید که اصلا درد و حس نمیکنید با وجودش . حتما ماهیچه و مرغ بخورید بعدش و مایعات فراوان .
بازم سوالی بود بپرسید جواب میدم .
مامان 👧🏻🍓❤️ مامان 👧🏻🍓❤️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت اخر
خلاصه رفتم توی بخش و یکسری از دوستامو و اشناها تایم ملاقات اومدن بهم سر زدن منم حالم خیلی بود میگفتم میخندیدم و اصلا سردرد و گردن درد نشدم بااینک خیلی حرف زدم دیگ گذشت پرستار ساعتای ۷-۸ب اومد گفت باید بچرخین از حالت طاق باز امبولی نکنین و راه برین که بازمم برای من هم قسمت راه رفتن و هم قسمت چرخیدن اسون بود بخصوص.راه رفتن بقیه خانما اذیت میشدن میدیم من اولین نفری بودم پاشدم رفتم و قدم زدم و برای خودم حتی شرت و نوار گاشتم نذاشتم کسی باهام بیاد دیگ هیچی شب خابیدیم فردا صبحشم شکمم کار کرد دخترمم شکمش کار کرد ساعتای ۱۰برگ مرخصیو شوهرم گرفت و مرخص شدم
خلاصه بخام بگم اصلاا اذیت نشدم اصلاااا و عمل فوق العاده راحتی برام بود از دکترم عمیقاااا راضی بودممم بیمارستانم خوب بود رسیدگیاشم خوب بود رو هم رفته زایمان و سزارین خیلی تا خیلییی از تصوراتم که از تجربیات اینجا خونده بودم اسون تر بود برام 🤭❤️
سوالی داشتین بپرسین بهتون جواب میدم عشقا
مامان ایلیا مامان ایلیا ۱۲ ماهگی
ادامه تاپیک قبل. عصر دردام شروع شد و باوجود پمپ درد نمیتونستم تحمل کنم که برام شیاف گذاشتن . ساعت ده اومدن گفتن راه برو و مایعات بخور من چون همه گفته بودن راه رفتن اول سخته ازینکه از تخت بیام بیرون میترسیدم ولی برای من تغییرحالت از خوابیده ونشستن روی تخت سخت بود راه رفتن درد کمتری داشت رفتم سرویس و مایعات هم خوردم و بهم گفتن اول نسکافه نخورم چون معدم ترش میکنه و بازم تهوع میگیرم .نزدیک صبح دوباره سرویس رفتم و برام شیاف گذاشتن که حالم بهترشد. صبح اومدن گفتن شکمت کار کرده یانه و من چون در حالت عادی خیلی یبوست داشتم امکان نداشت بدون خوردن چیزی و یه عمل شکمم کار کنه و بهشون گفتم شکمم کار کرده که مرخص بشم دکترمم ساعت هشت اومد چک کرد و گفت مرخصم . بعد چهار روز گردن درد گرفتم که نمیتونستم سرمو تکون بدم که با شیاف بهتر شد و حدود دوروز اون سردرد و گردن درد وداشتم و فقط در حالت خوابیده درد نداشتم روز دهم هم رفتم مطب دکتر بخیه هامو کشید که هیچ دردی نداشت. کادر درمان بیمارستان از دکترو پرستار همه خیلی خوش رفتار بودن ولی روز قبلی که برای تشکیل پرونده رفته بودم جواب درست حسابی نمیدادن که کی نوبتمون میشه درحالی که میدونستن چندساعت طول میکشه همش میگفتن بشینید نیم ساعت دیگه که برای زن باردار تحمل چندساعت تو بیمارستان سخته. من ساعت ۹صبح رفتم ۱۲ونیم ظهرنوبتمون شد