۴ پاسخ

ممنون بابت ب اشتراک گذاشتن تجربت❤️

قدم نو رسیدتم مبارک باشه عزیزم 🩵

ممنونم که مثل بعضی از مادرا بقیه رو نترسوندی و بر عکس دلداری دادی ❤️

کدوم بیمارستان بودی ؟ دکترت کی بود؟

خداروشکر عزیزم
ایشالا برای ما هم آسون بگذره و خاطرات خوبش بمونه😍❤️

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان درسا 🎀🥰💞 مامان درسا 🎀🥰💞 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین پارت ۵
بعد ده دقیقه فکر کنم نمیدونم یا نیم ساعت بردنم بخش و وای که داشتم میلرزیدم فقط پمپ درد هم گرفتم که عاااااالی بود عاااااالی بچمو آوردن و دیدمش دلم رفت بخداااا🥹😍
چون بهش شیرخشک داده بودن گفتن تا ۳ ساعت دیگه شیر بده بهش
من ساعت ۸ شب ۱۱ تیر پنج‌شنبه زایمان کردم و گفتن تا ۶ صبح هیچی نباید بخوری منم که از تشنگی داشتم میمردم مامانم هی دستمال خیس میکرد میزاشت لبم . خلاصه که ساعت ۲ اینا بود اومد پرستارو کمک کرد شیر بدم به بچم البته با کمک مامانم 🥹
ساعت ۶ بود صبحانه آوردن و صبحانه خوردم و گفتن باید بلند شی راه بری راستی قبلش هم سوندم رو کشید که رمانی که کشید نفسمو گفت حبس کنم تا دردم نگیره که درد نداشت اصلا
راه رفتن اولیه خیلی سخته و دردناکه که فقط همون بار اوله بعدش دیکه هی راحت تر راه میری 😍
گذشت و دیگه آها از پمپ درد بگم من زمانی که بیحسیم رفت درد پریودی شدید داشتم باوجود پمپ درد ولی تخت بغلیم میگفت من داد میکشیدم از درد چون پمپ درد نداشت و خیلی اذیت بود
مامان آریا🐣 مامان آریا🐣 ۱ ماهگی
پارت دوم سزارین :
من تو ریکاوری یادآوری کردم که پمپ درد حتما میخوام که برام زدن همونجا هم هر ربع ساعت ماساژ شکمی دادن که اصلا دردشو متوجه نشدم و ساعت ۱۱رفتم توی بخش
وقتی منو میزاشتن روی تخت خودم ،برام دوتا شیافت گذاشتن که اصلا متوجه نشدم کی این اتفاق افتاد (چون خودم دوست نداشتم بقیه برام شیافت بزارن ولی خودشون انجام دادن که خوب بود به نظرم )
بعدش دیگه برام سرم و مسکن و دارو تزریق کردن و بچه رو آوردن خودشون بهم یاد دادن چجوری بهش شیر بدم و از ساعت ۵بهم گفتن مایعات مصرف کنم و ساعت ۸اومدن که راه ببرنم
(همه میگن خیلی درد داره ولی واقعا اینجوری نبود کلا یه درد ملایم و آرومی بود سعی کنید مثانه تون خالی باشه تا فشار کمتری بهتون بیاد من اولش کمرمو کج میکردم تا راه برم ولی آروم آروم صاف کردم ) فقط پایین اومدن از تخت یکم سخت بود برام و بقیش اوکی بود
حتما باید شکمتون کار کنه تا مرخص بشید که این برای من قسمت سخت ماجرا بود
چون نفخ داشتم شکمم کار نمیکرد و نهایتا بهم لاکسی ژل دادن که خداروشکر مشکل حل شد

#زایمان #سزارین #تجربه_زایمان #تجربه_سزارین #زایمان_طبیعی